هیدرازین هیدرات – HH – Hydrazine

هیدرازین هیدرات – HH – Hydrazine

هیدرازین هیدرات (HH) یک مایع بی رنگ ، بخور کننده و روغنی با بوی آمونیاک است.

HH به عنوان یک ماده کاهش دهنده ، یک دستگاه پاک کننده اکسیژن در تصفیه آب دیگ بخار استفاده می شود ، و به عنوان منبع دارویی – هیدرالازین یک داروی ضد توبولار و همچنین برای مواد شیمیایی کشاورزی و سایر مشتقات هیدرازین است.

Hydrazine برای اولین بار در طول جنگ جهانی دوم به عنوان سوخت موشکی برای Messerschmitt Me 163B (اولین هواپیمای جنگنده موشکی) مورد استفاده قرار گرفت ،

تحت نام کد B-Stoff (هیدراتین هیدرات).

هیدراتین هیدراتین به عنوان ماده اولیه برای مواد کفپلاستیکی استفاده می شود و 28٪ هیدرازین در تصفیه آب و pH مورد استفاده قرار می گیرد.

موارد کنترل هیدرازین هیدرات:

هیدراتین، هیدراتین و مشتقات آن در ساخت مواد مؤثر برای داروهای ضد سرطان ، داروهای ضد افسردگی ، داروهای ضد قارچ ، ادرارآورها ، ضد اضطراب ، ضد آریتمیک ، ضد حساسیت ، ضد پارکینسون ، ضد خونریزی ، ضد سل ، ضد ویروس و ضد میگرن کاربرد دارد

مشتقات هیدرازین ممکن است در فرآیندهای پلیمریزاسیون رادیکال آزاد مورد استفاده قرار گیرد. همچنین

آزو که به طور عمده از هیدرازین هیدرات بدست می آیند مورد استفاده در واکنشهای پلیمریزاسیون برای شروع یا خاتمه روند پلیمریزاسیون یا کاهش محتوای مونومر باقیمانده. هیدراتین هیدراتین و هیدرازیدها می توانند به عنوان عوامل اتصال عرضی پلی اورتان و لاستیک استفاده شوند. ضمنا به عنوان عوامل کاهنده قدرتمند ، هیدرازین و نمکهای آن می توانند به عنوان دستگاه های محافظ اکسیژن برای آب دیگ و آب شیرین استفاده شوند

رفتارهیدرازین هیدرات

هیدرازین هیدرات ممکن است به صورت یک محلول ساده یا به شکل کاتالیز شده آن استفاده شود.

در عمل نشان می دهد که هیدرازین هیدرات ممکن است در فرآیند پالایش طلا aqua regia استفاده شود.

در بیشتر موارد استفاده ، هیدرازین به عنوان هیدرازین هیدرات در فرمولاسیون با آب تولید می شود.

هیدرازین بی آب ، که به عنوان پیشرانه موشک مورد استفاده قرار می گیرد ، یک ترکیب معدنی مهم است و با دهیدراته کردن هیدرازین هیدرات بدست می آید.

بازار هیدرازین بی آب در اتحادیه اروپا نسبت به بازار هیدرازین هیدرات بسیار کم است.

در سالهای گذشته ، هنگامی که تقاضای بازار جهانی هیدراتین هیدراتین 80،000 – 90،000 تن در سال برآورد شد ، انتظار این بود که تقاضا به طور پیوسته رشد می کند ، در حالی که تقاضا در کشورهای پیشرفته کاهش می یابد ولی تقاضا در کشورهای در حال توسعه ، به ویژه کشورهای آسیایی با سرعت در حال رشد است.

دفتر اجرایی بهداشت و ایمنی انگلیس همچنین استفاده از هیدرازین هیدرات را به عنوان دستگاه پاک کننده اکسیژن در منابع آب دیگ بخار در قدرت تأیید می کند.

کاربرد مشابه:

از هیدرازین هیدرات به عنوان ماده معدنی به جای هیدروکسید سدیم استفاده شده است.

هیدرازین هیدرات یک ماده احیا کننده است که به عنوان مواد دارویی ، سموم دفع آفات ، ماده رنگ کننده ، دمنده و توسعه دهنده عکاسی مورد استفاده قرار می گیرد.

اماکن تولیدی غیر اتحادیه اروپا برای هیدرازین هیدرات در ژاپن واقع شده اند.

روش تهیه هیدراتین هیدراتین

·        تبخیر محلولهای هیدرازین هیدرات

·        فرآیند حذف ناخالصی های هیدرازین هیدرات

·        فرآیند آماده سازی هیدرازین هیدرات

·        فرآیند تصفیه محلولهای هیدرازین آبی هیدرات

·        فرآیند تهیه محلولهای غلیظ هیدرازین هیدرات

چگونه هیدرازین را دفع می کنید؟

دفع (براساس پرونده دفع زباله IRPTC) هیدرازین را می توان با رقیق کردن با آب رها کرد تا حداقل یک محلول 40٪ و خنثی سازی بعدی با اسید سولفوریک رقیق تولید شود. محلول حاصل با آب فراوان می تواند داخل فاضلاب تخلیه شود.

هیدراتین هیدراتین برای چه مواردی استفاده می شود؟

هیدراتین هیدراتین (HH) یک مایع بی رنگ ، بخور کننده و روغنی با بوی آمونیاک است. HH به عنوان یک ماده کاهش دهنده ، یک دستگاه پاک کننده اکسیژن در تصفیه آب دیگ مورد استفاده قرار می گیرد ، و به عنوان منبع دارویی – هیدرالازین یک داروی ضد توبولار و همچنین برای مواد شیمیایی کشاورزی و سایر مشتقات هیدرازین است.

هیدرازین چه تأثیراتی بر بدن شما می گذارد؟

قرار گرفتن در معرض هیدرازین می تواند باعث سوزش پوست / درماتیت تماسی و سوزش ، سوزش چشم ، بینی / گلو ، حالت تهوع / استفراغ ، تنگی نفس ، ورم ریوی ، سردرد ، سرگیجه ، افسردگی سیستم عصبی مرکزی ، بی حالی ، کوری موقت ، تشنج و اغما شود.

آیا هیدرازین یک سرطان زا است؟

با توجه به نتایج علمی ، هیدرازین حتی پس از مصرف طول عمر دوزهای مسموم به طور غیرقابل سمیت ، بسیار سرطان زا هستند. بنابراین طبقه بندی هیدرازین به عنوان “سرطان زا” باید مجددا ارزیابی شود.

چرا هیدرازین ناپایدار است؟

هیدرازین یک مایع به شدت سمی و خطرناک ناپایدار است که بوی کمی مانند آمونیاک می دهد احتمالاً به این دلیل که از دو مولکول آمونیاک ساخته شده است.

تعیین مقدار هیدرازین در آب

هیدرازین بصورت N2H4 نشان داده می شود و برحسب ppm اندازه گیری می شود.
علت استفاده از هیدرازین در صنعت:

هیدرازین یک اکسیژن زدای موثر بوده و در واکنش با اکسیژن تولید ازت و آب می نماید.

N2H4+O2 →   N2 +2H2O

برای اکسیژن زدائی می توان از سولفیت سدیم (Na2SO3) نیز استفاده کرد ولی مزیت هیدرا زین بر سولفیت سدیم عبارت است از :
1- هیدرازین املاحی را به آب بویلر اضافه نمی کند ولی سولفیت سدیم بر املاح آب می افزاید :

Na2SO3+O2 →   Na2SO4 (s)

2- محافظت از خوردگی :
هیدارزین خورنده فلزات آهنی نیست بلکه نقش محافظ دارد .
در بویلر های فشار بالا (High Pressure) با فشار  900psi برای حذف اکسیژن حتما بجای استفاده از سولفیت سدیم بایستی از هیدرازین استفاده کرد .

N2H4+  O2 →    N2 + 2H2O

N2H4 ≡      O2
32 gr           32 gr

نسبت هیدارزین و اکسیژن 1 به 1 است . از نظر تئوری برای هر ppm اکسیژن حل شده یک ppm هیدارزین نیاز است . هیدرازین عمل نکرده یا باقیمانده می تواند تجزیه شده و تولید آمونیاک کند . آمونیاک حاصل از هیدرازین به مس و آلیاژهای مسی حمله کرده و باعث خوردگی می گردد.

Cu2+ 6NH3 →  [Cu(NH3)62+]

برای جلوگیری از خوردگی درکندانسورهای مسی و اجتناب از غلظت زیاد آمونیاک در بخار باید هیدرازین باقیمانده در آب بویلرها در حد ppm 0.1 یا کمتر باشد.
روشهای اندازه گیری غلظت هیدرازین:

روش یدو متری که معمولا برای تعیین خلوص هیدرازین استفاده می شود .
روش رنگ سنجی با پارادی متیل آمینو بنزن آلدئید

روش رنگ سنجی:

پارادی متیل آمینو بنز آلدئید به فرمول زیر در محیط اسیدی با هیدرازین عمل نموده و تولید رنگ زرد میکند:

شدت رنگ ایجاد شده متناسب با غلظت هیدرازین نمونه است ، در طول موج 425 یا 440 یا 470 نانو متر توسط دستگاه اسپکتروفتومتر جذب را خوانده و از منحنی استاندارد ، هیدرازین نمونه را تعیین می کنند .
مزاحمت روش رنگ سنجی :

اگر نمونه رنگی باشد در روش رنگ سنجی ایجاد مزاحمت می کند و رنگ ایجاد شده با پارادی متیل آمینو بنزآلدئید را می پوشاند .

برای رفع مزاحمت از هگزیل الکل استفاده می کند . برای این منظور که  15 میلی لیتر اسید کلریک غلیظ را در بالن زوزه 200 میلی لیتری ریخته و بدون اینکه نمونه در تماس با هوا قرار گیرد به حجم می رسانیم .50 میلی لیتر از این محلول را در قیف دکانتور ریخته و  10 میلی لیتر هگزیل الکل (C6H13OH) می افزائیم . قیف را تکان داده تا خوب مخلوط شود . هیدرازین در لایه زیرین قرار دارد . آنرا جدا کرده وتست هیدرازین را انجام می دهند.

زئولیت , zeolite

زئولیت , zeolite

ZeoBest ZeoLite Filter Media for Sand Pool Filters

زئولیت طبیعی یک فیلتر طبیعی جدید و بسیار خوب برای تصفیه آب است. این سیستم از فیلترهای ماسه‌ای و کربنی عملکرد بهتری دارد و آب خالص‌تری تولید می‌کند که مزایای زیادی نسبت به ماسه دارد و می‌توان از آن به عنوان جایگزین مستقیم ماسه در فیلتر ماسه معمولی استفاده کرد.

زئولیت‌های طبیعی آلومینوسیلیکات‌های هیدراته قابل قبول از نظر اقتصادی و زیست محیطی با خاصیت تبادل یونی و جذب استثنایی است. اثربخشی آن‌ها در فرآیندهای مختلف تکنولوژیکی بستگی به خصوصیات فیزیکی و شیمیایی آن‌ها بسته به رسوبات زمین‌شناسی آن‌ها دارد. ساختار متخلخل سه بعدی زئولیت‌های طبیعی کاربردهای مختلفی را برای آن‌ها ایجاد می‌کند.

به دلیل وجود بار بیش از حد روی سطح زئولیت ناشی از جایگزینی ایزومورفیک سیلیکون با آلومینیوم در واحدهای ساختاری اولیه، زئولیت‌های طبیعی به گروه مبدل‌های کاتیونی تعلق دارند.

مطالعات بیشماری عملکرد عالی آن‌ها را در حذف کاتیون‌های فلزی از فاضلاب‌ها تایید کرده است.

زئولیت‌ها را می‌توان به صورت شیمیایی با نمک‌های معدنی یا سورفکتانت‌های آلی اصلاح کرد که روی سطح جذب و منجر به تولید اکسی- هیدروکسیدهای با بار مثبت یا میسل‌های سورفاکتانت می‌شوند و در نتیجه زئولیت قادر است به آنیو‌ن‌ها مانند آرسنات‌ها یا کرومات‌ها در ترکیبات پایدار یا با پایداری کمتر متصل شود.

زئولیت‌های طبیعی نسبت به سایر مواد تبادل کاتیونی معمول مانند رزین‌های آلی مزایایی دارند زیرا ارزان است و قابلیت گزینش کاتیون‌های مختلف را در دماهای پایین دارند که کاتیون‌های قابل تعویض غیر سمی (K +، +Na، Ca2 و Mg2) را در محیط آزاد و امکان نگهداری ساده و ارزان را در کاربردهای بزرگ مقیاس فراهم می‌کنند.

بازده تصفیه آب با استفاده از زئولیت‌های طبیعی و اصلاح شده بستگی به نوع و میزان زئولیت استفاده شده، توزیع اندازه ذرات زئولیت، غلظت اولیه آلاینده‌ها (کاتیون / آنیون)، مقدار pH محلول، قدرت یونی محلول، دما، فشار، زمان تماس سیستم زئولیت/ محلول و حضور سایر ترکیبات آلی و آنیون‌ها دارد.

برای تصفیه آب با زئولیت‌های طبیعی از روش‌های استاندارد استفاده می‌شود که معمولا فرایند ستونی یا دسته‌ای است.

خاصیت تبادل یونی و جذب زئولیت‌های طبیعی در مقایسه با سایر فرآیندهای شیمیایی و بیولوژیکی از مزایای حذف ناخالصی‌ها حتی در غلظت‌های نسبتا کم و حفظ شیمی آب در صورت استفاده از فرآیند ستونی را فراهم می‌آورد.

کاربردهای زئولیت در تصفیه آب و فاضلاب

تصفیه آب

  • تصفیه آب
  • حذف فلزات سنگین
  • استخرهای شنا

تصفیه فاضلاب

  • حذف آمونیاک / آمونیوم در لجن / فاضلاب شهری
  • حذف فلزات سنگین
  • کاربردهای آبشویی
زئولیت در صنعت تصفیه آب و فاضلاب

زئولیت در صنعت تصفیه آب و فاضلاب

تصفیه آب با استفاده از زئولیت های طبیعی

تصفیه فاضلاب

استفاده از زئولیت‌های طبیعی در تصفیه فاضلاب یکی از قدیمی‌ترین حوزه‌های استفاده از آن‌ها است. وجود فلزات سنگین (روی، سرب، کادمیوم، مس، منگنز، آهن و غیره) در فاضلاب یک مشکل جدی زیست محیطی است و حذف آن‌ها توسط زئولیت‌های طبیعی بطور گسترده در کنار سایر فناوری‌ها از جمله رسوب شیمیایی، تبادل یونی، جذب، فیلتراسیون غشایی، لخته‌سازی انعقادی، شناورسازی و روش‌های الکتروشیمیایی مورد مطالعه قرار گرفته است.

زئولیت‌های طبیعی مختلف در سراسر جهان ظرفیت‌های تبادل یونی خوبی برای کاتیون‌ها مانند آمونیوم و یون‌های فلزات سنگین را دارند. زئولیت‌های طبیعی را می‌توان با روش‌های مختلفی از قبیل اسیدشویی، تبادل یونی و سورفکتانت اصلاح کرد. زئولیت‌های اصلاح شده ظرفیت جذب بالایی برای مواد آلی و آنیون‌ها نشان می‌دهند.

تصفیه آب‌های سطحی، زمینی و زیرزمینی

زئولیت‌های طبیعی برای از بین بردن همزمان آمونیاک و هیومیک اسید، دو مورد از آلاینده‌های موجود در حال حاضر، از آب‌های سطحی مورد استفاده قرار می‌گیرند. حذف آن‌ها بستگی به مقدار pH، غلظت اولیه هیومیک اسید و آمونیاک، دما و زمان تماس دارد.

بهترین عملکرد زئولیت برای از بین بردن همزمان آمونیاک و اسید هیومیک در pH های نزدیک به آب‌های طبیعی است. از زئولیت‌های طبیعی و اصلاح شده برای حذف همزمان یون‌های آهن و منگنز از نمونه‌های آب زیرزمینی استفاده می‌شود. میزان سطح حذف آهن و منگنز توسط زئولیت طبیعی-کلینوپتیلولیت، ۲۲-۹۰ درصد و ۶۱-۱۰۰ درصد است.

تصفیه آب خاکستری و آب آشامیدنی

روش‌های معمول مختلفی برای حذف آلاینده‌ها از آب آشامیدنی مانند انعقاد، تصفیه، فرآیندهای غشایی و تبادل یونی استفاده می‌شود. روش‌های جذب از نظر اقتصادی و کارایی و ساخت آسان موثر است.

خاصیت بسیار منحصر به فرد زئولیت‌های طبیعی انتخابی بودن آن‌ها نسبت به کاتیون است. نتایج آزمایش‌های جذب به خصوص در زئولیت‌های اصلاح شده با توجه به این واقعیت که سیستم کلینوپتیلولیت-آهن ارزان، سنتزی و قابل احیا و بازیابی، بی ضرر برای انسان و موجودات زنده و محیط زیست است، آن ‌را بسیار  مناسب برای جاذب انتخابی فلزی می‌نماید.

فناوری استفاده از هیدروکسید آهن/ آلومینیوم برای حذف آرسنیک از آب اثبات شده است. روش جایگزین برای افزایش کارایی، استفاده از جاذب‌های دانه درشت برای افزایش سرعت جریان و توان این فرآیند است. حذف آرسنیک از آب آشامیدنی با استفاده از جاذب‌های اصلاح شده (زئولیت طبیعی) تهیه شده با استفاده از محلول های مختلف آهن صورت می‌گیرد. جذب آرسنیک توسط زئولیت مبدل آهن می‌تواند تا ۱۰۰ میلی‌گرم در کیلوگرم برسد.

ناحیه سطحی بالای سیستم زئولیت طبیعی اصلاح شده (کلینوپتیلولیت) اکسید آهن، کاتیون‌هایی مانند مس را از آب آشامیدنی حذف می‌کند. سطح کلینوپتیلولیت اصلاح شده تا ۵ برابر (از ۳۰ تا ۱۵۱ متر مربع در گرم) و حداکثر مقدار یون‌های مس جذب شده ۶/۱۳ میلی‌گرم در گرم زئولیت برای کلینوپتیلولیت طبیعی و ۵/۳۷ میلی‌گرم در گرم برای کلینوپتیلولیت اصلاح شده است.

علیرغم شواهد بسیار در مورد اثربخشی زئولیت‌ها در حذف آنیون‌ها، بسیاری از آنها تا به امروز در مقیاس‌های بزرگ استفاده نشده‌اند.

غلظت بالایی از یون‌های فلوراید در آب‌های زیرزمینی تا بیش از ۳۰ میلی‌گرم در لیتر، بطور گسترده در ایالات متحده آمریکا، آفریقا و آسیا ایجاد می‌شود. بیش از ۲۶۰ میلیون نفر در سراسر جهان از آب آشامیدنی با میزان فلوراید > 1 میلی‌گرم در لیتر استفاده می‌کنند.

تکنیک‌های در دسترس برای از بین بردن آنیون‌های –F از آب آشامیدنی روش‌های غشایی، دیالیز، الکترودیالیز و در نهایت جذب است. زئولیت طبیعی از نوع کلینوپتیلولیت با محلول اسید نیتریک پیش از بارگذاری باAl3 ، La3 یا +۲ZrO پیش آماده‌سازی می‌شوند.

زئولیت‌های کم سیلیس با بار آلومینیوم به عنوان جاذب برای فلورایدها قادرند آب را به غلظت‌های زیر حداکثر غلظت مجاز  ۱٫۵میلی‌گرم در لیتر برسانند. حداکثر جذب فلوراید در محدودهpH  ۸-۴ است. غلظت‌های بالای نیترات در منابع آب آشامیدنی برای محیط زیست و سلامت عمومی خطرناک است.

بازده حذف یون‌ های– NO3 با اصلاح نمونه‌های کلینوپتیلولیت با هگزا دسیل تری متیل آمونیوم یا برمید ستیل پیریدینیوم افزایش می‌یابد.

اب خاکستری آبی است که از حمام و شست وشو در خانه ایجاد می‌شود. آمونیوم یکی از مهم‌ترین آلاینده‌های آب خاکستری است. زئولیت‌های طبیعی و اصلاح شده برای تصفیه آ‌‌ن‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند و بسته به زمان تماس، بارگیری زئولیت، غلظت اولیه آمونیوم و مقدار pH می‌توانند عملکرد خوبی تا حدود حذف ۹۷ درصد آمونیوم را داشته باشند.

روشهای حذف بو , Odor removal

روشهای حذف بو , Odor removal

بو كه یكی از شاخصهای آلودگی هوا میباشد ممكن است از منابع مختلفی از جمله فاضلاب­های شهری وصنعتی و زباله ها به وجود آید. با تجزیه فاضلاب درون چاه توسط باکتری ها گازهایی از جمله متان، آمونیاک و غیره تولید می شود که به آن ها گازهای سپتیک می گویند. این گازها سمی هستند و می توانند در غلظت های بالا به سیستم تنفسی آسیب وارد کنند و سبب مرگ و میر شوند. اما در غلظت های پایین تر، بوی بد این گازها که از طریق لوله های فاضلاب پراکنده می شوند استشمام می شود. تولید بو یکی از مشکلات تصفیه خانه های فاضلاب و شبکه‌های جمع‌آوری فاضلاب می‌باشد. از این­رو روش های مختلفی برای از بین بردن و کنترل آن پیشنهاد شده است.

ODOR REMOVAL SYSTEMS - WASTEWATER

حذف بو نیاز به طی مراحل زیر دارد:

  1. شناخت فرآیند موجود و امکان‌سنجی تغییر فرآیند با بررسی روش‌های مختلف هوازی و بی‌هوازی
  2. شناخت و بررسی کامل واحدهای آمایش و پردازش لجن، اعم از تغلیظ کننده ها و واحدهای آبگیری به‌عنوان منبع تولیدکننده بو
  3. بررسی روش‌های بوزدایی و روش‌های نوین این فرآیند شامل روش‌های شیمیایی و بیوفیلتری
  4. انتخاب فرآیند مناسب

 

ترکیبات تولید کننده بو

تنوع ترکیبات دلیل اصلی تولید بو در تصفیه خانه های فاضلاب است، این ترکیبات غالبا شامل موارد زیر است :

۱) ترکیبات احیاء شده سولفور مانند سولفید هیدروژن، مرکاپتان ها و سولفیدهای آلی

۲) ترکیبات نیتروژن مانند آمونیاک و آمین ها

۳) اسیدهای چرب فرار مانند اسید فرمیک و بوتیریک اسید

۴) آلدئیدها و کتون ها

 

راهکارهای متداول حذف بو:

  1. روش­های شیمیایی:

نوع روش عنوان روش­ خلاصه روش مزایا معایب
شیمیایی اوزون زنی اوزون اكسیدكننده قوی مولكول­های بودار را به سرعت به تركیبات اولیه آنها تجزیه می­كند و خود تبدیل به اكسیژن می­شود. دوستدار محیط­ زیست

بهترین روش برای شکستن ساختار ملکول

پایدار نبوده و در نتیجه نمی­‌توان آن­را انبار یا حمل نمود
افزودن نیترات نیترات را به عنوان منبع اكسیژن برمی­‌گزینند. فاضلاب خام به حالت طبیعی شامل هیچ نیتراتی نمی­‌باشد در نتیجه باید به صورت مصنوعی آن را اضافه كرد. كنترل سولفید هیدروژن موجود در سیستم فاضلاب با افزودن نیترات به دو صورت امكان‌پذیر خواهد بود. حذف سولفید­هیدروژن جلوگیری از تولید سولفید هیدروژن نامناسب برای محیط زیست

ch5 1

شکل 1- عملیات ازن زنی و بیوفیلتراسیون همزمان در یک تصفیه خانه فاضلاب

 

 

 

 

2- روش­های فیزیکی:

نوع روش­ عنوان روش­ خلاصه روش مزایا معایب
فیزیکی محصور کردن نصب سرپوش، هواكش جمع كننده و دستگاه انتقال هوا جهت محصوركردن و هدايت گازهاي بدبو به سيستم تصفيه صورت مي‌پذيرد. مواد و مصالح مورد نياز براي محصوركردن كاملا پايدار بوده، که دچار خوردگی نشوند. ارزان نیاز به مواد و مصالح پایدار در برابر خوردگی

عدم دستیابی کامل اپراتور به لجن جمع شده روی سطح

هوادهی تزريق هوا به درون فاضلاب اقدامي موثر براي جلوگيري از عدم توليد گازهاي نامطبوع و گازهای فرار از جمله سولفید هیدروژن مي‌باشد. کمک به اکسیداسیون آهن و منگنز در حین حذف آلاینده­های بوزا

جلوگیری از بی­هوازی شدن محیط

مصرف بالای انرژی
اسپری مواد معطر موادي معطر بر روي سطح منابع بوزا پاشيده ميشود و آلودگی­ها در محل باقی می­ماند آسان

نیاز نداشتن به تجهیزات خاص

حذف موقتی بو

باقی ماندن آلودگی در محل

عدم کاهش مشکلات خوردگی

استفاده در غلظت­های پایین

رقیق­سازی با هوای بی­بو در اين روش ميتوان براي كنترل گازهاي نامطبوع ايجاد شده در سيستم فاضلاب آنها را با هواي تازه بي­بو رقيق كرد – –
احتراق اگر دماي محفظه احتراق بيش از 750 درجه سلسيوس باشد، ظرف مدت چند ثانيه تقريبا تمامي گازهاي بدبوي توليد شده در تأسيسات فاضلابي را

مي سوزاند

– نیاز به دمای بالا

تشدید مشکل بو به دلیل سوخت ناقص بعضی از گازها

سوزاندن کاتالیزوری فرايند سوزاندن كاتاليزوري، تركيبات آلي فرار موجود در گازهاي متصاعد شده كه ميتوانند عامل توليد بو باشند، به كمك يك كاتاليزور اكسيد ميشوند – نیاز به کاتالیزور

امکان تولید بو توسط ترکیبات آلی فرار موجود در گازهای متصاعد شده

 ch5 2

شکل 2- عملیات مسقف کردن بزرگ ترین تصفیه خانه اروپا در لندن با استفاده از ششصدهزار فوت مربع ورقه های آلومینیومی

 

  • روش­های بیولوژیکی:

تصفيه بيولوژيكي روشي موثر و مقرون­به­صرفه براي غلظت­هاي كم آلاينده در حجم زياد هوا ميباشد در حالي­كه تصفيه شيميايي نياز به مواد افزودني دارد كه مشكلات زيست محيطي را سبب مي­شود سيستم­هاي بيولوژيكي براي كنترل بو براساس فعاليت ميكروارگانيسم­هايي كه تركيبات بودار موجود در فاضلاب را به دي اكسيدكربن و آب تبديل مي­كنند مي­باشند.

 

نوع روش عنوان روش­ خلاصه روش مزایا معایب
بیولوژیکی بیوفیلتراسیون در این روش هوای دارای گازهای آلوده با عبور از یک بستر متخلخل حاوی عوامل بیولوژیک تصفیه می شود سادگی فرآیند و امکان انجام آن در دما و فشار معمولی

امکان نصب سریع در مکان­های مورد نظر با اشغال فضای کم

مصرف انرژی پایین

سهولت بهره برداری توسط نیروهای بهره بردار

تکنولوژی سبز

–
بیواسکرابرها بيواسكرابرها راكتورهايي هستند كه در آنها جريان هواي حاوي آلاينده توسط تماس با يك محلول شوينده تصفيه مي­گردد حذف سولفيد هيدروژن جلوگيري از توليد سولفيد هيدروژن –

 

انتظارات  طرح پیشنهادی:

طرح پیشنهادی دربرگیرنده­ی معیارهای زیر باشد:

  • اقتصادی و مقرون به­‌صرفه باشد
  • کارایی و راندمان قابل­ قبول و ثابت شده در دراز مدت
  • بهره­‌برداری ساده و آسان
  • روش بومی­‌سازی شده و کم­ترین نیاز به تجهیزات خارجی
  • دارای کم­ترین پیامدهای زیست ­محیطی (آلودگی لجن، بوی بد، آلودگی صوتی، مصرف انرژی بالا) باشد
  • زائدات و پسماندهای قابل استفاده داشته باشد( لجن قابل تبدیل به مواد مصرفی در صنایع و با ارزش افزوده)

 

استانداردهای جهانی مربوط به پمپ

استانداردهای جهانی مربوط به پمپ

امروزه با پیشرفت علم و همچنین اهمیت روزافزون کیفیت در تولید و طراحی یکی از نکاتی که باید در این زمینه ها مورد توجه قرار گیرد بحث استاندارد در تولید و طراحی می باشد. با توجه به اهمیت استاندارد در زمان تولید و طراحی پمپ آب بر آن شدیم مقاله ای در مورد استاندارد های جهانی در مورد طراحی و ساخت و تولید پمپ آب را ارائه دهیم.

 

استاندارد ISO 5199

استانداردISO 5199  در سال ۲۰۰۲ تحت ویرایش قرار گرفته است . این استاندارد جهت طراحی و تولید پمپ های  سانتریفوژ برای مصارف عمومی به کار برده می شود. استاندارد ISO 5199 محبوب ترین و کارآمد ترین استاندارد در سطح جهانی می باشد واغلب طراحان و سازندگان پمپ  در دنیا از این استاندارد پیروی می کنند.
درست مانند استاندارد API 610، استاندارد ISO 5199  نیز توصیه ها و نکات بسیار مهمی جهت طراحی، تولید ، بازرسی و انتخاب پمپ های سانترفیوژ  برای مصارف عمومی دارد.

استاندارد ISO 2858

استاندارد ISO 2858 استاندارد ابعادی پمپ های ISO 5199 می باشد. تمامی پمپ هایی که طبق استاندارد ISO 5199    تولید می شوند باید ابعاد ساخت مطابق با استانداردISO 2858 داشته باشند.
به این صورت  تمامی پمپ هایی  ISO 5199جدا از نام سازنده، توانایی جایگزینی با همدیگر را دارند.

استاندارد ISO 3661

استاندارد ISO 3661 استاندارد ابعادی فونداسیون پمپ های مطابق با استاندارد ISO 5199 می باشد. بنابراین شاسی و فونداسیون تمامی پمپ های ISO 5199 جدا از نام سازنده، توانایی جایگزینی با همدیگر را دارند.

استاندارد API 682

استاندارد API 682 مهم ترین و قابل توجه ترین ترین استانداردی است که  در زمینه طراحی و ساخت مکانیکال سیل و تجهیزات آب بندی پمپ های  API 610  مورد استفاده قرار می گیرد.
سیستم آببندی که در تمامی پمپ هایAPI بایستی مطابق با استاندارد API 682 باشد.  این استاندارد نکات بسیار مهم و قابل توجهی در مورد طبقه بندی انواع آب بندهای مکانیکی، کارایی و مصرف آن ها ، پلان های آببندی و پروسه  انتخاب مکانیکال سیل دارد.

استاندارد ISO/TR 17766

استاندارد ISO/TR 17766 استاندارد مربوط به ضرایب تصحیح عملکرد پمپ های سانتریفوژ وقتی که سیالات ویسکوز پمپاژ می کنند، می باشد.

استفاده از این استاندارد به راحتی توسط برنامه ریزی کامپیوتری قابل استفاده است به نحوی که جهت اصلاح منحنی های عملکرد پمپ ها به کار برده می شود.

استاندارد ISO 9906

استاندارد ISO 9906 استانداردی است که عملکرد پمپ های سانتریفوژ و معیارهای پذیرش آن ها توسط این استاندارد تست می شود. استاندارد ISO 9906 برای سال های سال  به عنوان رفرنس تمامی طراحان، سازندگان  و بازرسان فنی در زمینه تولید پمپ مورد استفاده قرار گرفته شده است. استاندارد ISO 9906 توصیه ها و نکات بسیار مهمی در مورد نوع  چیدمان ایستگاه تست، تجهیزات و وسایل  اندازه گیری، خطاهای موجود در آزمایش ، معیارها و ملاک های پذیرش وهمی طور نحوه انجام پروسه  آزمایشات دارد.
عمدتا پمپ هاای API 610 طبق  گرید ۱ این استاندارد تحت آزمایش قرار می گیرند و پمپ های ISO 5199 طبق گرید ۲ تحت آزمایش و انجام تست قرار می گیرند.

استاندارد ISO 1940.1

استاندارد ISO 1940.1 استاندارد بین المللی ای است که  به جهت سنجش میزان  کیفیت بالانس و تلرانس های مجاز بالانس روتورها به کار برده می شود.. مطابق با استاندارد ISO 1940.1 کیفیت بالانس تمامی تجهیزات دوار به گرید های مختلف طبقه بندی می شود. هر گرید مقدار باقی مانده وزنی مختلفی خواهد داشت که بسته به کاربرد تجهیز، کیفیت های بالانس مختلفی حاصل می شود.
این استاندارد  توصیه ها و نکات بسیار مهمی در خصوص نحوه بالانس روتورها و روش های محاسبه میزان باقی مانده وزنی دارد.

 

معرفی استاندارد API 610 پمپ های سانتریفوژ – دانلود نرم افزار |

استاندارد API 610

استاندارد API 610  در سال ۲۰۱۰  تحت ویرایش قرار گرفته است. طراحان و سازندگان  جهت تولید و بهره وری از پمپ در صنایع نفت و پتروشیمی  توجه به سزایی به این نوع استاندارد دارند.
این استاندارد معتبرترین و قابل توجه ترین استاندارد در زمینه طراحی و تولید پمپ های  سانتریفوژ است.این استاندارد توصیه  و نکات بسیار مهمی  برای طراحی، تولید ، بازرسی و انتخاب  پمپ های سانتریفوژ  به جهت مصرف در  پالایشگاه ها  دارد.

 

استاندارد NACE MR-0175

استاندارد NACE MR-0175 استاندارد بین المللی ای است که طبق آن متریال مورد نیاز جهت طراحی انتخاب میگردد. بر طبق این استاندارد باید از متریالی استفاده گردد که مقاومت بالایی نسبت به خوردگی از نوع SCC داشته باشند. استاندارد NACE MR-0175 در مواردی که میزان( هیدروژن سولفید) H2S وهمین طور فشار جزئی آن در سیال از مقدارتعیین شده ای بیشتر باشد، بیشتر کاربرد دارد. وجود( هیدروژن سولفید) H2S در سیال بر روی سطح فلز نوعی خوردگی  به نام Sulfide(SSC) stress cracking  ایجاد می کند.
این استاندارد بیشتر در صنایع بالادست نفت و گاز کاربرد دارد  و مکمل استاندارد API 610 در بحث انتخاب مواد می باشد. به کمک این استاندارد به راحتی می توان متریال مناسب و بهینه را جهت پروژه مورد نظر به کار گرفت.

استاندارد API 671

استاندارد API 671 استاندارد است که جهت  طراحی و تولید کوپلینگ های منعطف  در صنایع مختلفی از جمله نفت و پتروشیمی به کار برده می شود. توجه به این نکته ضروری است که باید  کوپلینگ پمپ های API 610 بر طبق استانداردAPI 671 طراحی و ساخته شود.

مطالعات یکپارچگی سطوح ایمنی – SIL Study

مطالعات یکپارچگی سطوح ایمنی – SIL Study

Safety Integrity Level یا همان SIL يک نوع اندازه گيری است که کارايی و اجرای سيستم های ايمنی را بيان می کند واساس کار آن بر حسب احتمال شکست در دستورات (PFD) می باشد . با توجه به اینکه سیستم های اتوماسیون صنعتی و ابزاردقیق در ارتباط تنگاتنگ با پروسه های حساس صنعتی بخصوص صنایع نفت گاز هستند، لازم است دستورالعمل ها و استانداردهای مربوط به SIL در طراحی ها لحاظ شود. اين مقياس با يک سری اعداد تک رقمی مشخص می شوند که اين اعداد جايگزين احتمال هايی مانند 0000001/0 يا 99999/0  می شوند. درجه اعتبار سيستم ايمنی دارای چهار اندازه گيری مجزا SIL 2 ,SIL 1  ,SIL 3 ,SIL 4  مي باشد و کمتر بودن درجه اعتبار ايمنی نشانگر بالا بودن سطح ايمنی در سيستم مورد نظر می باشد و بيشتر بودن آان دليل بر شکست خوردن سيستم بخصوص در فرايند های صنايع می باشد با افزايش SIL در واقع هزينه ها و پيچيدگی های سيستم نيز افزايش می يابد در نتيجه اجرا وعملی شدن آن مقرون به صرفه نمی باشد و اگر چنانچه فرايندي دارای SIL4 باشد دارای ريسک بالاست وبايستی در طراحی ها، مانند تغيير يا حذف سيستم، فرايند را بهبود بخشند. تصور اشتباهی که در مورد SIL می باشد اينست که بطور مجزا برای کالاها يا توليدها بدست آورده می شود. ولی در واقع SIL برای محيطی تخمين زده می شود که کالا در آن توليد می شود و اين مقياس برای سيستم های کلی وجامع در نظر گرفته می شود. در نتيجه SIL خروجی يک سيستم را از لحاظ سطح ايمنی آن محاسبه می کند و موفقيت يا شکست سيستم را کمی می کند. و با اطمينان می توان درجه کاهش ريسک را درسيستم مشاهده نمود.

هیچ فعالیت صنعتی بی خطری وجود ندارد. به بیان دیگر ریسک صفر معنی ندارد. چرا که هیچ تجهیزی دارای نرخ خطای صفر و هیچ انسانی دارای احتمال اشتباه صفر نیست. در عوض مفاهیم ریسک قابل قبول و ریسک قابل تحمل جایگزین تعریف ایده آل و دست نیافتنی ریسک صفر می­‌شوند. مقدار این تعاریف وابسته به پارامترهای مختلفی همچون میزان توانایی یک سیستم در کنترل شرایط، ماهیت داوطلبانه یا تحمیلی بودن ریسک، عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و دیگر موارد از این دست می‌شود.

در اوائل دهه ۱۹۷۰ متخصصین صنایع فرآیندی به این نتیجه رسیدند که با بزرگتر شدن واحدهای صنعتی و ورود حجم بیشتری از مواد خطرناک به این مجموعه­‌ها دیگر روش درس آموزی از حوادث جهت پیشگیری از حوادث مشابه به تنهایی قابل قبول نیست. بدین ترتیب حتی قبل از وضع قوانین و دستورالعمل‌­های رسمی توسط دولت­‌ها، روش‌­های ارزیابی و تحلیل ریسک ابداع شدند و هنوز در حال بهبود و پیشرفت هستند. در دهه ۱۹۸۰ ارزیابی مخاطرات واحدهای فرآیندی و دیگر واحدهای صنعتی یک فعالیت پذیرفته شده بود. ولی هنوز دستورالعمل­‌های رسمی برای انجام این کار بسیار اندک و یا به صورت پراکنده وجود داشت. با بروز حوادث صنعتی بزرگی همچون فیلیکسبورو۱ انگلستان (۱۹۷۴)، سوسوو۲ ایتالیا (۱۹۷۶) و سکوی پایپرآلفا۳ (۱۹۸۸) قوانینی همچون کنترل مخاطرات حوادث بزرگ صنعتی۴، کنترل مخاطرات حوادث بزرگ۵ ارائه شدند. گرچه انتشار این دستورالعمل­‌ها گام بزرگ و رو به جلو بود ولی نیاز به راهنماهای رسمی و بهتر جهت ارزیابی ریسک و تعیین معیارهای کمی همچنان حس می­شد.

استاندارد EN 1050 (با عنوان اصول ارزیابی ریسک) در سال ۱۹۹۶ روش‌­های ارزیابی ریسک را معرفی کرد ولی در مورد روش­‌های کاهش ریسک مطلب چندانی نداشت. سپس EN 954-1 (با عنوان بخش­های مرتبط با ایمنی سیستم‌­های کنترل) مطالبی درباره روش‌­های کاهش ریسک­‌های مرتبط با سیستم­‌های کنترلی را ارائه داد که در مدارک ۶ IEC و ۷ CENELEC هم ذکر شدند.

گرچه روش­‌های ارائه شده در این مدارک بیشتر با هدف کمی سازی ریسک‌­های سیستم کنترل بودند ولی با وارد شدن سیستم‌های مجهز به نرم افزار مشخص شد که همه بخش‌های یک سیستم کنترل را نمی‌­توان فقط با روش‌­های کمی بررسی نمود، چرا که برخلاف خطاهای سخت افزاری که به خوبی قابل پیش بینی هستند، خطاهای نرم افزاری و سیستماتیک پیچیده تر از آن هستند که به آسانی توسط روش‌­های کمی مورد تحلیل قرار بگیرند. مساله دیگر این بود که با پیشرفت تکنولوژی پشتیبان تجهیزات ابزار دقیق، مجددا خطاهای انسانی و کنترل آنها در طراحی، نصب، بهره‌­برداری و تعمیرات این تجهیزات، اهمیت ویژه‌­ای پیدا کرد. خطاهایی که به آسانی توسط روش­های کمی رایج قابل ارزیابی نیستند.

در سال ۱۹۸۹ مجری سلامت و بهداشت انگلستان۸ راهنمایی را منتشر ساخت که در آن استفاده از هر دو روش کمی و کیفی جهت ارزیابی ایمنی کارکردی تجهیزات قابل برنامه ریزی مورد توجه قرار گرفت. این راهنما باعث شد که در دهه ۱۹۹۰ IEC دست به انتشار استاندارد بین المللی ایمنی IEC 61508 تحت عنوان ایمنی کارکردی۹ بزند[۱].

مطالعات تعیین خدشه ناپذیری سطوح ایمنی؛ یا  یکپارچگی سطوح ایمنی     Safety Integrity Level   بر مبنای دو استاندارد IEC61508 و IEC61511  صورت می پذیرد.

سیستم های ایمنی قطع عملکرد (سیستم های ابزار دقیق ایمنی) به صورت گسترده ای و به طور روز افزون در صنایع فرآیندی مختلف استفاده می گردند. این سیستم های به عنوان لایه اصلی جلوگیری از وقوع حادثه در این صنایع کاربرد دارند. لذا نیاز به افزایش قابلیت اعتماد در این سیستم ها به عنوان یکی از گلوگاه های اصلی افزایش ایمنی درتاسیسات، ضروری به نظر میرسد. این اهمیت در صنایع فراساحل با توجه به پیامدهای سنگین تر آنها در مقایسه با صنایع واقع در خشکی و همچنین پیامد های زیست محیطی از درجه اهمیت بالاتری برخوردار است. وقوع خطا در این سیستم ها می تواند ناشی از عیب در عناصر موجود نظیر سنسورهای اندازه گیری فشار ، دما یا سطح و یا سایر عناصر موجود در لوپ های سیستم های ابزار دقیق ایمنی تجهیزات فرآیندی باشد. از سوی دیگر این امر میتواند ناشی از خطای انسانی در کنترل عملکرد و یا سایر فاکتورهای بازرسی و تعمیر و نگهداری این تجهیزات باشد.روش مطالعات سطوح خدشه ناپذیری ایمنی یکی از پر کاربردترین روش های موجود جهت تعیین قابلیت اعتماد سیستم های ابزار دقیق ایمنی می باشد. این روش به صورت های کمی و کیفی بر روی طراحی سیستم های ابزار دقیق ایمنی قابل اعمال است.

آنالیز سطح یکپارچگی ایمنی (SIL) در واقع  روشی است که اهداف سازمان جهت کاهش ریسک را کمی و شفاف می سازد و با توجه به اهداف مورد نظر سازمان، مقادیر ریسک قابل قبول تعیین خواهد گشت. این روش سطوحی را به صورت استاندارد به عنوان مقادیر ریسک­های قابل قبول در سازمان پیشنهاد نموده است، این تقسیم بندی شامل چهار سطح بوده و آن­ها را SIL1, SIL2, SIL3 و SIL4می­نامند. میزان اطمینان­پذیری ایمنی سازمان به ترتیب در این سطوح افزایش می­یابد. بدین ترتیب سازمان با توجه به هزینه­هایی که برای رسیدن به این سطوح ریسک پیش­بینی می­نماید و با توجه به الزامات و اهداف سازمانی خود اقدام به تعیین سطح ریسک قابل قبول سازمان خواهد نمود. سپس برای رسیدن به مقادیر تعیین شده، با توجه به خصوصیات روش­های آنالیز ریسک، روش­های مناسب­تر انتخاب خواهند شد. در تعیین روش مناسب برای فرآیند مورد نظر باید به هزینه پیاده سازی روش­ها و میزان اختلاف هزینه­های کنترلی مورد نیاز که ممکن است با توجه به روش انتخابی به سازمان تحمیل گردد، توجه نمود. از جمله متداول ترین روش های آنالیز ریسک قابل کاربرد در مراحل مختلف تعیین سطح SIL می توان به روش های LOPA، HAZOP، PrHA، FMEA، Risk Graph، FTA و JSA اشاره نمود.

پس از تشخیص و شناسایی مخاطرات، برای آن دسته از راهکارهای کاهش ریسک که مبتنی بر سیستم های ایمنی ابزار دقیق (SIF , SIS) می باشند، مطالعات (SIL (Safety Integrity Level جهت تعیین درجه یکپارچگی مورد نیاز (SIL) معرفی می شود. این یکپارچگی از این لحاظ که حفره امنیتی در شبکه سیستم ایمنی Plant وجود نداشته باشد بسیار حائز اهمیت است.

تعاریف و اصطلاحات در ایمنی عملکردی SIL

در این بخش تعاریف و اصطلاحات رایج‌تر که در ایمنی کارکردی مورد استفاده قرار می‌­گیرند بر اساس آنچه در استاندارد IEC 61508 آمده است، ذکر می‌شوند[۲].

خرابی خطرناک۱: خرابی که می­تواند عملکرد ایمنی مجهز به ابزار دقیق را به سوی یک حالت خطرناک یا غیر فعال پیش ببرد.

سیستم الکتریکی/الکترونیکی/الکترونیکی قابل برنامه‌ریزی۲: در متن استاندارد الکتریکی به معنای عملکردهای منطقی هستند که با تکنیک‌های الکترومکانیکی انجام می‌­شوند (مانند رله‌­های الکترومکانیکی، تایمرهای موتوردار). الکترونیکی به معنای عملکردهایی است که با تکنیک­‌های الکترونیکی انجام می‌­شوند(مثل مدارهای منطقی ثابت، رله‌­های ثابت) و سیستم­‌های الکترونیکی قابل برنامه‌ریزی به معنای منطق­‌هایی هستند که توسط تجهیزات قابل برنامه‌ریزی انجام می­گیرند (مانند کنترلرهای منطقی قابل برنامه ریزی۳ ، کنترلرهای دیجیتال تک مدار۴. تجهیزات میدانی مانند گیج‌ها و نشانگرهای محلی در دسته سیستم‌های الکتریکی/الکترونیکی/الکترونیکی قابل برنامه‌ریزی قرار نمی­گیرند.

چرخه عمر ایمنی۵: مجموعه فعالیت­‌های مورد نیاز در به کارگیری یک کارکرد ابزار دقیق مرتبط با ایمنی که از فاز طراحی مفهومی یک پروژه آغاز شده و تا هنگامی استفاده از SIF پایان می‌­یابد، ادامه پیدا می­کند.

ایمنی کارکردی۶: قابلیت یک سیستم ایمنی مجهز به ابزار دقیق یا دیگر تجهیزات کاهش ریسک برای سوق فرآیند و تجهیزات مربوط به آن به سمت یک حالت ایمن با انجام اعمال لازم.

بررسی مخاطرات و راهبرد عملیات۷: یک روش سیستماتیک کیفی جهت شناسایی و ارزیابی خطرات فرآیندی و مشکلات بالقوه عملیاتی با استفاده از مجموعه‌­ای از کلمات راهنما جهت بررسی انحرافات فرآیند. از HAZOP جهت بررسی هر قسمت از فرآیند استفاده می­‌شود تا انحرافات ممکن و علل و پیامدهای آنها مشخص گردند.

احتمال بروز خرابی در هنگام درخواست۸: مقداری است که احتمال عدم پاسخگویی سیستم به تقاضا را نشان می­دهد. مقدار متوسط احتمال اینکه سیستمی در یک دوره مشخص زمانی به یک تقاضا پاسخ ندهد با PFDavg نشان داده می­‌شود.

ریسک: ترکیبی از احتمال یا نرخ بروز یک اتفاق و شدت پیامدهای آن است. در مقابل ریسک ایمنی به عنوان نبود هرگونه ریسک غیر قابل قبول تعریف می­‌شود.

ضریب کاهش ریسک۹: معکوس مقدار PFD.

کارکرد ایمنی۱۰: عملکردی با مقدار SIL مشخص که به طور مداوم کار می‌کند تا از بروز شرایط مخاطره آمیز جلوگیری نموده و یا پیامدهای آن را تخفیف بخشد.

حلقه مرتبط با ایمنی۱۱: سیستم مجهز به ابزار دقیق که جهت اجرایی ساختن یک یا چند عملکرد ایمنی مجهز به ابزار دقیق مورد استفاده قرار می‌گیرد. این لوپ از ترکیبی از سنسورها، حل کننده­های منطقی و عناصر پایانی تشکیل می­گردد.

سیستم مرتبط با ایمنی۱۲: هرگونه سیستم سخت افزاری یا قابل برنامه ریزی که هرگونه خطا در آن می­‌تواند منجر به آسیب به افراد، تجهیزات و یا محیط زیست شود.

کارکرد ایمنی مجهز به ابزار دقیق۱۳: عملکرد ایمنی با یک مقدار مشخص SIL که جهت دستیابی به ایمنی کارکردی لازم است و می­‌تواند یک سیستم ایمنی مجهز به ابزار دقیق حفاظتی و یا کنترلی باشد.

خدشه ناپذیری ایمنی۱۴: مقدار متوسط احتمال اینکه یک سیستم ایمنی مجهز به ابزار دقیق بتواند به خوبی و تحت شرایط و زمان از پیش تعیین شده عملکرد ایمنی خود را به انجام برساند.

سطح خدشه ناپذیری ایمنی۱۵: یکی از چهار سطح تعریف شده که الزامات کارکرد ایمنی را برای لوپ مرتبط با ایمنی معین می­کند. مقادیر PFD، RRF و SIL بر اساس جدول ۱ با هم ارتباط دارند.

سیستم ایمنی مجهز به ابزار دقیق۱۶: سیستم مجهز به ابزار دقیق که جهت به کارگیری یک یا چند عملکرد ایمنی مجهز به ابزار دقیق مورد استفاده قرار می­گیرد. یک SIS از ترکیبی از سنسورها، مدارهای منطقی، و عناصر پایانی تشکیل می­شود.

خطای سیستماتیک۱۷: خرابی‌­هایی که به طور قطعی مرتبط با یک علت مشخص می­‌باشند. این علل را فقط می­‌توان با تغییر طراحی یا فرآیند تولید، روش­های عملیاتی، ثبت اطلاعات و یا دیگر عوامل موثر حذف نمود.

جدول ۱- مقادیر سطوح خدشه ناپذیری ایمنی (SIL) و رابطه آن با محدوده PFD و [RRF  [۲

فاصله زمانی تست۱۸: زمان بین دو تست عملکردی بر روی یک SIS و یا بخشی از SIS به منظور ارزیابی صحت عملکرد آن.

همچنین به منظور درک بهتر مفاهیم این مباحث آشنایی با اختصارهای رایج در ایمنی کارکردی سیستم های ابزار دقیق در ذیل آورده شده است.

 اختصارها:

BPCS: Basic Process Control System
CCPS: Center for Chemical Process Safety
DC: Diagnostic Coverage
E/E/PES: Electric/Electronic/Programmable Electronic Systems
HAZOP: Hazards and Operability
HFT: Hardware Fault Tolerance
HSE-UK: Health and Safety Executive
IPL: Independent Protection Layer
IEC: International Electrotechnical Commission
MTBF: Mean Time Between Failures
MTTR: Mean Time To Repair/Restore
P&ID: Piping and Instrumentation Diagram
PFD: Process Flow Diagram
PHA: Process Hazard Analysis
PFD: Probability of Failure on Demand
PLC: Programmable Logic Controller
RRF: Risk Reduction Factor
SFF: Safe Failure Fraction
SIF: Safety Instrumented Function
SIL: Safety Integrity Level
SIS: Safety Instrumented Systems
SLDC: Single Loop Digital Controller
STR: Spurious Trip Rate
TI: Test Interval
UKOOA: United Kingdom Offshore Operators Association

 

برکه تصفیه فاضلاب ( لاگون تصفیه فاضلاب )- تصفیه طبیعی

برکه تصفیه فاضلاب ( لاگون تصفیه فاضلاب )- تصفیه طبیعی
لاگون تصفیه فاضلاب

در تصفیه فاضلاب علاوه بر حفظ بهداشت عمومی و در دسترس بودن بهره برداران متخصص، به حداقل رساندن سرمایه‌گذاری و هزینه‌های بهره‌برداری در انتخاب روش تصفیه در نظر گرفته می‌شود. لاگون به لحاظ سادگی روش مناسبی برای تصفیه فاضلاب می‌باشند و همچنین دارای راندمان تصفیه‌ی بالایی در مقایسه با روش‌های طبیعی تصفیه می‌باشند.

لاگون از ساده‌ترین و متداول‌ترین روش بیولوژیکی تصفیه فاضلاب بشمار می‌رود و فاضلاب تصفیه‌شده به کمک این روش مناسب برای تخلیه در آب‌های سطحی و مصارف کشاورزی می‌باشند.

این روش هم به لحاظ بهره‌برداری ساده می‌باشد و هم به لحاظ ساخت و طراحی نیز بسیار مناسب می‌باشد و به طور کلی روش مناسبی برای کشورهای در حال توسعه می‌باشد.

Related image

کاربرد

لاگون علاوه بر اینکه در تصفیه فاضلاب شهری مورد استفاده قرار می‌گیرند، در مواردی حتی برای تصفیه پساب لبنی و صنعتی و یا مخلوطی از فاضلاب شهری و صنعتی نیز به کار گرفته می‌شوند.

Related image

با توجه به مزایای ذکرشده برای این روش، نکته‌ی قابل تاملی که در مورد لاگون ها وجود دارد موضوع در دسترس نبودن زمین کافی و گران بودن زمین است که باعث شده این عامل به نوعی مانع از گسترش این روش در مناطقی با مشکل کمبود زمین بشود.

 

انواع لاگون ها

در لاگون ها همانند سایر روش‌های تصفیه فاضلاب وجود اکسیژن و فعالیت‌های بیولوژیکی از اهمیت بالایی در تصفیه برخوردار است.

لاگون ها درواقع همان برکه‌های تثبیت فاضلاب می‌باشند که در مقاله مربوط به برکه‌ها توضیحاتی پیرامون آنها داده شد. تفاوتی که لاگون ها با برکه دارند این است که در لاگون ها از هواده های مکانیکی برای هوادهی استفاده می‌شود که نتیجه‌ی این کار کم شدن محسوس سطح زمین اشغال‌شده به روش برکه می‌رود. با این کار اندازه لاگون ها به 10 الی 20 درصد اندازه برکه تبدیل می‌رود.

لاگون ها در سه گروه دسته‌بندی می شوند

  • لاگون هوادهی
  • لاگون بی هوازی
  •  لاگون اختیاری

لاگون های هوادهی تشابه بسیار زیادی به برکه‌های هوازی دارند که از هوادهی مکانیکی برای تسریع در فعالیت‌های بیولوژیکی استفاده می‌رود. دیواره‌ی این لاگون ها از بتن ساخته می‌رود و دلیل این کار افزایش مقاومت در برابر امواج ایجادشده است.

لاگون های هوادهی

لاگون هوادهی
لاگون هوادهی

معمولا عمق این نوع از لاگون ها 2 الی 5 متر است.

محاسن این روش

  •  نسبت به سایر روش‌های طبیعی به زمین کمتری نیاز دارد.
  •  با توجه به تشابه عملکرد با روش لجن فعال نیازی به برگشت لجن نیست.
  •  شوک پذیری بالا
  •  هزینه‌های ساخت و بهره‌برداری پایین

معایب

  •  مصرف انرژی
  •  تاثیر پذیری از آب‌وهوای منطقه
  •  مشکل تبخیر

لاگون های بی‌هوازی

در این نوع از لاگون ها افزایش عمق لاگون، شرایط بی‌هوازی در قسمت‌های زیرین لاگون به وجود می‌آید (دلیل این موضوع این است که نور خورشید حداکثر تا 1.5 متری سطح فاضلاب نفوذ می‌کند)؛ بنابراین در قسمت‌های زیرین گاز متان تولید می‌شود که تولید این گاز باعث می‌شود که مقداری از لجن در هنگام بالا رفتن گاز متان به سطح برود.

لاگون بی هوازی
لاگون بی هوازی
لاگون بی هوازی
لاگون بی هوازی

در این روش فرایندهای زیر همزمان انجام می‌گیرند:

  • ته نشینی اولیه
  • تغلیظ لجن
  • هضم بی هوازی
  •  خروج گاز متان و به عبارتی وقوع واکنش تخمیر

چنانچه در فاضلاب چربی، روغن و مواد پلاستیکی وجود داشته باشد این مواد در سطح لاگون قرارگرفته و مانع از نفوذ نور خورشید می‌شود لذا کمک زیادی در به وجود آمدن شرایط بی‌هوازی می‌کند.

ویژگی خوب این روش عدم نیاز به هواده ها می‌باشد که باعث کاهش مصرف انرژی در تصفیه‌خانه می‌شود.

حذف BOD در این لاگون ها 40 تا 60 درصد می‌باشد. در ساخت این مخازن باید توجه داشت که افزایش عمق لاگون باعث کم شدن سطح لاگون و کاهش هدر رفت حرارت و کاهش اختلاط ناشی از امواج سطح می‌شود. معمولاً عمق مناسب برای این روش 2.5 الی 5 متر است

لاگون های اختیاری

لاگون اختیاری
لاگون اختیاری

این لاگون ها تلفیقی از لاگون هوازی (برکه‌های هوازی) و لاگون های بی‌هوازی می‌باشد. به این صورت که در قسمت‌های بالایی که در مجاورت هوا و اکسیژن است، فعالیت‌های بیولوژیکی به صورت هوازی انجام می‌گیرند. در لایه‌های پایینی که دسترسی به اکسیژن وجود ندارد تصفیه به صورت بی‌هوازی انجام می‌گیرند.

لاگون اختیاری
لاگون اختیاری
لاگون اختیاری
لاگون اختیاری

درواقع این روش نوعی همزیستی بین جلبک و باکتری می‌باشد.

قسمت اعظم مواد جامد ته‌نشین شده در ته لاگون در اثر فعالیت‌های بی‌هوازی مورد تصفیه قرار می‌گیرند و در این بخش مقدار قابل توجهی از تخم انگل‌ها و پاتوژن ها تقلیل می‌یابد.

طراحی لاگون ها

با توجه به اینکه در هریک از حالت‌های لاگون ها نقایصی وجود داشت لذا استفاده‌ی یکی از روش‌ها برای تصفیه تأثیر چندانی نخواهد داشت؛ بنابراین معمولا تلفیقی از روش‌های مذکور مورد استفاده قرار می‌گیرند.

چیدمان لا گون‌ها معمولا به صورت سری انجام می‌گیرند.

شماتیک چیدمان لاگون ها

چیدمان لاگون
چیدمان لاگون

نکات بهره برداری

در صورت ورود مواد سمی به داخل لاگون ها کارایی آنها با مشکل مواجه خواهد شد. از طرفی ورود فاضلاب با بار آلی زیاد باعث می‌شود تا اکسیژن بیش از حد موردنیاز باشد و در صورت عدم اکسیژن دهی راندمان به‌شدت کاهش خواهد یافت.

در صورت بروز هر یک از شرایط زیر در لاگون ها می‌توان به ناکارآمد بودن لاگون در آن شرایط شک کرد:

  •  نبودن اکسیژن محلول در فاضلاب خروجی
  •  حضور مواد معلق غیر جلبکی
  •  وضع نامناسب ظاهری بد فاضلاب خروجی

گند زدائی آب با اشعه ماوراء بنفش , UV, Ultraviolet

گند زدائی آب با اشعه ماوراء بنفش , UV, Ultraviolet

برخلاف روش های شیمیایی برای ضد عفونی آب ، UV روش فیزیکی سریع و مؤثر برای از بین بردن و غیرفعال کردن میکروارگانیسم ها می باشد. هنگامی که باکتری ها ، ویروس ها و تک یاخته ها در معرض طول موج میکروب کش نور UV قرار دارند ، قادر به تولید مثل و ایجاد عفونت نیستند. نور اشعه ماوراء بنفش کاربرد اثربخشی را در برابر ارگانیسم های بیماری زا از جمله فلج اطفال ، حصبه ، هپاتیت و سایر بیماری های باکتریایی ، ویروسی و انگلی نشان داده است. علاوه بر این ، نور UV (یا به تنهایی یا همراه با پراکسید هیدروژن) می تواند آلودگی های شیمیایی مانند سموم دفع آفات ، حلال های صنعتی و داروها را از طریق فرآیندی به نام اکسیداسیون UV از بین ببرد. میکروارگانیسم ها در اثر آسیب به اسیدهای نوکلئیک توسط نور UV غیرفعال می شوند. انرژی اشعه ی فرابنفش می تواند ساختار سلولی میکرواورگانیسم ها را تحت تاثیر قرار دهد و آنها را غیرفعال کند.


پرتوتابی فرابنفش آب – انواع اشعه فرابنفش :

‏پرترفرابنفش (UVR)مابین نور بنفش از تابش مرئی و نرم ترین تابش یونیزه کننده قرار گرفته است و محدوده طول موج از 100 ‏تا 400 نانومتر را شامل می گردد. انرژی فو تون مربوط با تابش 100 ‏نانومتر124الکترون وات است که حدوداً معادل با انرژی لازم برای ایجاد یونیزاسیون در مواد بیولوژیکی می باشد. آنها در منتهی‌الیه دیگر  (UVR) ‏می تواند توسط برخی قابل رویت باشد .

‏به علت تفاوت های موجود در خواص فیزیکی واثرات بیولوژیکی(UVR)  توسط کمیسیون بین المللی روشنایی به سه ناحیه تقسیم بندی شده است
‏- UVR:315-400 nm UVA با طول موج بلند (نورسیاه)
‏- UVR:280-315 nm UVB با طول موج متوسط(تابش آفتاب‌سوز)
‏- UVR:100-280 nm UVC با طول موج کوتاه(تابش میکروب‌کش)

‏در ناحیه نور سیاه در بسیاری از اجسام پدیده فلور سانس قابل بروز می باشد. ناحیه UVB ‏بخئس از اشعه است که موجب بروز التهاب های پوستی می شود، بخش اعظم از UVR‏ فعال از نظر بیولوژیکی وبالقوه خطرناک که از خورشید به زمین می‌رسد مربوط به این ناحیه از نور است. UVC‏که اشعه با طول موج کمتر از 280
‏نانومتر را شامل می شود دارای قابلیت میکروب کشی است و اشعه ساطع شده از لامپ های میکروب کشی وقوس های جوش‌کاری می باشد. طول موج های ردیف 250‏تا 260 ‏نانومتر (ناحیه فاتد حیات) دارای بالاترین قدرت میکروب کشی است و بوسیله اسیدنوکلئیک نوکلئوپروتئین ها قابل جذب بوده وتغییرات شیمیایی در ماده ژنتیک ایجاد می نمایدکه در نهایت به مرگ میکروارگانیسم‌ها منجر می گردد.
‏در بعضی از مراجع ازجمله گزارش سازمان بهداشت جهانی تقسیم بندی فوق قدری متفاوت ذکر شده باین ترتیب که طول موج 320 ‏بجای 315‏ و 200 ‏بجای 100نانومتر منظور شده اصت.  UVR‏با طول موج کمتر از200 ‏نانومتر را گاه UVR ‏ خلا  نیز ‏گفته اند (نگاه شود به شکل 7-1)، این بخش از تابش چون سریعاً جذب هوا می شود کمترین اهمیت بیولوژیکی را در مقایسه با دیگر بخش های  UVR ‏حائز است.

جدول مقایسه سیستم های UV

جدول مقایسه کارایی اشعه UV در مقایسه با سایر گندزداها

منابع تولید پرتو:

‏کاربرد  UVبرای مقاصد گندزدایی مستلزم این است که یک منبع با شدت زیاد و با طول موج دلخواه وجود داشته باشد. بطور کلی قراردادن مواد در دمای 2500 ‏یا بیشتر موجب می شود که تعداد زیادی فوتون با انرژی بالا ساطع شود. چنین منابعی منتشر کننده طیفی مداوم و یکنواخت می باشند. بطرق دیگر می توان با رساندن الکترونها به حالت برانگیخته این پرتو ‏را بدست آورد (تخلیه در گاز).

‏در حال حاضر غالب منابع مصنوعی برای تولید (UV) را می توان به پنج گروه تقسیم بندی ئمود :
‏ا – منابع تابشی براثر حرارت مانند لامپ های هالوژن تنگستن. 2 ‏- منابع تخلیه در گاز مانند لامپ های جیوه (بافشارکم، متوسط و بالا)، لامپ های جیوه وهالیدهای فلزی» لامپ های گزنون، لامپ های هیدوروژن و دوتریم وتیوب‌های جرقه ای . 3 ‏- منابع تخلیه الکتریکی مانند قوس های کربن و قوس‌های جوش کاری. 4- لامپ های فلووسنت مانند تیوب های روشنایی  لامپ های آفتابی (تابش کننده UV-B ‏) و تیوب‌های UV-A  ‏ – لیزرها مانند لیزرهای تابش کننده چندین طول موج ، لیزرهای نیتروژن لیزرهای قابل تنظیم ‏و لیزرهای هلیوم –کادمیوم.
‏در عمل بهترین روش تولید پرتو انجام تخلیه الکتریکی در بخار جیوه تحت فشارکم درون تیوب های مخصوصی است که از یک گاز بی اثر نظیر آرگون و مقدار بسیار کمی جیوه پرشاده است و معروف به لامپ های میکروب کش هستند. مکانیزم عمل کلیه این لامپ‌ها جریان یافتن الکترون دربخار یونیزه شده جیوه مابین دوالکترود است. به عبارت دیگر با ایجاد قوس الکتریک جیوه برانگیخته شده و تخلیه انرژی حاصله موجب تابش می‌گردد. قوسی که در لامپ فلورسنت بوجود می آید نیز به همین ترتیب تابش مشابه ایجاد می کند تنها تفاوتی که وجود دارد این است که حباب لامپ های فلووسنت را با ترکیبی از فسفر پوشا‌نده اند تا V ‏U را به نور مرئی تبدیل نماید. بعلاوه شیشه بکار رفته در ساخت لامپ های میکروبکش معمولی نیست و اشعه UV و مرئی را منتقل می نماید. حدود 95درصد از UV تابش شده دارای طول موج 2537‏لانگستروم می باشد.
قدرت میکروب کشی این لامپ ها 5 ‏تا10 برابر بیشتر از لامپ مای جیوه بافشار بالا است. خطوط تابثس از یک لامپ بخار جیوه با فشار کم شامل طول موج های 185- 245 – 313-365-405-436-546 نانومترمی باشد. حباب لامپ های مپکروب کش بخشی از نور با طول موج1849 آنگستروم را نیز منتقل می نماید. انرژی این تابش قادر په شکستن پیوندهای مو لکول اکسیژن است که ازن تولید می کند. درصنعت از آن دسته از لامپ ها که دارای حبا‏ب‌های کاملاً شفاف نسبت به هر دو تابش ‏آنگستروم باشند برای نگهداری اغذیه استفاده می‌برند.
‏طیف تابشی منابع تولیدUV‏متفاوت است. در شکل7-2‏طیف های نمونه از لامپ‌های بخار جیوه با فشارکم و فشارمتوسط قابل ملاحظه می‌باشد. لامپ هائی که دراز وباریک هستند دفعتاً روشن می شوند، در دو انتهای این لامپ ها سیم پیچی‌های مارپیچ واری دیده می شودکه بعد از کار گرم می شود. عمر لامپ تابع عمر الکترود و دفعات استارت است.کاربرد این لامپ‌ها پرای تصفیه آب یا هوا یا کالاهائی که روی تسمه نقاله ریخته شده می باشد.
درواقع وقتی که  ‏بالاترین شدت از پرتو مورد نیاز باشد استفاده می‌شوند. لامپ های میکروب کش با کا تد سود نیز دفعتاً روشن می شوند ولی دفعات استارت بر عملکرد آنها اثر ندارد، لذا عمر بیشتری دارند و در دمای سرد هم کار می کنند. غالب دیگر انواع لامپ در دمای اتاق بهترین کار کرد را دارند و دمای کمتر یا بیشتر از25 موجب کاهش بازده UV‏می شود.
‏لامپ های با فشار متوسط تابش‌هایی در محدوده 180 ‏تا 1370دارند و درمقایسه با لامپ های کم فشار معادل، تقریباً 80 ‏برابر بده میکروب کش بیشتر تولید می کنند که کمتر متاثر ازکیفیت و دمای پساب قرار می‌گیرد. لذا برای تامین یک دوز معین ازگندزدا یی  تعداد لامپ‌های با فشار متوسط کمتری در مقایسه با نوع کم فشار لازم خواهد بود. نوع سومی از لامپ های در حال رواج نیز ‏وجود دارد که تابش امواج آنها با شدت زیاد و ضربانی‌گونه می باشد .

انواع لامپ UV

 

 

‏مکانیزم غیرفعال سازی میکروبی بوسیلهUV‏

‏کندزدایی باUV  یک روش فیزیکی است که وابسته به انتقال انرژی الکترومغناطیس ازمنبع نوربه سلول ارگانیسم (بویژه ماده ژنتیک سلول) می باشد. آنچه که در فهم مکانیزم ضد میکروبی UV کمک می‌کند توجه به این مطلب است که اشعه باید پیش از آنکه موثر واقع شود جذب شده باشد. باتوجه به تئوری کوانتم مشخص است که اثر یک کوانتم وقتی که با ماده وارد واکنش می شود تابع مستقیمی از مقدار انرژی است که دارد واین انرژی وقتی طول موج تابش آن کمتر باشد بیشتر است. طول موج های مابین 200 ‏تا 1200 نانومتر دارای انرژی کافی برای ایجاد تغییرات فوتوشیمیایی هستند. نورمرئی بوسیله مولکول هائی موسوم به پیگمانها جذب می شود و این جذب بوسیله انعکاس یا تغییر درصد عبور نورمشخص می شود. اما جذب رادیاسیون‌های نامرئی عمدتأ بوسیله اسیدهای نوکلئینه و پروتئین هاکه بی رنگ هستند صورت می‌گیرد. این جذب شدیداً برای سلولهای زنده زیان آور است و مرگ ومیر بوجود آمده را تقریباً بطور کامل به صدمه فوتوشیمیایی این ترکیبات نسبت می دهند. همچنین مشخص شده است که مو لکول های اسیدی اکسی ریبونوکلئیک موجود در مولکول های جذب کننده اشعه برای باکتریها وغالب ویروس ها و اسید ریبونکلئیک (RNA ‏) برای برخی از ویروس‌ها اجزاء اصلی مورد هدف واقع شده فوتون‌های هستند و اثرات بیولوژیکی مهم در آن ها حادث می شود. DNA ‏و RNA ‏معمولاً‏ 5 تا15 درصد از وزن خشک سلول هستند و در عملیات مختلف یک سلول بو یژه ذخیره و انتقال اطلاعات ژنتیک ایفای وظیفه می کنند. طیف جذبیDNA‏همانطور که در شکل 7-3 ‏دیده می شود در محدودة 250 تا 265 نانومتر دارای پیک است و دامنه بهینه طول موج را برای میکروب کشی نشان می‌دهد.

مهمترین مکانیزم ضدمیکروبیUV‏ دیمریزاسیون دو مولکول پیریمیدین است. پیریمیدین از بازهای ازته هتروسیکلDNA  RNA ‏می‌باشد. باتشکیل این دیمرها عمل تکثیر بسیار ‏مشکل می گردد.

میزان دز اشعه  UV  جهت نابودی 4 لگاریتمی پاتوژنها

جدول مزایای گندزایی با UV

کاربردهای قابل ذکر از گندزدایی با UV

‏منابع مصنوعیUV‏ با هدف انجام گندزد‏ایی کاربرد‏های وسیعی د‏ر بیمارستانها، آزمایشگاه ها و مدارس دارند. , ویروس ها، میکوپلاسما` ، باکتریها و قارچ ها معلق در هوا یا مایعات و یا موجود روی سطوح کار با این پرتو قابل نابود شدن هستند. چون UV در بسیاری از مواد از جمله اغذیه و الیاف نفوذ نمی کند نمی‌تواند عمل استریلیزاسیون،را با این پرتو انجام داد. جنس ماده مورد نظر نیز در نتیجه عمل گندزدایی دارای اثر است، بعنوان مثال سطح آلمومینیوم و شیشه استریل می شود ولی چوب، لاستیک وکاغذ که حتی3 ‏ساعت در معرض 120 میکرووات بر سانتیمتر مربع پرتو بوده اند استریل نشده اند. مهم ترین کاربردهای ذکر شده از UV عبارتند از:
1 ‏. نابود سازی ارگانیسم های هوا
2 ‏. غیر فعال سازی میکروارگانیسم های موجود روی سطوح مواد معلق در مایعات.
3 ‏. حفظ وگندزد ایی بسیاری از محصولات با ترکیب ناپایدار که بروش های مرسوم قابل تصفیه نمی باشند.
برخی ادعا کرده‌اند که آئروسول ها از سوسپانسیون های موجود در مایعات در برابر UV‏ حساس ترند اما بعقیده عده‌ای دیکر حساسیت ها میتواند مشابه باشد. ‏استفاده ازUV برای گندزدایی نمونه های باکیفیت های مختلف از آب و فاضلاب نیز روان فراوانی پیدا کرده است. متداولترین کاربردهای ذکر شده از سیستم UV ‏ برای واحدهای گندزدایی آب در نقاط مصرف و در نقاط ورود به مجموعه های مسکونی صنایع و ‏بیمارستانها می باشد.کاربردهایی نیز برای گندزدایی آب مصرفی جوامع بزرگ گزارش شده و در اروپا در بیش از 2000 شهر استفاده از این پرتو رواج دارد. نتایج درخشانی که دوسال های اخیر از کاربرد UV کسب شده دلیل دیگری بر اثبات این ادعا ست که این گندزدای فیزیکی می تواند  وسیله ای مناسب برای تأمین آب سالم شرب جوامع مختلف باشد. در جدول7-2 فهرستی از کاربردهای مختلف استفادد از uv ‏ قابل ملاحظه می باشد.
‏یک مورد استفاده دیکر از لامپ های UV ‏ در نمونه هایی از دستگاه‌های اندازه گیری می باشد. در این دستگاد لامپ در داخل محفظه اکسید کننده قرار دارد و نمونه آب یا پساب مورد سنجش در گذر از این محفظه تحت تحریک اشعه اکسید می‌گردد.

اطلاعات مورد نیاز برای طراحی راکتورهای UV  ‏و نحوه پایش و کنترل

‏تشریح فرآیندگندزدایی با UV

گندزدایی به کمک UV یک پروسه فیزیکی است که برمبنای انتقال انرژی الکترو مغناطیسی از لامپ به ماده تشکیل دهنده سلول ارگانیسم بویژه مواد ژنتیکی سلول ( DNA ‏) استوار است. اثرات مرگ آفرین این انرژی قدرت تکثیر را از سلول سلب می‌کند طیف جذبی DNA‏ همانطور که در شکل شماره 7-3  ‏نشان داده شده بین250‏و 265‏نانومتر دارای پیک است و دامنه بهینه طول موج را برای میکروب کشی آشکار می سازد. با توجه به اینکه حدود 85 درصد از بده انرژی لامپ های بخار جیوه با فشارهم بصورت تابش تکفام 2537 ‏آنگستروم است مطلوب بودن این لامپ ها برای گندزدایی مشخص می‌گردد.

‏سینتیک های گندزدایی

کارایی پرتو در میکروب کشی تابع مستقیمی از مقدار انرژی یا دزی است که بوسیله ارگانیسم جذب می شود. این دز را می توان بصورت حاصلضرب سرعت تحویل انرژی به ارگانیسم ( یا شدت) و زمان در معرض بودن ارگانیسم بیان نمود. بطریق دیگر می‌توان دز گندزدایی را در استفاده از UV‏ بر حسب نیروی میکروب‌کشی تابش شده از لامپ در واحد حجم سیال بعنوان مثال برحسب وات بر متر مکعب تعریف نمود.
‏غیر فعال شدن باکتری حا بوسیله UV بطور تقریب و با توجه به قانون Chick ‏با عبارت درجه اول زیر نمایشی داده می‌شود:


\
No ‏= دانسیته اولیه باکتری‌ها (ارگانیسم / میلی لیتر)
N ‏= دانسیته باکتری‌ها بعد از تماس با UV (ارگانیسم / میلی لیتر)
K ‏= ثابت سرعت غیر فعال سازی
I =  شدت انرژی میکروب‌کش
T = زمان تماس

حاصلضرب It عبارت است از مقدار انرژی یا دزکه بر حسب میکرووات ثانیه بر سانتیمتر مربع بیان می شود. جدول 7-3 ‏میزان دز لازم برای نابودسازی ارگانیسم‌های مختلف را بوسیله پرتوUV ‏معرفی نموده است. حدا قل دز لازم برای گندزدایی آب و پساب ثانویه بترتیب معادل 16 ‏و30 میلی وات ثانیه بر سانتی متر مربع است. در سیستم‌های گندزدایی فاضلاب آرایش لامپ ها بطور  معمول ‏در شرایط جریان پیک تأمین کننده یک کیلو وات در میلیون گالن پرتو می باشد.
‏با رسم لگاریتم نسبت بقا در برابر دز اشعه چنانچه سرعت گندزدایی  مطابق  با قانون چیک ثابت فرض شود مطابق با شکل 7-10 خط مستقیمی بدست می‌آید که شیب آن مقدار ثابت سرعت غیر فعال سازی را نشان می دهد. در موارد انحراف از قانون چپک ممکن است سرعت گندزدایی با افزایش زمان زیاد یا کم گردد. از جمله عواملی که موجب تغییر سرعت می گردد (وجود انحراف های صعودی = Shoulders) مخفی شدن باکتری‌ها درون ذرات و یا در لابلای یکدیگر می باشد. غالباً در چنین مواردی وقفه‌های زمانی تا لحظه شروع گندزدایی مشاهده شده است. Severin ‏و همکارا نش نشان دادند که مدل Series Event ‏بخوبی می تواند سینتیک گندزدایی با UV ‏ را تشریح نماید. نباید انتظار داشت که دما و pH ‏ موجب تغییرات بارز در کارایی گندزدا یی با UV‏ گردند.

اطلاعات مورد نیاز برای طراحی راکتورهای UV

‏با توجه به روابط فوق الذکر ‏که اساس کار برای طراحی راکتورهای گندزدایی با UV ‏برمبنای اصول ریاضی می باشد مشخص می شود که اطلاعات کلیدی برای طراحی عبارتند از شدت UV ‏ در داخل راکتور وکیفیت آب یا فاضلا‏ب مورد تصفیه. همچنین خصوصیات جریان باید به گونه ای باشدکه استفاده حداکثر از انرژی UV امکان پذیر گردد و یا بعبارت دیکر مقادیر اتلاف انرژی به حداقل نیز برسد. در این مبحث پارامترهای مهم طراحی عوامل موثر برکارایی گندزدایی با uv ‏معرفی شده است. بطور کلی عوامل مؤثر را در سه بخش می‌توان مورد بحث قرار داد. عوامل مربوط به خصوصیات لامپ عوامل مربوط به کیفیت آب و فاضلاب و عوامل مربوط به خصوصیات جریان.

اجزا تشکیل دهنده سیستم UV

‏خصوصیات لامپ

‏شدت UV: سرعتی که تحت آن ارگانیسم‌ها غیرفعال‏ می‌شوند برحسب تابعی از شدت نور UV در راکتور قابل بیان می‌باشد. لذا مشخص کردن شدت در یک سیستم مهم است. شدت در یک راکتور تابعی از نوع منبع uv ‏(بازده) آرایش فیزیکی منبع نسبت به آب یا فاضلاب (مکان و آرایش لامپ ها) و میزان پرت انرژی است. پر‏ت انرژی موجب رقیق شدن بازده منبع پیش از استفاده برای گندزدایی می گردد.
‏تعیین شدت نور در راکتورهای پیچیده و چند لامپی آسان نمی باشد. در حال حاضر هیچ دتکتوری وجود ندارد که بتوان با آن شدت نور را در این سیستم‌ها اندازه‌گیری نمود چون دتکتورهای موجود گیرنده‌های صفحه‌ای محسوب می شوند و فقط انرژی برخورد کرده با سطح صاف سنجش اندازه‌گیری می شود. لذا چون روش قابل قبول مستقیمی برای سنجش وجود ندارد برآورد شدت نور در راکتور از طریق مدل‌های محاسبه ای یا توسل به روش های تجربی نظیر آلتینومتری شیمیایی و تست های بیولوژیکی مورد توجه قرار گرفته است.
‏در راکتورهای با آرایش‌های مختلف از لامپ ها شدت نور متفاوت خواهد بود. روش محاسبه ای فقط برای تعدادی از طراحی ها قابل عمل می باشد، با این روش می توان شدت را برحسب تابعی از دانسیته UV راکتور و انرژی UV جذب شده بدست آورد.
‏دانسیت (1)D بعنوان مجموع نیروی نظری UV ‏(درnm 253/7 ‏) موجود در یک راکتور بخش بر حجم مایع در راکتور تعریف می شود:


دانسیته نور مستقیماً در ارتباط با فاصله‌گذااری لامپ ها می باشد، هر چه فاصله‌ها کمتر باشد دانسیته نور در راکتور  بیشتر خواهد بود. از مقایسه چهار آرایش ذکر شده برای سیستم‌های UV ‏و با داشتن یک دانسیتهUV ‏معین،کارایی مدل یونیغرم بهتر وکارایی مدل لوله ای از همه کمتر می باشد. نوع یونیفرم بر آرایش در هم قدری تفوق نشان می دهد. آرایش‌های درهم و متحدالمرکز نیز از نظر کارایی تامین شدت نور نتایج مشابه ای نشان داده اند.
‏برای برآورد شدت واقعی نور در یک راکتور (Iave) رابطه زیر ارائه شده است:
Iave = (nominal Iave) x (fp)(ft)
fp = نسبت بازدهی واقعی لامپ ها به بازدهی نظری لامپ ها
ft = نسبت قابلیت انتقال واقعی غلاف ها یا لوله ها به انتقال نظری غلاف ها یا لوله ها (برای محاسبه شدت فرض می شود که قابلیت انتقال نظری 100٪  باشد)
‏برای سیستم های کوار تز و تغلونی چنانچه نگه داری از سیستم های ایده آل باشد، ft بترتیب 0/7 و0/6 بعنوان ارقام حداقل در نظر گرفته می شود.
‏با توجه به رابطه7-11‏مشخص است که کاهش انرژی نور با طول موج  253/7 ‏نانومتر
ناشی از دو بخش عمده می باشد: افت بازده لامپ (fp) و تغییر در قابلیت انتقال ضمائمی (غلاف های کوارتزی و یا لوله های تفلونی)که موجب مجزا شدن لامپ از مایع هستند(ft).

بازده لامپ‌UV

‏بازده لامپ از فاکتورمای مؤثر بر شدت UV ‏در راکتور محسوب می شود. بازده رزونانس یک لامپ شدیداً به حفظ شرایط بهینه تخلیه در بخار و شرایط بهره برداری در مدت عمر لامپ مربوط می باشد و می‌توان گفت بسیاری از عواملی که مربوط به بازده می شوند به کار طراحی یا اپرا تور وابسته نبوده و صرفاً متاثر از شرایط محیطی حاکم بر دستگاه هستند. مسلماً اطلاع از عواملی که در این رابطه دارای نقش می‌باشند حائز اهمیت است.
‏بازده لامپ در هر زمان متاثر از دمای لامپ و پتانسیل ولتاژ بکار رفته در عرض لامپ می باشد و با گذشت مدت بهره برداری کاهش می‌یابدکه بعلت عوامل مستهلک کننده خواهد بود.
‏ولتاژ: تشعشع تابعی از جریان قوسی است ، ازاین حقیقت می توان بمنظور تغییر بازده لامپ از طریق تنظیم ولتاژ و صرفه جویی در مصرف انرژی بهره برداری نمود.کاهش ولتاژ منجر به کاهش در جریان خواهد بود. به این ترتیب طی دوره هایی از زمان که نیاز بهUVR  ‏کم باشد می توان با پایین آوردن ولتاژ لامپ روشنایی را تنزل داد. این عمل موجب کاهش بهره برداری انرژی از لامپ است. عموماً می‌توان شدت لامپ را تا مقادیری نه کمتر از 50 ‏درصدکاهش داد در غیر این صورت جریان لامپ بسیارکم شده ،لامپ شروع به سوسوزنی کرده و نهایتاً خاموش می‌شود.
‏دما: درجه حرارت بهینه دیواره لامپ برای حداکثر کارایی عمومأ بین 35 و ‘C 50 ‏است. در ‏سیستم های غوطه‌ورکه معمولآً لامپ ها درون غلاف‌‌های کوارتزی هستند لایه هوای بین کوارتز و دیواره لامپ بصورت یک حائل عمل نموده و لامپ را از خنک شدن توسط آب حفظ می‌کند. به این ترتیب می توان گفت که غلاف های کوارتزی نقش ایزولاتور را دارند. به عقیدهScheible ‏ وBassell دمای آب سرد اثر کمی بر دمای سنجش شده دیواره حباب دارد. در یک تحقیق صورت گرفته در این زمینه مشخص شد که تحت دماهایی از آب که مساوی 21/3 ‏و10/5  بوده دمای لامپ بترتیب مساوی 43 ‏و40 ‏برآورد شده است.
کنترل دمای لامپ در سیستم های غوطه ور در اکثر شرایط طراحی عملی نیست. اما در سیستم های بدون تماس از قبیل سیستم‌های با آرایش لوله‌ای حفظ لامپ ها در حرارت بهینه بوسیله کنترل دمای هوای اطراف لامپ ها امکان پذیر است. در مواردی که گرما مورد نیاز باشد می توان حرارت منتشره توسط تر‌انس های لامپ ها را در داخل راکتور لامپ به گردش درآورد و در مواردی که حرارت زائد است نیز می توان بوسیله پنکه هایی هوای سردتر بیرون را وارد راکتور نمود.
‏دما: درجه حرارت بهینه دیواره لامپ برای حداکثر کارایی عمومأ بین 35 و ‘C 50 ‏است. در ‏سیستم های غوطه‌ورکه معمولآً لامپ ها درون غلاف‌‌های کوارتزی هستند لایه هوای بین کوارتز و دیواره لامپ بصورت یک حائل عمل نموده و لامپ را از خنک شدن توسط آب حفظ می‌کند. به این ترتیب می توان گفت که غلاف های کوارتزی نقش ایزولاتور را دارند. به عقیدهScheible ‏ وBassell دمای آب سرد اثر کمی بر دمای سنجش شده دیواره حباب دارد. در یک تحقیق صورت گرفته در این زمینه مشخص شد که تحت دماهایی از آب که مساوی 21/3 ‏و10/5  بوده دمای لامپ بترتیب مساوی 43 ‏و40 ‏برآورد شده است.
کنترل دمای لامپ در سیستم های غوطه ور در اکثر شرایط طراحی عملی نیست. اما در سیستم های بدون تماس از قبیل سیستم‌های با آرایش لوله‌ای حفظ لامپ ها در حرارت بهینه بوسیله کنترل دمای هوای اطراف لامپ ها امکان پذیر است. در مواردی که گرما مورد نیاز باشد می توان حرارت منتشره توسط تر‌انس های لامپ ها را در داخل راکتور لامپ به گردش درآورد و در مواردی که حرارت زائد است نیز می توان بوسیله پنکه هایی هوای سردتر بیرون را وارد راکتور نمود.
‏ ‏عمر لامپ: عوامل متعددی موجب محدود ساختن عمر مفید لامپ هستند. این عوامل شامل نقص الکترودها، اندود شدن جیوه روی دیواره داخلی لامپ (کدر شدن لامپ ) و تابش از ضماثم لامپ (کاهش قابلیت انتقال) می باشند. تمام این عوامل منجر به نزول دائمی بازده لامپ در طول موجnm 253/7 هستند و ممکن است موجب شوند بازده واقعی به حد 40 تا 60 ‏درصد از بازده نظری در پایان عمر لامپ برسد.
‏بازده لامپ طی عمری که دارد اساساً متأثر از شدت کدر شدن و تابش از لوله لامپ می باشد و عمر واقعی به وضعیت الکترودها بستگی دارد. لامپ های میکروب‌کشی متداول از نوع دارای الکترود های داغ هستندکه نزول کیفیت آنها با افز‏ایش تعداد استارت حالت تصاعدی دارد. لذا عموماً پیش بینی لامپ بر طبق تعداد دفعاتی که لامپ را روشن کرده اند یا بعبارت دیکر سیکل روشنایی برآورد می شود. عمر لامپ ذکر شده توسط اکثر کارخانجات7500 ساعت است که مبنی بر یک سیکل 8 ‏ساعته کار می باشد. متوسط بازده UV دراین حالت 70 درصد بازده لامپ در 100 ‏ساعت برآورد شده است. متذکر می شود که لامپ های جیوهای با فشارکم بعد از صد ساعت کار به بازده نظری خود می رسند.

کیفیت آب ‏یا فاضلاب

‏کیفیت کلی آب یا فاضلاب در ارتباط با میزان پیش تصفیه‌ای است که اجرا شده است. اما کیفیت واقعی را باید خارج ازکنترل اپراتور و یا غیر قابل تاثیر از طراحی دانست ، حتی باید گفت لازم است طراحی به ‏گونه ای باشد که شرایط مختلف از نظر کیفیت آب یا فاضلاب را متحمل شود. سه پارامتر مهم مربوط به کیفیت آب که نقش بیشتری بر طراحی یا عملکرد یک سیستم  UV دارند عبارتند از: دانسیته اولیه باکتریایی، مواد معلق و ضریب جذب UV

جدول اثرات کیفیت آب بر کارایی اشعه UV


ضریب جذب UV

اثر  ‏مزاحمت ساز ناشی شده از برخی از مواد محلول را نیز در نظر می گیرد. در جدول 7-4 ‏مهمترین مواد محلول و نامحلول هدر دهنده قدرت پرتو که درمنابع  طبیعی آب و یا فاضلاب ها قابل یافت هستند معرفی شده است. اگر ناخالصیهای معدنی و آلی در آب زیاد باشد رسوب گذاری روی لامپ تشدید می شود. بطور کلی توصیه می شود در آب مورد گندزدایی غلظت آهن وهیدروژن سولفوره به ترتیب از 1/0  و 2/0 میلی گرم در لیتر بیشتر نباشد. سختی آب نیز کمت از mg\l 140  باشد.

‏دانسیته اولیه باکتری ها

نحوه عملکرد یک سیستم UV مستقیماً در ارتباط با دانسیته اولیه ارگانیسمهای اندیکاتور می باشد. بطور معمول این رقم پارامتری نیست که در تصفیه خانه ها قابل پایش باشد. دانسیتههای اولیه را صرفاً با توجه به نوع فرآیندهای تصفیه ماقبل مراحل گندزدایی نمی توان پیشبینی نمود و توصیه شده است که این اطلاعات را پیش از طراحی جمع آوری نمایند. می توان پساب های مشابه را از تصفیه خانههای موجود در منطقه ، مورد بررسی قرار داد یا چنانچه اصلاح تصفیه خانه در نظر است، در محل تجهیزات موجود بررسی را به انجام رساند. بطور کلی نحوه عملکرد سیستم بوسیله لگاریتم نسبت بقا و یا تعداد لگاریتمی کاهش دانسیته معرفی میشود. لازم است که دانسیته اولیه باکتری ها را تحت شرایط متوسط و ‏ماکزیمم مورد انتظار برای تصفیه خانه تعیین نمود.

جامدات معلق

مخفی شدن باکتری ها در ذرات اثر مهمی بر طراحی یک سیستم دارد  و همانطور که ذکر شد دانسیته باکتریایی ذره ای در ارتباط با غلظت مواد معلق میباشد. به این ترتیب اندازه گیری جامدات معلق بعنوان یک اندیکاتور مهم جهت تعیین کیفیت این ذرات ضروری خواهد بود. از آنجایی که حدود جامدات معلق آب و یا پساب در عمل بوسیله طرح تصفیه خانه تنظیم می شود، مقادیری از این جامدات که می باید در طراحی فرآیند گندزدایی مورد ملاحظه قرار گیرد محدود خواهد بود. نقطه نظر دیگر میزان تغییرات جامدات معلق است.
‏بعنوان مثال چنانچه تصفیه خانهای برای این مورد طرح شده است که غلظت جامدات معلق آن بطور متوسط  از 30 میلیگرم در لیتر برای 30 ‏روز متوالی بیشتر نشود ، حدودی از این جامدات که می باید بر یک مبنای سالانه ‏متحمل شود احتمالاً بین 10 و 20 ‏میلیگرم در لیتر خواهد بود. توجه به این نکات می تواند از لحاظ تعیین اندازه متوسط تجهیزات UV و تعیین ملزومات عملیاتی دارای اثر باشد.
‏ مخفی شدن باکتری ها در ذرات اثر مهمی بر طراحی یک سیستم دارد  و همانطور که ذکر شد دانسیته باکتریایی ذره ای در ارتباط با غلظت مواد معلق میباشد. به این ترتیب اندازه گیری جامدات معلق بعنوان یک اندیکاتور مهم جهت تعیین کیفیت این ذرات ضروری خواهد بود. از آنجایی که حدود جامدات معلق آب و یا پساب در عمل بوسیله طرح تصفیه خانه تنظیم می شود، مقادیری از این جامدات که می باید در طراحی فرآیند گندزدایی مورد ملاحظه قرار گیرد محدود خواهد بود. نقطه نظر دیگر میزان تغییرات جامدات معلق است.
جذب UV : این پارامتر صرفاً در زمینه گندزدایی با UV ‏ مطرح می شود و معیاری از انرژی UV مورد نیاز نمونه آب یا فاضلاب مورد نظرمی باشد و بر شدت پرتو در راکتور دارای اثر خواهد بود. UV مورد نیازمانند کلرمورد نیاز می باید برای نمونه آب مورد نظر تأمین گردد تا گندزدایی مؤثر واقع شود. این پارامتر بعلت جذب انرژی بوسیله اجزا شیمیایی موجود در آب یا فاضلاب می باشد. تعدادی از ترکیبات آلی و معدنی موجود در فاضلابها موجب جذب موج7/253 ‏نانومتر هستند و لذا بر شدت نور درون راکتور اثر می گذارند. در موارد خاص ممکن است اندازه سیستم و احتمالاً آرایش لامپ ها متاثر از مقدار جذب فوق باشد. بعبارت دیگر در محاسبه شدت در یک راکتور پیچیده و در فرمول نهایی محاسبه ، شدت متوسط بعنوان تابعی از ضریب جذب UV مطرح می شود.

‏اثر ذرات معلق بر جذب UV

‏توجه به این نکته حائز اهمیت است که روش سنجش مستقیم جذب نور براساس این فرض است که نور دیده نشده بوسیله دتکتور اسپکتر و فوتومتر تماماً بوسیله مایع جذب شده است ولی این فرض در مورد نمونه های حاوی  ذرات معلق یا کلوئید همیشه ممکن است صادق نباشد، زیرا این ذرات می‌توانند بخشی از نور را منعکس فمایند. این نور منعکس شده چون از مسیر مستقیم آن نسبت به سل کوارتزی منحرف شده بوسیله دتکتور قابل سنجش نیست. لذا در روش مستقیم معمولاً اضافه برآوردی نسبت به جذب واقعی مایع وجود خواهد داشت.
‏کوالز و همکاران و شیبل و همکاران نشان داده‌اندکه ذرات محلق وکلوئیدها مقادیر مهمی از انرژی فورانی را جذب نکردد و در حقیقت آن را به مایع برمی گرداند. لذا این نکته که سنجش جذب بتواند اثر انعکاس را نیز در برگیرد و مقداری ارائه دهدکه نماینده واقعی جذب نور باشد ‏دارای اهمیت می‌شود.
‏همانطور که ذکر شد روشهای مرسوم برای محاسبه شدت در یک راکتور عمومآً براساس این فرض استوار هستندکه ضریب جذب UV نماینده جذب واقعی مایع می باشد. برای در نظر گرفتن اثر انعکاس نور و اصلاح ارقام جذب، شیبل و همکارانش یک وسیله فرعی به اسپکتروفومتومترUV/vis ‏ضمیمه نمود.
این وسیله که سنجش جذب را از لحاظ اثر انعکاس نور مورد تصحیح قرار می دهد در واقع کره ای است که سل کوارتزی را احاطه می کند. هر شعاع نوری منعکس شده روی سطح این کره جذب می شود و سطبه مزبور موجب یک کاسه کردن مقدار نور جمع شده و تصحیح جذب سنجش شده از طریق دتکتور از نوع پرتو مستقیم می شود. بنظر می رسد این جذب که در تحقیق مزبور بعنوان ضریب جذب کره ای خوانده شده نماینده واقعی تری از جذب حقیقی مایع بوده و جهت برآورد شدت در یک راکتور مناسبتر باشد.
‏درشرایطی که سنجش ضریب جذبUV با تصحیح فوق‌الذکر میسر نباشد می توان ضریب جذب را برای نمونه‌های صاف شده و  به هما‏ن طریقه مستقیم تعیین نمود. در غالب موارد رقم بدست آمده تقریب خوبی از جذب واقعی خواهد بود و البته چنانچه از مامبران فیلتر جهت جد اسازی ذرات بزرگتر از یک میکرون استفاده شود نتایج بهتری بدست خواهد آمد. لازم است که فیلترها قبلاً شسته شده باشند چون ممکن است مواد جاذب UV اضافه نمایند.

‏تنظیف سیستم UV

نظافت لامپ های UV به دو طریقه فیزیکی و شیمیایی امکان پذیراست. روش‌های فیزیکی شامل: 1-  وسایل مکانیکی اتوماتیک ،2-  وسایل مافوق صوت ، 3‏-  آب پاش های با فشار زیاد و 4- وسایل تنظیف با هوا. مواد شیمیایی مورد استفاده شامل اسید سولفوریک ، اسید هیدروکلریدریک و اسید فسفریک می باشند.
‏غالباً سیستم‌های UV شامل یک یا چند وسیله فیزیکی تنظیف هستندکه در موارد نیاز و هرچندگاه می‌توان از مواد شیمیایی برای تکمیل  نظافت استفاده نمود.
‏در مورد تصفیه خانه‌های کوچک که انجام نظافت اتوماتیک معمولاً مقرون بصرفه نیست ، تنظیف هرچندگاه بطور دستی کفایت می کند.
‏ارزش UV‏ برای گندزدایی آب آشامیدنی: ارزش UV ‏در گندزدایی پساب ثانویه مشخص شده است اما باید توجه داشت که مقررات مربوط به گندزدایی آب شرب متفاوت از فاضلاب است. در مورد فاضلاب، میکروب‌هایی که بعنوان اندیکاتور آلودگی به مدفوع معرفی شده اند به مقدار زیاد وجود دارند و ‏سنجش آنها از طریق منحنی غیر فعال سازی UV به آسانی امکان پذیر است. از همین منحنی نیز می‌توان برای انتخاب دوز طراحی سیستم گندزدایی جهت نیل به سطح مورد نظر از غیرفعال سازی میکروبی استفاده نمود. اما در مورد آب شرب غلظت میکروب های اندیکاتور غالباً کمتر از حدود قابل تشخیص در متدهای ارزیابی است.

اثرات زیست محیطی و بیولوژیکی و ملاحظات ایمنی:

UVدر زمره تابش‌های غیر یونیزه کننده از اهمیت ویژه ای برخوردار است که بعلت انرژی بیشتر فوتونها می باشد. این مساله می تواند منجر به بروز عکس‌العمل های مختلف بیولوژیکی گردد. اما از طرفی قدرت کم نفوذ این اشعه موجب می‌شودکه غالب اثرات مستقیم بیولوژیکی محدود به بافت های سطحی باشد. جذب UV بوسیله ‏غشای مخاطی چشم و پلک ها ممکن است بعد از گذشت 6 تا 12 ‏ساعت از زمان تماس منجر به آماس ملمتحمه شود ولی غالبأ اثر ‏مزبور موقتی می باشد.
‏اثرات بیولوژیکی تابش UVبرای موجودات زنده زیان آور است و این ناحیه از نور موجب بروز التها بهای پوستی می باشد. در مورد اثرات بیولوژیکی اطلاعات چندانی در دست نیست .اینکه کفته می شود این بخش از اشعه می تواند اثرات تابش را تشدید کند و درکنار تعدادی از عوامل شیمیایی موجب آسیب بافت، مسمومیت آلرژی گردد. طول موج های کمتر از 280‏ نانومتر می تواند موجب بروز اثرات سو ولی غالبأ نه چندان خطرناک برای پوست و چشم گردد. اما در عمل گندزدایی آب یا پساب با UVو تا زمانی که لامپ بصورت غوطه‏ور هستند هیچ خطری متوجه کارکنان تسفیه‌خانه نخواهد بود چون آب به حد کافی جاذب رادیاسیون      می باشد.
به طور کلی عمل گندزدایی با UV از نقطه نظر ایمنی مقبول محسوب می‌شود زیرا مستلزم حمل و انبار و نمودن مواد شیمیایی خطرناک و خورنده نمی باشد. رعایث مقررات جدید وضع شده در مورد نحوه ذخیره سازی وکاریزد مواد شیمیایی خطرناک مانند زنون که موجب افزایش هزیینه عملیات کلرزدنی وگندزدایی شده در مورد این روش فیزیکی مساله ساز نبوده است. اما رعایت احتیاط های لازم در مورد کاربرد وسایل برقی با ولتار زیاد انجام سیم کشی‌ها بطور صحیح ،‌ اتصال به زمین و واترپروف نمودن ضروری است. لامپ ها و تر انس ها مستعمل را باید بنحو صحیح، دفع نمود. سایر نکات ایمنی برای کارکنان تصفیه خانه شامل استفاده از عینک های پلاستیکی مخصوص در مواقع بازرسی لامپ ها در حالت غیر غوطه ور می باشد. چنانچه پنجره بازرسی تعبیه نشد و صورت و دست‌ها نیز در معرض قرار می گیرند لازم است که پوشاندن آن‌ها ‏پیش بینی شود.
بطور کلی یکی از مهمترین دلایل مقبولیت گندزدایی با UV ‏ مسائل زیست محیطی بوجود آمد ازکلر زنی پساب‌ها  بوده است. مسائل مشابه در مورد تعدادی دیگر از مواد شیمیایی گندزدا نیز قابل بروز می باشد. که فراورده های جانبی ان برای فون و فلور آب های پذیرنده خاک هایی که بعدا ممکن است مورد ابیاری قرارگیرند سمیت دارد و لذا در استفاده مجدد از پساب لازم است که کل کلر باقی مانده به حد بسیار قلیلی رسیده باشد. نور uv ‏ طی کندزدایی پساب  مادهای را حذف ننموده و چیزی  نیز اضافه نمی کند جز اینکه از تعداد میکروبهای زنده آب کاسته می شود. حتی با اعمال دزهای بیشتر از حد نیاز از اشعه تشکیل هیچ نوع فراورده جانبی جهش زا گز‏ارش نشده است. بطور کلی پتانسیل ثشکیل فرآورده‌های جانبی ‏درعمل گندزدایی آب با UV ‏ ناچیز است چون شدت‌هاای مورد استفاده از اشعه جهت گندزدایی کمتر از مقادیر لازم برای بروز اثرات فوتوشیمیایی می باشد. اما بعضی از ترکیبات شیمیایی ممکن است بو سیله UV تغییرکنند اعتقاد بر این است که شکسته شدن بعضی از ترکیبات منجر به تشکیل فرم‌های کم خطرتر می‌شود. البته صحت این ادعا مستلزم انجام تحقیقات بیشتر می‌باشد. در حال حاضر باید قبول کرد که گندزدایی باUV ‏هیج اثر منفی یا مثبت برای محیط زیست ندارد. صحت این مطلب تاکنون‌ با ‏انجام چندین تست زیست سنجی بر روی موجوداتی مانند ماهی قزل آلا تایید شده است.

زلالساز پولساتور (Pulsator) در تصفیه آب

زلالساز پولساتور (Pulsator) در تصفیه آب

در تصفیه آب پس از اختلاط آب با مواد شیمیایی در واحد انعقاد و لخته سازی لخته های تشکیل شده را باید حذف نمود برای جداسازی لخته های تشکیل روشهای مختلفی وجود دارد یکی از این روش ها استفاده از زلالساز پولساتور pulsator است. در این روش، آبی که از واحد انعقاد و لخته سازی گذر کرده از درون بستر لجن عبور می‌کند. به دلیل خاصیت چسبندگی لجن، لخته‌های آب، جذب بستر شده و آب زلال به طرف بالا جریان می‌یابد و به این ترتیب زمان ته‌نشینی کاهش می‌یابد. جابجایی لجن به تبعیت از سرعت تنظیم شده‌ی جریان آب، مانع متراکم شدن لجن‌های ته‌نشینی در کف حوض می‌گردد و تخلیه‌ی قسمتی از لجن که در اثر جذب مواد معلق، سنگین شده و ته‌نشین شده است به راحتی مقدور است. در زلال‌سازهای پولساتور آب مخلوط شده با مواد منعقدکننده از زیر بستر لجن و از طریق لوله‌های مشبکی وارد حوض می‌شود که در سرتاسر حوض تعبیه شده‌اند. بر روی روزنه‌ها نیز بفل هایی جهت کنترل سرعت آب قرار می‌گیرند. جهت کنترل میزان لجن نیز، قیف های در قسمت بستر وجود دارد که در صورت زیاد شدن حجم لجن، لجن به داخل قیف سرریز می‌کند و خارج می‌شود. آب زلال‌ شده نیز در قسمت سطحی این واحد توسط کانال‌های مشبک جمع‌آوری می‌گردد. پمپ خلاء موجود در این نوع زلال‌سازها نیز با عمل خلاء و رفع خلاء خود سبب نوسانات بستر لجن گشته و سبب سهولت در امر حرکت آب از بین بستر خواهد شد.

برخی از مهم‌ترین مزایای پولساتور

– زمان ته‌نشینی کوتاه است بنابراین حجم این واحد کم می‌باشد.
– حجم لجن اضافی کم می‌باشد.
– زمین کمتری نیاز دارد.
– قدرت جداسازی مواد معلق آن از آب زیاد است.
– سرمایه‌گذاری اولیه در این زلال‌ساز کمتر است.
– تجهیزات مکانیکی کمتری نسبت به مخزن ته نشینی دارد.
برخی از مهم‌ترین معایب پولساتور نیز به شرح زیر هستند:
– انبساط لایه‌ی لجن نمی‌تواند از حد معینی تجاوز کند که در غیر این صورت باعث پراکندگی لجن می‌گردد.
– بهره‌برداری از آن نیاز به دقت و تجربه‌ی فراوان دارد.
– بهره‌برداری این گونه زلال‌سازها نیاز به تشکیل ابر لجن دارد. ایجاد این ابر نیازمند 7 تا 20 روز است بنابراین در صورت‌که کدورت تنها در مواقع خاصی از سال بالا می‌رود به دلیل عدم تشکیل پتوی لجن در اغلب مواقع سال، به محض بالا رفتن کدورت آب، این واحدها عملکرد خوبی نخواهند داشت. همچنان که برخی از تصفیه‌خانه‌های موجود کشور که با این سیستم ساخته شده‌اند همواره با مشکل مواجه هستند.
– بهره‌برداری و نگهداری این نوع‌زلال‌سازها، همکاری دائمی بخش آزمایشگاه و واحد شیمیایی محلول‌ساز و نمونه‌برداری‌های مداوم از لجن‌آب را می‌طلبد و از این جهت بهره‌برداری آن دارای مشکلات عدیده‌ای است.
– در صورت وجود گازهای فرار در آب، خصوصا آبی که مرحله‌ی هوادهی را طی نکرده باشد و آزادشدن این گازها از آب، ممکن است باعث پراکندگی پتوی لجن گردد.

زلالساز پولساتور (pulsator) در تصفیه فاضلاب

تصفیه آب با استفاده از زلال سازی با روش پولساتور:

در سیستم های تصفیه شیمیایی آب،پس از تزریق مواد منعقد کننده ، نیاز به استفاده از زلال سازی یا ته نشینی مواد بوده که یکی از سیستم های زلال سازی ، زلال ساز های پولساتور می باشد.

زلال سازهای پولساتور و ته صاف ( pulsator & flat bottomed clarifier )دراین نوع زلال‌سازها ، آب مخلوط شده با مواد منعقدکننده از زیر بستر لجن و از طریق لوله‌های مشبکی وارد حوض می‌شود که در سرتاسر حوض تعبیه شده‌اند.آب در عبور از بستر لجن کف پولساتور, مواد جامد خود را در آن جا می گذارد. بر روی روزنه‌ها نیز پالونک‌هایی جهت کنترل سرعت آب قرار می‌گیرند. جهت کنترل میزان لجن نیز، هاپرهایی در قسمت بستر وجود دارد که در صورت زیاد شدن حجم لجن، لجن به داخل هوپر سرریز می‌کند و خارج می‌شود. آب زلال‌شده نیز در قسمت سطحی این واحد توسط کانال‌های مشبک جمع‌آوری می‌گردد. پمپ خلاء موجود در این نوع زلال‌سازها نیز با عمل خلاء و رفع خلاء خود سبب نوسانات بستر لجن گشته و سبب سهولت در امر حرکت آب از بین بستر خواهد شد.

زلال ساز سوپر پولساتور SPC) Superpulsator Clarifier)

Superpulsator Clarifier با استفاده از اصول اولیه شیمیایی و فن آوری زلال سازی تماس با مواد جامد و سرعت بالا حداکثر بهره وری را ارائه می دهد.

طراحی منحصر به فردی از ترکیب عملکرد لخته سازی و زلال سازی را در یک حوضه برای استفاده بهینه از فضا ایجاد می کند. پالس های جریان تولید شده توسط خلاء ، پتو لجن هموژنی ایجاد می کنند که منجر به کیفیت عالی پساب با حداقل هزینه های عملیاتی می شود.

Superpulsator Clarifier قادر به از بین بردن رنگ ، کدورت و مواد آلی است. این سیستم دقیقاً کارکردهای افزودنی های شیمیایی منعقد کننده، لخته ساز و جداکننده ی مواد جامد را که برای زلال سازی مطمئن و سازگار مورد نیاز است ، انجام می دهد. یک پتو لجن همگن برای لخته سازی بهینه در زلال ساز ایجاد می کند.
Superpulsator Clarifier با استفاده از اصول اولیه شیمیایی و فن آوری زلال سازی تماس با مواد جامد و سرعت بالا حداکثر بهره وری را ارائه می دهد. طراحی منحصر به فردی از ترکیب عملکرد لخته سازی و زلال سازی را در یک حوضه برای استفاده بهینه از فضا ایجاد می کند. پالس های جریان تولید شده توسط خلاء ، پتو لجن هموژنی ایجاد می کنند که منجر به کیفیت عالی پساب با حداقل هزینه های عملیاتی می شود.

آب، که از قبل تحت انعقاد سازی قرار گرفته است ، از پایین دستگاه وارد می شود و از پتوی لجن عبور می کند تا به سطح بالای زلال ساز برسد. بستر لجن با کمک عمل پالس در حالت انبساط قرار می گیرد. مواد جامد آب توسط پتوی لجن گرفته می شود و آب زلال به سمت بالا حرکت می کند. در صورت ازدیاد حجم لجن، قسمتی از آن از سیستم خارج می شود. عمل انبساط و انقباض لجن و نوسانات مورد نیاز برای عبور آب از بستر لجن توسط پمپ خلا ایجاد می شود.


شرح سیستم SPC:

1- ورودی آب خام
آب منعقد شده سریع به محفظه خلاء سیستم منتقل می شود.

2- توزیع آب
آب منعقد شده به طور یکن.اخت به سیستم وارد می شود.

3- صفحه های ته نشینی
لجن به سمت پایین در قسمت جلوی صفحات ته نشینی هدایت می شود. ذرات سبک تر بین صفحات گردش می کنند و باعث افزایش تماس با مواد جامد داخلی می شوند. مواد جامد سبک به طور مداوم توسط دوغاب در حال حرکت به سمت پایین جاروب می شوند.

4- حذف و خروج لجن
لجن در طی انبساط توسط پمپ خلا، توسط گرانش از طریق لوله ها تخلیه می شود.

5- جمع آوری
آب تصفیه شده به طور یکنواخت در طول قسمت ته نشینی جمع آوری می شود وآب شفاف در یک مجموعه مرکزی جمع آوری می شود.

6- پمپ ایجاد کننده ی نوسان
قلب سیستم یک پمپ خلاء و دریچه هوا است. فرکانس و مدت زمان مشخص شده ، دریچه منافذ را در بالای محفظه، کنترل می کند و باعث ایجاد پالس های ظریف پتو لجن در منطقه ته نشینی می شود.

ویژگی های سیستم SPC:

* اختلاط و شفاف سازی در یک حوضچه صورت می گیرد و نیاز به اشغال فضا را محدود می کند.
* کاملاً خودکار ، به حداقل عملکرد اپراتور نیاز دارد.
* هیچ قسمت متحرک در زیر آب وجود ندارد و تمام اجزای زیر آب با مواد مقاوم در برابر خوردگی ساخته می شوند.
* مصرف انرژی کارامد، در مقایسه با سایر فرآیندهای شفاف سازی ، Superpulsator انرژی بسیار کم مصرف می کند.


مزایای سیستم SPC:

*کاهش کدورت تاNTU 2-1
* قابلیت حذف مواد جامد با میزان بالا
* حذف TOC تا 60٪
* نیاز کم انرژی
* قطعات متحرک مستغرق وجود ندارد
* لخته سازی / زلال سازی یکپارچه در یک واحد

کاربرد:

* زلال سازی آب های سطحی
* پیش تصفیه های غشایی
* صنایعی که نیاز به حذف بالای مواد معلق دارند

تجزيه و تحليل عوامل شکست و آثار آن ( FMECA یا FMEA) – Failure Mode and Effect and Critically analysis

تجزيه و تحليل عوامل شکست و آثار آن ( FMECA یا FMEA)  – Failure Mode and Effect and Critically analysis
مطالعات HAZOP – قسمت 5 +++++++  
روش تجزيه و تحليل عوامل شکست و آثار آن (Failure Mode and Effect and Critically analysis) يکی از روش های تجربه شده، بسيار مفيد و پرکاربرد برای شناسايی، طبقه بندی و تجزيه و تحليل خطاها و ارزيابی مخاطرات و ريسک های ناشی از آن هاست. به کمک اين روش می توان خطاها را ريشه يابی و از بروز آن ها جلوگيری نمود.
روش تجزيه و تحليل عوامل شكست و آثار آن سابقه 40 ساله دارد. استفاده از FMEA برای اولین بار در دهه 1960 در صنایع هوا و فضای آمریکا جهت ساخت سفینه آپولوی 11 در ناسای آمریکا مشاهده شده است و پس از آن در دهه 1970 و 1980 برای موسسات اتمی بکار رفت . ضمن اینکه از سال 1977 به بعد برای صنایع خودروسازی نیز بکار گرفته شد. ازسال 2000 تا کنون این روش یکی از پرکاربردترین روش های ارزیابی ریسک در تمامی صنایع می باشد.

روش FMEA :

اين روش با شيوه های مهندسی ، خطاها ، مشکلات و اشتباه های بالقوه موجود را مشخص و حذف می کند و نتايج را به صورت نيمه کمّی تحليل کرده تا خطرات بالقوه، علل و اثرات مرتبط با آن را شناسايی و رتبه بندی نمايد .

اين روش در حقيقت پاسخی به پرسش های زير است:

– شکست در چه تجهيزاتی می تواند رخ دهد ؟
– چگونه شکست اتفاق می افتد ؟
– دفعات تکرار آن چقدر خواهد بود ؟
– اثرات اين شکست چه خواهد بود؟
– پيامد ايمنی، بهداشتی و محيط زيستی آن چه خواهد بود ؟

Related image

همانطور که در شکل 1 ديده می شود انجام اين روش نياز به گذر از مراحل متعددی دارد.
نخست بايد اطلاعات دقيقی در مورد فرآيند بدست آورد و سپس تمامی خطرات محيطی، تجهيزاتی، مواد، انسانی و اثر آن را بر انسان، تجهيزات و محيط زيست و … در کاربرگ FMEA آورده شود، در ارزيابی ريسک با روش FMEA علاوه بر ذکر اين موارد می بايست علل وقوع هر خطر را نيز ثبت کرد و همچنین به منظور ارزيابی بهتر، ستونی برای تشريح خطرات ناشی از انجام اقدامات کنترلی را در کاربرگ جای داد. سپس از طريق جدول های اين روش و همين طور فرمول محاسبه RPN می توان علاوه بر شناسايی خطرات به تعيين سطح ريسک پرداخت.

FMEA 2

 

شکل 1: شيوه بررسی شکست ها در FMEA

 

FMEA 1

شکل 2: مراحل انجام روش FMEA

 

بررسی نتايج خطرات شناسايی شده از طريق محاسبه عدد RPN به دست مي آيد.

RPN= SEVERITY × OCCURRENCE ×DETECTION

– تعيين وخامت خطر (Severity) : وخامت خطر در واقع به همان اثری اطلاق می شود که در نتيجه وقوع خطر بروز می کند. (تعيين مقياس برای شاخص های وخامت خطر غالبا در محدوده 1 تا 10 دسته بندی مي شود).
– نرخ احتمال کشف خطر (Detection) : نوعی ارزيابی از ميزان توانايی است که به منظور شناسايی يک علت يا مکانيزم وقوع خطر پيش از رخ دادن آن است. (تعيين مقياس برای شاخص های احتمال کشف خطر غالبا در محدوده 1 تا 10 دسته بندی مي شود).
– نرخ احتمال وقوع خطر (Occurrence) : اين شاخص نشان دهنده تواتر و تکرار احتمالی وقوع يک خطر است. (تعيين مقياس برای شاخص های احتمال کشف خطر غالبا در محدوده 1 تا 10 دسته بندی خواهد شد).

پس از بدست آوردن اولويت ها (RPN ها) می بايست برای ريسک های با امتياز بالا اقدامات اصلاحی در نظر گرفت و همچنین بایستی در ستون آخر کاربرگ اين روش می بايست براي خطراتی که ريسک غيرقابل تحمل دارند اقدامات پيشنهادی در نظر گرفت.
با اين روش می توان تمامی ریسک ها و خطرات واحدهای سازمان را بررسی و ارزيابی نمود.

 

مزایا :

– یک روش سخت افزاری جامع و فراگیر می ‏باشد.
– برای سیستم ‏های پیچیده خوب جواب می ‏دهد.
– روش مناسب کمی برای ارزیابی ریسک است.
– روشی مطمئن برای پیش بینی مشکلات، تشخیص بهترین و موثرترین اقدامات کنترلی ست.

 

معایب :

– روشی وقت گیر و زمان‏ بر می‏ باشد.
– هزینه اجرای آن زیاد است.
– روشی خسته کننده و یکنواخت می ‏باشد.
– در این روش عیب ‏های چندگانه و چند مرحل ه‏ای مورد بررسی قرار نمی‏ گیرد.

 

 

EIA- Environmental Impact Assessment -گزارش ارزیابی اثرات زیست محیطی

EIA- Environmental Impact Assessment -گزارش ارزیابی اثرات زیست محیطی

Related image

مطالعات HAZOP -قسمت 4 +++++++++

ارزیابی اثرات زیست محیطی (EIA)

نمودار ارزیابی اثرات زیست محیطی (EIA)

ارزیابی اثرات زیست محیطی (EIA)، روشی است که در آن اثرات ناشی از انجام یک پروژه یا عملیات آن بر محیط زیست بررسی و پیش بینی می گردد تا در هنگام انجام پروژه، با توجه به شناخت وضعیت موجود و نوع اثرات، عملیات بصورتی انجام پذیرد تا کمترین اثر بر محیط زیست وارد گردد. در حال حاضر فعالیتهای بیش از حد بشر عاملی است که به طبیعت و محیط زیست صدمه می زند. محدود کردن این فعالیتها به دلیل نیاز انسان به غذا و انرژی ممکن نیست به همین دلیل کشورهای مختلف تلاش می کنند که آثار و پیامدهای این فعالیت ها مورد توجه و بررسی قرار گیرد. به این بررسی و آینده نگری ارزیابی آثار محیط زیستی می گویند. در ایران نیز برای ارزیابی آثار محیط زیستی برخی از طرحهای (پروژه های) صنعتی و عمرانی الزام قانونی وجود دارد. در واقع ارزیابی آثار محیط زیستی برای جلوگیری از اثر منفی طرح (پروژه) بر محیط زیست و کاهش هزینه ها است. در ارزیابی آثار محیط زیستی، آثار طرح (پروژه) بر محیط زیست پیش بینی می شود تا از آسیب به محیط زیست جلوگیری شود یا به کمک اقدامهایی برای اصلاح و کاهش آثار منفی طرح (پروژه) اقدام شود.

در این روش، با انجام مطالعات و شناختی که کارشناسان از وضعیت موجود محیط و فرآیندهای پروژه در مرحلۀ ساخت و بهره برداری بدست می آورند، اثرات فاکورهای عملیاتی را بر فاکتورهای زیست محیطی در مراحل مختلف شناسایی و راهکارهایی را برای کاهش اثرات فوق پیشنهاد می نمایند. توسعه به مجموعه فعالیتها و کارهای انسان گفته می شود که برای بهبود زندگی خود و محیط زیست انجام می دهد. برای پایدار بودن توسعه در بلندمدت لازم است به محدودیتهای محیط زیست و منابع طبیعی توجه شود. توسعه پایدار توسعه ای است که سلامت انسان و محیط زیست را در بلندمدت بهبود دهد. یکی از راههای رسیدن به توسعه پایدار ارزیابی آثار محیط زیستی طرحها (پروژه ها) است.


خدمات مدیریت زیست محیطی شامل تهیه و اخذ تصویب نامه مطالعات زیست محیطی و نیز زمینه های زیر می باشد:

1) EIA– Environmental Impact Assessment (گزارش ارزیابی اثرات زیست محیطی)

2) EMP– Environmental Mitigation Plan (گزارش طرح کاهش اثرات زیست محیطی)

3) EMS– Environmental Management System (سیستم مدیریت محیط زیستی)

پيشينه قانوني ارزيابي محيط زيستي در ايران

در قوانين، مقررات و ضوابط سوابق کشور، اصطلاح متداول و شناخته شده ای تحت عنوان ارزيابی اثرات محيط زيستي (EIA) وجود نداشت و حتی انجام مراحل ارزيابی نيز در شکل و مفهوم حاضر در مقررات قانونی گذشته پيش بينی نگرديده بود.
برای نخستين بار در سال 1354در آيين نامه جلوگيری از آلودگی هوا مصوب 29/4/54 کميسيون های مجلس وقت، صدور پروانه، تاسيس هر نوع کارخانه و کارگاه جديد و توسعه و تغيير کارخانجات و کارگاههای موجود موکول به رعايت مقررات و ضوابط حفاظت و بهسازی محيط زيست شده بود. در سال 58 با کوچک شدن ساختار تشکيلاتی سازمان حفاظت محيط زيست دفتر بررسی اثرات توسعه نيز منحل گرديد. مجددا در سالهای اخير، واحد مذکور با عنوان دفتر ارزيابی زيست محيطی در حوزه معاونت محيط زيست انسانی سازمان حفاظت محيط زيست ايجاد گرديده و اجرای مقررات نظارتی مربوط به ارزيابی اثرات زيست محيطی طرحها و پروژه های توسعه را بر عهده دارد.

فاکتورهای زیست محیطی در ارزیابی اثرات زیست محیطی

فاکتورهای زیست محیطی که در این مورد شناسایی و بررسی قرار گرفته و وضعیت موجود محیط زسیت را مشخص می نمایند، عبارتند از:

– محیطهای فیزیکی (زمین شناختی – لرزه خیزی –  هوا – آب خاک – صدا)
– محیطهای اجتماعی و اقتصادی (جمعیت – سواد و آموزش – دین – بهداشت و درمان – امکانات رفاهی، اشتغال و بیکاری، نوع فعالیت، صنایع و کاربری های مختلف و…)
– محیطهای فرهنگی (اماکن تفریحی، اماکن مذهبی، اماکن علمی، آثار تاریخی و باستانی، امکان حفاظتی، چشم اندازها و…)
– محیطهای بیولوژیکی (گیاهان و جانوران) و آلودگیهای زیست محیطی موجود (هوا، خاک، آب، صدا).

بررسی فاکتورهای فوق، شناخت کاملی از وضعیت موجود محیط زیست به کارشناسان مربوطه ارائه می دهد. پس از این مرحله، فرآیند پروژه در مرحله ساخت، بهره برداری و زمان پس از بهره برداری بطور کامل مورد بررسی و شناسایی قرار می گیرد. در این مرحله از مطالعات، مشخص می شود که یک پروژه از ابتدای آماده سازی و ساخت تا انتهای دوره بهره برداری، چه عملیات و فرآیندهایی را شامل می گردد و در هر مرحله چه موادی را به محیط زیست وارد یا تغییراتی در آن ایجاد می نماید.
اثراتی که از یک فرآیند و یا عملیات بر فاکتورهای زیست محیطی پیش بینی می گردد، می تواند مثبت و یا منفی باشد. این مرحله از مطالعات ارزیابی، یعنی شناخت اثرات، پس از مراحل شناسایی وضعیت موجود محیط زیست و مراحل مختلف پروژه انجام می پذیرد.
در این مرحله نوع اثرات ناشی از عملیات پروژه بر هر یک از فاکتورهای تأثیر پذیر محیط زیست، شناسایی می گردد.

تقسیم بندی ارزیابی اثرات زیست محیطی

این اثرات از نظر تقسیم بندی به انواع زیر تقسیم می گردند:
– مفید یا مضر (مثبت یا منفی).
– کوتاه مدت یا بلند مدت.
– مستقیم یا غیر مستقیم.
– برگشت پذیر یا غیر قابل برگشت.
– اولیه، ثانویه، ثالثیه.
– قطعی، احتمالی – غیر محتمل.
– موقت یا دائمی.
– قابل پیشگیری یا کنترل و غیر قابل پیشگیری و کنترل.
– تجمعی (ترکیبی).
– استراتژیک.
– بویژه مشخص (مهم).
اثرات مفید (مثبت) و مضر (منفی): اثرات پروژه بر محیط زیست را که باعث بهبود وضعیت موجود گردد، اثرات مثبت و اثراتی را که وضعیت موجود را تضعیف و یا بحرانی سازد، اثرات منفی می نامند.
اثرات کوتاه مدت و بلند مدت: اثراتی را که در زمان کوتاه و سریعاً رخ می دهند را اثرات کوتاه مدت و اثراتی را که ابتدا مشخص نمی گردد و در زمان طولانی بروز می نمایند را اثرات بلند مدت می نامند.
اثرات مستقیم و غیر مستقیم: اثرات مستقیم، اثراتی هستند که به طور واضح و به شکل مستقیم بر فاکتورهای زیست محیطی تأثیر می گذارند در حالیکه اثرات غیر مستقیم اثرات، ناشی از عملیات مستقیم بوده و در بلند مدت نمایان می گردند.
اثرات برگشت پذیر و غیر قابل برگشت پذیر: اثرات برگشت پذیر، اثراتی هستند که با کارهای مدیریتی با تعدیل فرآیندهای  توسعه اولیه، قابلیت برگشت پذیری دارند، اما اثرات غیر قابل برگشت، اثراتی هستند که قابل برگشت پذیری و جبران نمی باشند.
اثرات اولیه، ثانویه، ثالثیه:  اثرات اولیه، اثراتی هستند که در مراحل اولیه عملیات حادث گردیده و تأثیرات محیطی آنها قابل پیش بینی و احتمالاً قابل رویت است. اثرات ثانویه ناشی از فعالیتهای اولیه و در مدت زمانی پس از بروز اثرات اولیه ظهور می نماید. اثرات ثالثیه در پی اثرات اولیه و ثانویه خود را نشان می دهد و مدت بروز آن طولانی تر می باشد.
اثرات قطعی، احتمالی، غیر محتمل:  اثرات قطعی، اثراتی هستند که بروز آنها کاملاً قابل پیش بینی و حتی مشاهده می باشد. اثرات احتمالی ، اثراتی هستند که بروز آنها کاملاً و بطور قطعی، قابل پیش بینی نمی باشد، اما احتمال بروز آنها وجود دارد.
اثرات غیر محتمل اثراتی هستند که احتمال بروز آنها بسیار ضعیف و در حد صفر می باشد.
اثرات موقت و دائمی: اثرات موقت، اثراتی هستند که در کوتاه مدت بروز نموده و پس از مدتی از بین می روند. اثرات دائمی، اثراتی هستند که در مدت زمان طولانی و حتی در تمام زمان اجرای طرح، بر محیط تأثیر گذار می باشند.
اثرات قابل پیشگیری و کنترل و اثرات غیر قابل پیشگیری و کنترل: اثراتی که با اجرای برنامه های مدیریتی می توان از بروز آنها جلوگیری نمود را قابل کنترل و اثراتی را که نمی توان راههایی برای پیشگیری ارائه نمود، اثرات غیر قابل کنترل می نامند.
اثرات تجمعی (ترکیبی): اثراتی هستند که می توانند بر محیط زیست تأثیر بگذارند و با ترکیب یک اثر یا گزینه دیگر، اثرات آن افزایش یافته و اثر تجمعی ایجاد می نمایند.
اثرات استراتژیک: اثراتی هستند که تغییرات مهم در بافت محیط زیست منطقه ایجاد و سبب تغییرات دائمی در منطقه می شوند.
اثرات مشخص (مهم): هر اثری که سبب کاهش ظرفیت محیط زیست و به زیر آستانه بردن آن بیانجامد، بعنوان اثرمشخص و مهم شناخته می شود.
پس از شناسایی نوع اثر، معیار ان شناسایی و مورد بررسی قرار می گیرد.
جهت این امر، معمولاً چهار معیار مدنظر قرار می گیرد که عبارتند از:
1) میزان اثر     
2) دامنه اثر    
3) اهمیت اثر   
4) اثر با حساسیت ویژه
1) میزان اثر: نشان دهنده اندازه تغییراتی است که در اجرای پروژه بر محیط پدید می آید.
2) دامنه اثر: نشانگر محیط تحت تأثیر است. این محیط می تواند شعاع های کم و یا زیاد را بر حسب نوع فعالیت ها شامل گردد. جهت تعیین دامنه اثر، معمولاً سه محدوده را تحت عناوین محدوده بلافصل، محدودۀ تحت تأثیر مستقیم و محدوده تحت تأثیر غیر مستقیم در نظر می گیرند.
محدوه بلافصل محدوده ای است که پروژه در آن صورت می پذیرد (مساحت اجرای پروژه)
محدودۀ تحت تأثیر مستقیم، محدوده ای است خارج از محدودۀ بلافصل بوده و اثرات ناشی از فعالیتهای پروژه بطور مستقیم بر این محدوده تأثیر گذار می باشند. مانند رودخانه اطراف سایت احداث پروژه.
محدودۀ تأثیر غیرمستقیم، در فاصله ای دورتر از مکان احداث پروژه قرار گرفته و امکان دارد بعلت گسترش دامنه اثرات، تحت تأثیر قرار گیرد.
3) اهمیت اثر: این فاکتور با میزان و مقدار یک اثر متفاوت است و برای گونه های مهم از لحاظ اکولوژیکی و یا مکانهای با ارزش فراوان بکار برده می شود. در این عوامل این پارامتر بر اساس ارزش و اهمیت فاکتورهای تأثیرپذیر مشخص می گردد.
4) اثر با حساسیت ویژه: بدلیل میزان تأثیر پذیری زیست محیطی ویژه ای که برخی از مناطق با توجه به شرایط خاص خود دریافت می دارند، فعالیتها و اثرات یک پروژه، می تواند اثرات قابل توجهی پدید آورد؛ مانند شهر تهران که دارای آلودگی هوای شدیدی است و فعالیت و یا احداث برخی از صنایع در این شهر، می تواند اثرات بسیار ویژه و شدید را نسبت به شهرهای دیگر کشور بدنبال داشته باشد.
یکی از مراحل مهم در ارزیابی اثرات زیست محیطی یک پروژه، پیش بینی تغییرات در محیط زیست منطقه می باشد. پس از شناسایی نوع، اهمیت و میزان اثرات، تغییراتی را که در صورت اجرای پروژه بر محیط زیست بوقوع خواهد پیوست، باید پیش بینی گردد.
برای این منظور، وضعیت محیط زیست منطقه در سه حالت، وضعیت موجود، وضعیت آینده منطقه بدون اجرای پروژه و وضعیت آینده منطقه در صورت اجرای پروژه مطالعه و بررسی می گردد. در این بخش از مطالعه وضعیت آینده منطقه در صورت عدم اجرا و یا اجرای پروژه نسبت به وضعیت موجود مقایسه می شود و تغییرات قابل پیش بینی نسبت به حال، مورد بررسی قرار می گیرد.
گزینه عدم اجرای پروژه تحت عنوان “گزینه نه” بررسی می شود. این گزینه بدان معناست که چنانچه پروژه پیشنهادی اجرا نگردد، وضعیت آتی محیط زیست در این شرایط چگونه خواهد بود.
گزینه اجرای پروژه نیز تحت همین عنوان (گزینه اجرایی) مورد مطالعه قرار می گیرد و تغییرات محیط زیست در صورت اجرای پروژه پیش بینی و با گزینه های دیگر مقایسه می گردد.
تعداد گزینه ها در پروژه های مختلف می تواند متفاوت باشد. این امر با توجه به نوع پروژه، مکانهای پیشنهای و شرایط محیطی می تواند تعیین گردد.
مرحله بعدی انتخاب گزینه برتر می باشد. این امر با استفاده از متدولوژیهای مختلف صورت می پذیرد. مهمترین متدهای کاربردی در حال حاضر که در کشور ما نیز بیشتر از متدهای دیگر استفاده می گردند، عبارتند از:
– روشهای کارشناسی (تخصصی ویژه)Ad hac))
– شبکه ها (Network)
– روی هم گذاری صفحات (Over lay)
– صورت ریزها(Check list)
– ماتریسها(Matrixes)
– ارزیابی سریع یا Rapid Assessment
-متد پاستاکیا (Pastakia Method) (روش پاستاکیا به کمک نرم افزار RIAM BASIC)
با کمک یکی از روشهای فوق، گزینه های انتخابی معیار گذاری و گزینه برتر انتخاب می گردد. انتخاب روش با توجه به نوع و وسعت پروژه و نظرات کارشناسان، می تواند متفاوت باشد. گاهی برای اطمینان از نتیجه حاصله می توان از بیش از یک روش برای ارزیابی و انتخاب گزینه برتر استفاده نمود. پس از ارزیابی اثرات گزینه ها و انتخاب گزینه برتر، از آنجایی که هر یک از آنها دارای اثرات منفی بر محیط زیست می باشند، باید روشهایی جهت حذف، کاهش و یا کنترل اثرات نامطلوب و سوء زیست محیطی، امکان تجدید پذیری، احیاء و یا جبران خسارت وارده بر محیط زیست ارائه گردد.

متدهای کاربردی در ارزیابی اثرات زیست محیطی
چنین اقدامی که بعنوان تخفیف اثرات سوء و یا اقدامات اصلاحی نامیده می شود، یک ضرورت در گزارشات ارزیابی می باشد و مجریان طرح باید اقدامات فوق را در برنامه های خویش رعایت نمایند.
آخرین مرحله از گزارش ارزشیابی، ارائه روش های مدیریت زیست محیطی می باشد که جهت هماهنگی فعالیت های توسعه و محیط زیست در راستای دسترسی به اهداف توسعه پایدار، صورت می پذیرد. بطور کلی مدیریت زیست محیطی به معنی تدوین استراتژیهای توسعه ای متناسب با محیطزیست است که با توجه به ماهیت آن می تواند دارای ابعاد جهانی، منطقه ای و محلی باشد. این برنامه ها در مطالعات ارزیابی اثرات زیست محیطی از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد.

ارکان برنامه های مدیریت زیست محیطی

ارکان برنامه های مدیریت زیست محیطی به شرح ذیل می باشد:

– آموزش Training
– مشارکت عمومی Public Participation
– ممیزی Auditing
– پایش Monitoring

 آموزش  Training:  
این امر در جهت ارتقاء دانش زیست محیطی بویژه در سطوح مسئولین طرحهای توسعه و نیز در سطوح پایین تر برای متخصصان و کارکنان طرح، صورت می پذیرد.
مشارکت عمومی Public Participation:
برای اعمال مدیریت زیست محیطی کارآمد می بایست برنامه های ارائه شده با ویژگیهای محلی یا منطقه ای به ویژه از دیدگاه اجتماعی و اقتصادی سازگار باشد. بدین ترتیب مشارکت عمومی و حتی تفویض بخشی از اقدامات زیست محیطی به مردم جهت دستیابی به هدف فوق از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد.
ممیزی (بازرسی) Auditing:
طرح بازرسی جزء مراحل ارزیابی محسوب می گردد و هدف از آن، کنترل وسایل و تجهیزات و رعایت ایمنی در مراحل مختلف اجرای پروژه می باشد.
پایش Monitoring:
پایش در واقع ارزیابی مستمر و جمع آوری و سازمان دهی اطلاعات از یک پروژه در جهت اجرا و بهره برداری است که به منظور تعین تغییراتی که ممکن است در نتیجه اجرا و بهره برداری پروژه بر اجزاء محیط زیست ایجاد گردد، بحث می کند و به تدوین یک سیستم مستمر جهت مراقبت و نظارت دقیق در مراحل مختلف پروژه می پردازد.
بطور کلی نظارت مستمر بر کمیت و کیفیت انواع آلاینده های شاخص ناشی از طرحهای توسعه و پیامدهای ناشی از آن، اطمینان از صحت عملکرد اقدامات، تقلیل اثرات سوء، تطبیق وضع موجود با شرایط قید شده در قرارداد مشاور، بررسی میزان تأثیر گذاری واقعی اقدامات، تقلیل اثرات سوء، فراهم نمودن اطلاعاتی به منظور کنترل شدت پیامدهای سوء پروژه برای سازمانها و… از اهداف پایین می باشد.

قوانين مربوط به ارزيابی اثرات محيط زيستی

فهرست بخشی ازقوانين و مقررات مربوط به ارزيابی اثرات عبارتند از:
– اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران
– قانون برنامه دوم و سوم توسعه کشور، مصوب سالهای 1373 و 1379مجلس
– آيين نامه جلوگيری از آلودگی هوا، مصوب سال 1374مجلس
– تصويب نامه هيات وزيران درمورد ضوابط و معيارهای استقرار صنايع، مصوب سال 1378
– صورتجلسه شماره 138 شوراي عالی حفاظت محيط زيست در مورد ارزيابی اثرات محيط زيستي، مصوب سال 1376
– ماده 105 قانون برنامه سوم توسعه ،مصوب سال 1379 و….
در حال حاضر مهمترين و معتبرترين قانون مرتبط با ارزيابی محيط زيستي که تا پايان سال 1383 به عنوان مستند قانونی مورد استفاده و بهره برداری می باشد ماده (105) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می باشد که متن کامل آن به قرار زير است:
“کليه طرحها و پروژه های بزرگ توليدی و خدماتی بايد پيش از اجرا و در مرحله انجام مطالعات امکان سنجی و مکان يابی بر اساس ضوابط پيشنهادی شوراي عالی حفاظت محيط زيست و مصوب هيات وزيران مورد ارزيابی محيط زيستي قرار گيرند. رعايت نتايج ارزيابی توسط مجريان طرحها و پروژه های مذکور الزامی است.نظارت بر حسن اجرای اين ماده بر عهده سازمان برنامه و بودجه می باشد.”

براساس ضوابط تدوین شده توسط سازمان حفاظت محیط زیست در دستورالعمل حداقل فاصله مجاز برای استقرار واحدهای صنعتی، تولیدی و خدماتی، حداقل فاصله نیروگاه های برق، پالایشگاه ها، مراکز نظامی، فرودگاه ها، پتروشیمی ها و چاه های نفت و… از مناطق مسکونی، پارک های ملی، رودخانه ها، و مناطق حفاظت شده و… قابل استخراج بوده و بایستی در گزارشات ارزیابی اثرات زیست محیطی مورد توجه قرار گیرد.

Related image

فهرست پروژه‌هاي مشمول ارزيابي اثرات محيط زيستي

1- كارخانجات پتروشيمي در هر مقياس
2- پالايشگاه‌ها در هر مقياس
3- نيروگاه‌ها با ظرفيت توليدي بيش از  100مگاوات
4- صنايع فولاد در دو بخش زير:
الف- واحدهاي تهيه‌كننده خوراك ذوب و ذوب با ظرفيت توليدي بيش از 300 هزارتن در سال
ب- واحدهاي نورد
5- سدها و سازهاي ديگر آبي در سه بخش زير:
الف- سدها با ارتفاع بيش از 15متر و يا داراي ساختارهاي جنبي بيش از 40 هكتار و يا مساحت درياچه بيش از 400 هكتار
تبصره 1: سدهاي باطله (نگهدارنده مواد آلوده) در هر اندازه شامل ارزيابي محيط‌زيستي مي‌باشند.
ب- درياچه‌هاي انسان‌ساخت در مساحت بيش از400 هكتار
تبصره2: اندازه درياچه‌هاي پرورش آبزيان در مقياس كوچكتر از 400هكتار با هماهنگي وزرات جهادسازندگي و سازمان حفاظت محيط‌زيست تعيين مي‌شود.
ج- طرح‌ها و پروژه‌هاي آبياري و زهكشي در وسعت بيش از 5‌هزار هكتار
6- شهرك‌هاي صنعتي (با هر عنوان) در وسعت بيش از يكصد‌هكتار
7- فرودگاه‌ها با طول باند بيش از 2هزار متر
8- واحدهاي كشت و صنعت در وسعت بيش از 5‌ هزار هكتار
9- كشتارگاه‌هاي بزرگ صنعتي
10- مراكز دفن زباله براي شهرهايي با جمعيت بيش از 200 هزار نفر و شهرهاي جديد
11- مراكز بازيافت صنعتي زباله (كارخانه‌هاي كمپوست)
12- طرح‌هاي خطوط نفت و گاز
13 – طرح‌هاي سكوهاي نفتي
14- طرح‌هاي ذخيره‌گاه‌هاي نفتي
15- طرح‌هاي بزرگ جنگلداري
16- طرح‌ها و پروژه‌هاي بزرگ راه‌ كشور
17 – طرح‌ها و پروژه‌هاي بزرگ راه‌‌آهن كشور
18- طرح ها و پروژه‌هاي گردشگري
19- كارگاه‌ها و مجتمع‌هاي صنعتي و خدمات مربوطه بيش از 5 هزار‌مترمربع
20- نمايشگاه‌هاي دايمي، صنعتي و خدماتي بيش از10 هزار‌مترمربع
21- انبارهاي مواد شيميايي و كالاهاي خطرناك بيش از 5 هزار‌مترمربع
22- كارگاه‌هاي فعاليت‌هاي عمراني و راه‌سازي بيش از 10 هزار‌متر‌مربع
23- ذخيره‌گاه‌هاي مواد سوختي بيش از 1ميليون‌ليتر
24- پايانه‌هاي بار و مسافر بيش از 2 هزار‌مترمربع
25- واحدهاي پرورش طيور، دام و ساير حيوانات اهلي و وحشي بيش از 5 هكتار
26- واحدهاي پرورش ماهي و ساير آبزيان بيش از 10هزار‌مترمربع
27- طرح‌هاي سازه‌هاي دريايي، بنادر صيادي، پايانه‌هاي نفت و گاز و عمليات لايروبي در هر مقياس
28- طرح‌هاي تاسيسات آبي و بهداشتي
29- شبكه جمع‌آوري و واحدهاي تصفيه و دفع فاضلاب در مقياس شهري
30-تصفيه‌خانه بزرگ آب در مقياس شهري (بيش از 5‌‌ هزار‌مترمربع در شبانه‌روز)
31- طرح‌هاي دفع و دفن پسماند در مقياس شهري
32- مراكز نظامي و آموزشي بيش از 5 هزار مترمربع
33- شهرك‌هاي گردشگري بيش از 10هزار مترمربع
34-شهرك‌هاي سينمايي بيش از 5 هزار مترمربع
35- پارك‌ها و يا اردوگاه‌هاي تفريحي، آموزشي و پژوهشي و ورزشي بيش از 10هزار مترمربع
36- معدن مس حداقل ظرفيت استخراجي يك‌‌ميليون تن در سال
37- معدن سنگ آهن حداقل ظرفيت استخراجي 600 هزار تن
38- معدن سنگ طلا با هر ظرفيتي
39- سرب و روي حداقل ظرفيت استخراجي يكصد هزار تن در سال
40-معادن ساير فلزات حداقل ظرفيت استخراجي 100هزار تن
41- زغال‌سنگ حداقل ظرفيت استخراجي80 هزار تن در سال
42- نمك آبي در سطح بيش از 400 هكتار
43- كارخانجات سيمان
44- كارخانجات توليد قند و شكر
45- كارخانجات توليد گچ و آهك صنعتي
46- واحدهاي توليد مواد اوليه بهداشتي، آرايشي و داروسازي
47- كارخانجات بزرگ توليد قطعات خودرو داراي هر سه واحد ذوب، ريخته‌گري و آبكاري
48- واحدهاي تصفيه دوم روغن موتور
49- طرح‌هاي احداث و بهره‌برداري از ميادين نفت و گاز جديد با بيش از 10 حلقه چاه و همچنين طرح‌هاي توسعه ميادين نفت و گاز موجود در صورتي كه بعد از توسعه تعداد چاه‌ها به بيش از 10 حلقه برسد.

اهداف ارزيابی محيط زيستی

مطالعات ارزيابی اثرات محيط زيستی دارای دو هدف بلند مدت وکوتاه مدت به شرح زير می باشد:
الف: اهداف کوتاه مدت
– تعيين اقدامات اصلاحی مناسب و درج آن در برنامه پروژه
– پيش بينی پروژه پيامدهای محيط زيستی مهم و ماندگار
– تعيين ويژگی های پيامدهای محيط زيستی مهم و ماندگار پيش بينی نشده
– تعيين درآمد ها و هزينه های محيط زيستی پروژه
ب: اهداف بلند مدت
ارزيابی تمام پيامدهايي که پروژه پيشنهادی توسعه اعم از خصوصی يا دولتی در محيط زيست ايجاد می کند.
نيازها و ضرورتهای ارزيابی محيط زيستی
ارزيابی يکی ازروش‌های مقبول برای دستيابی به اهداف توسعه پايداراست و مي‌تواند به‌عنوان يک ابزار‌ برنامه ر‌يزی در دسترس برنامه ريزان، مديران و تصميم گيرندگان قرارگيرد تا براساس آن بتوانند اثرات بالقوه محيط زيستی که درنتيجه اجرای پروژه های عمرانی وتوسعه پديدار می شوند را شناسايي نموده و گزينه های منطقی جهت رفع کاهش آنها انتخاب کنند.

مشکلات ارزيابی محيط زيستی

علی رغم مفيد بودن اجرای ارزيابی محيط زيستی پروژه ها کهبدون اعمال آنها امکان تخريب محيط بيشتر می گردد، به کارگيری ارزيابی مورد قبول نيز دارای نارسايی هايی است که عمده ترين آنها عبارتند از:
– ارزيابی ‌محيط زيستی، ديدگاه‌های خود را بر روی آثارمنفی اجرای يک پروژه متمرکز می کند. ليکن طراحان نکات مثبت پروژه ها رامورد نظر قرارمی دهند. اين نگرش‌ها نوعی عدم تفاهم تلقی می شود.
– برای ارزيابی محيط زيستی به اطلاعات جامع و نيز بکارگيری افراد متخصص و کار آموز ارزيابی محيط زيستی نياز می باشد. چون با توجه به اينکه امکان انجام ارزيابی تا قبل از مراحل پايان طراحی و برنامه ريزی پروژه ها وجود ندارد، بنابراين هرگونه تغيير مبتنی از اعمال ديدگاه‌های‌ارزيابی منجر به بروز مشکلات و پرهزينه شدن پروژه می شود.

Related image
روش ماتریس در ارزیابی اثرات زیست محیطی

در این روش فاکتورهای زیست محیطی و فعالیت های پروژه به ترتیب در سطر و ستون قرار می گیرد. این روش اولین بار توسط لئوپولد در سال 1972 ابداع گردید. لئوپولد پیشنهاد کرد برای تعیین تاثیر هر فاکتور و فعالیت باید بزرگی (Mangnitude) و اهمیت (Importance) را تعیین نمود.

– i: اهمیت بر اساس شرایط پروژه

– m: بزرگی استاندارد هر کشور

– در ماتریس لئوپولد براساس تاثیر هر یک از فاکتورهای زیست محیطی و فعالیت های پروژه امتیازگذاری صورت می گیرد اعداد بین 1 تا 10 و با توجه به تاثیر مثبت یا منفی امتیازها به صورت + و – درج می شود.

محاسن روش ماتریس در ارزیابی اثرات زیست محیطی

– سیستماتیک

– ساده

– ارزان

– سریع

– منطبق با موازین قانونی

– فراگیر

ماتریس ایرانی در ارزیابی اثرات زیست محیطی

* در ایران برای بزرگی استانداردی به وجود نیامده است. و امتیازگذاری بر مبنای اعداد از 5- تا 5+ براساس جدول زیر صورت می گیرد.

اثر مثبت

امتیاز

اثر منفی

امتیاز

عالی

5+

پسرفته – خراب

5-

خوب

4+

تباه

4-

متوسط

3+

آشفته

3-

ضعیف

2+

نابسامان

2-

فقیر

1+

تنش دار

1-

در روش ماتریس فهرست فعالیت های پروژه در سطها و عملیات مربوط به هر فعالیت در ستون بیان می گردد، لذا نتیجه هر ستون، اثر آن پروژه و نتیجه هر سطر، پیامد آن پروژه می باشد.

– ارزیابی نتایج: میانگین رده بندی (نسبت جمع جبری ردیف ها و ستون های ماتریس به تعداد ارزش های موجود در هر ردیف یا ستون)

– میانگین رده بندی عددی پیوسته و اعشاری است که برای تفسیر نتایج حاصل از ماتریس، لازم است آنرا مجدد تفسیر نماییم. یعنی مجددا اثرات و پیامدها را از حالت عددی به کیفی تبدیل نماییم.

جدول زیر نمونه ای از ماتریس ارزیابی اثرات زیست محیطی است.

ماتریس ارزیابی اثرات زیست محیطی

اعداد میانگین رده بندی بر اساس جدول زیر تفسیر می گردد.

میانگین رده بندی ارزیابی اثرات زیست محیطی

در نهایت در نتیجه گیری از ماتریس 5 حالت ایجاد می گردد که در جدول زیر ارائه گردیده است.

میانگین رده بندی ارزیابی اثرات زیست محیطی

نمودار مراحل گردش کاری بازنگری گزارش های ارزیابی زیست محیطی

مراحل گردش کاری بازنگری گزارش های ارزیابی زیست محیطی

ارزیابی زیست محیطی سدهای بزرگ به روش کمسیون بین المللی (ICOLD)

آشنایی با ارزیابی زیست محیطی سدها با روش ICOLD

کمیسیون بین المللی سدهای بزرگ که هیچگونه وابستگی به سازمان های دولتی کشورها ندارد، از همکاری تعداد زیادی از متخصصین، اندیشمندان و مقامات صلاحیتدار علمی در زمینه های آبی و اختصاصاً در زمینه سدهای بزرگ برخوردار است. این متخصصین از بین کشورهای مختلف جهان، از جمله کشورهای صنعتی، کشورهای در حال توسعه و کشورهای فقیرانتخاب شده اند. این افراد در زمینه های مختلف نظیر: مسایل فیزیکی، شیمیایی، بهداشتی، بیولوژیکی، اقتصادی، اجتماعی، مسایل مربوط به توسعه، طراحی سازه های آبی و در علوم مربوط به آن از جمله هیدرولوژی، هیدرولیک، زمین شناسی و ژئوفیزیک تخصص دارند و از نظریات آنها استفاده شده است.

بر اساس انتشارات این سازمان برای ارزیابی اثرات زیست محیطی سدها از نشریات مختلف از جمله بولتن شماره 35 ICOLD که در سال 1982 منتشر گردیده استفاده شده است. در واقع کمسیون بین المللی سدهای بزرگ یا ICOLD برای تعیین اثرات سازه های آبی نظیر سدهای بزرگ بر محیط زیست، یک ماتریس را پیشنهاد می کند و با تهیه فهرستی از عوامل مؤثر که ممکن است به صورت کمی یا کیفی بیان شوند، به ارزیابی اثرات آنها در هر بخش از محیط زیست می پردازند. این اثرات در تعدادی از گزینه های احتمالی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند و گزینه ای که کمترین خطرات زیست محیطی را دربردارد و یا گزینه ای که طراحان می توانند با ارئه راه حل های جدید بر مشکلات زیست محیطی آن فایق آیند، پیشنهاد می شود.

دستورالعمل ICOLD در مورد سدهایی که در مراحل طراحی، ساخت و یا بهره برداری هستند، قابل اعمال است. البته ممکن است در هنگام بهره برداری از سدها عوامل نامناسب زیست محیطی قابل علاج و ترمیم نبوده و یا هزینه های کنترل، کاهش یا تخفیف اثرات نامناسب زیست محیطی بسیارزیاد و غیرقابل تحمل باشد.
اجتماعی، ژئوفیزیکی، هیدرولوژیکی، اقلیم و محیط زنده مربوط می شود. سطرهای این ماتریس به اثرات اقتصادی شامل مواردی از جمله تمایز بین استفاده از آب و تخصیص یافته، واکنش محیط و وقوع حوادث زیست محیطی و اقدامات اصلاحی فیزیکی و اداری است، جداول 1 و 2 می تواند در ارزیابی زیست محیطی به روش ICOLD مورد استفاده قرار گیرد.

1- برای مصارف آب:
علامت III, II, I به ترتیب اولویت درجه اول «اول»، «دوم» و «سوم» طرح.
2- اثر بر روی طرح:
علامت (+) «مفید»، (-) «تعین کننده»، (*) با «اشکال».
3- اهمیت موضوع:
علامت (1) «فرعی»، (2) «متوسط»، (3) «اصلی».
4- درجه احتمال:
علامت (C)، «حتمی»، (P) «احتمالی»، (I) «غیرمحتمل»، (n) «نامشخص».
5- وضعیت زمانی:
علامت (I) «فوری»، (M) «میان مدت»، (L) «دراز مدت».
6- اثر مشخص:
به صورت علائم (Y) «بله» و (N) «خیر».

در این روش اثرات یک سد به یک سری اثرات کوچکتر تقسیم می شود که هر عامل و عملکرد مربوط به آن کاملاً قابل تشخیص و ارزیابی است. در ادامه مطالعات باید با استفاده از این ماتریس و با داشتن تخصص کافی و به وسیله شخص کارآمد، تفسیر و شرح نهایی در مورد بررسی اثرات زیست محیطی به عمل آید. برای تکمیل ماتریس «اثرات زیست محیطی سد» معمولاً گامهای شش گانه زیر برداشته می شود:

1- با توجه به فهرست (A)، کلیه فعالیت های اساسی که در طرح یک سد دخالت دارند، تعیین می شوند. معمولاً از این مجموعه با اهداف اصلی طرح توسعه که با شماره (A-10) بیان شده اند، شروع نموده و سپس به موارد (A-20) که به سایر فعالیت های ویژه مربوط می گردد پرداخته می شود. عوامل مربوط به (A-10) با شماره هایی که به ترتیب با کاهش مصرف آب مشخص شده، در ستون مربوطه مشاهده می شود.

2- از فهرست E، کلیه عوامل زیست محیطی طرح مورد نظر را که در اینگونه فعالیت ها به طور قاطع مؤثرند، انتخاب می کنند.

3- در گام سوم محدوده هایی را که تحت تاثیر ساخت سد قرار می گیرند علامت گذاری می کنند، (A-30).

4- هرگونه «تاثیر یا اثرپذیری» با یک علامت ارزیابی می شود. این علائم، مفاهیم نسبی اهمیت و یا درجه قطعیت، دوره زمانی و اثرات تاخیری را نشان می دهند.
هر «اثر» را می توان به طرق مختلف ارزیابی کرد، از جمله، ارتباط وقوع یک پدیده را با زمان و مکان مشخص نمود. برای مثال علائم Y و N می توانند به صورت بله (Yes) یا نه (No) باشند که آیا اثر یک واقعه در طرح در نظر گرفته شده است یا خیر؟
علائم می تواند بیان کننده پیشرفت دینامیکی اثرات نیز باشد، اما این مورد برای یک ماتریس کامل و موفق لزوماً مورد احتیاج نیست.

5- ستون های ماتریس که برای اثرات نسبی بکار می روند، نسبت به یک یا چند فعالیت در سطر ماتریس، برای نشان دادن واکنش زنجیری مورد استفاده قرار می گیرند. ممکن است دو یا چند اثر بتوانند به صورت مستقل عمل کنند.

6- در آخرین گام ارزیابی، این تصور حاکم است که معیارهای تصحیحی مناسب برای ترمیم و یا کاهش اثرات نامناسب زیست محیطی بکار رود و عواملی که موجب ضرر و زیان به اکوسیستم می شوند تعیین گردند.

باید توجه داشت که ماتریس فوق نمی تواند به عنوان تنها راه ارزیابی مسایل زیست محیطی بکار می رود، همچنین این ارزیابی نمی تواند برای تخفیف کامل اثرات نامناسب در اکولوژی بکار گرفته شود.

2-9- تعریف مشخصه های ماتریس در ارزیابی ICOLD

جهت اعمال ارزیابی زیست محیطی سدها به روش ICOLD لازم است ابتدا مشخصه های این ماتریس معرفی شوند. از این روی سعی می گردد تا ماتریس مربوط به ارزیابی زیست محیط سدها را به شرح زیر خلاصه کرد.

حریم پیشنهادی در طراحی تصفیه خانه های فاضلاب تا نواحی مسکونی

حریم پیشنهادی تصفیه خانه های فاضلاب تا نواحی مسکونی (منبع: کتاب دستیار مهندسی آب و فاضلاب، صفحه 146)

سیستم های تصفیه

حداقل حریم

استخرهای بی هوازی

2 کیلومتر

استخرهای تثبیت (فاکولتاتیو) دو زیستی

2 کیلومتر

استخرهای تثبیت با هواده و اختلاط ناقص

1/5 کیلومتر

صافی های چکنده

1 کیلومتر

استخرهای با هواده و اختلاط کامل

1 کیلومتر

سیستمها لجن فعال با بسترهای خشک کن لجن

0/8 کیومتر

سیستم های لجن فعال با تاسیسات خاص برای خشک کردن لجن

0/5 کیلومتر

مکان یابی تصفیه خانه های آب و فاضلاب ( حداقل حریم از منازل مسکونی برای احداث تصفیه خانه فاضلاب ):

حداقل حریم برای احداث تصفیه خانه های فاضلاب نبایستی کمتر از شعاع 250 متر برای  تصفیه خانه های پیشرفته (MBR) و 500 متر برای روشهای هوازی متعارف (نظیر هوادهی گسترده) و 2000 متر جهت  تصفیه خانه های بی هوازی (نظیر روشهای UASB و ABR) و هاضم های بی هوازی و هاضم های بی هوازی (Anaerobic Digesters) از خانه ها و منازل مسکونی باشد .

بر طبق ضوابط سازمان حفاظت محیط زیست ایران، در مکان یابی و جانمایی تصفیه خانه های فاضلاب بایستی موارد زیر به دقت در نظر گرفته شود:

فاصله از منازل مسکونی، جهت باد غالب، شیب زمین، نفوذ پذیری خاک، فاصله تا رودخانه ها و آبهای زیرزمینی.

 تعیین دقیق فاصله تصفیه خانه های فاضلاب شهری تا منازل مسکونی مستلزم تهیه گزارشات ارزیابی اثرات زیست محیطی (EIA)   و برگزاری جلسات کارشناسی فنی میباشد.

لازم به ذکر است که مهمترین عامل ایجاد بو در تصفیه خانه فاضلاب شهری و صنعتی، عدم هوادهی مناسب و عدم مدیریت مناسب آبگیری لجن (بخصوص بسترهای لجن خشک کن) می باشد.

error: Content is protected !!