تجزيه و تحليل عوامل شکست و آثار آن ( FMECA یا FMEA) – Failure Mode and Effect and Critically analysis

تجزيه و تحليل عوامل شکست و آثار آن ( FMECA یا FMEA)  – Failure Mode and Effect and Critically analysis
مطالعات HAZOP – قسمت 5 +++++++  
روش تجزيه و تحليل عوامل شکست و آثار آن (Failure Mode and Effect and Critically analysis) يکی از روش های تجربه شده، بسيار مفيد و پرکاربرد برای شناسايی، طبقه بندی و تجزيه و تحليل خطاها و ارزيابی مخاطرات و ريسک های ناشی از آن هاست. به کمک اين روش می توان خطاها را ريشه يابی و از بروز آن ها جلوگيری نمود.
روش تجزيه و تحليل عوامل شكست و آثار آن سابقه 40 ساله دارد. استفاده از FMEA برای اولین بار در دهه 1960 در صنایع هوا و فضای آمریکا جهت ساخت سفینه آپولوی 11 در ناسای آمریکا مشاهده شده است و پس از آن در دهه 1970 و 1980 برای موسسات اتمی بکار رفت . ضمن اینکه از سال 1977 به بعد برای صنایع خودروسازی نیز بکار گرفته شد. ازسال 2000 تا کنون این روش یکی از پرکاربردترین روش های ارزیابی ریسک در تمامی صنایع می باشد.

روش FMEA :

اين روش با شيوه های مهندسی ، خطاها ، مشکلات و اشتباه های بالقوه موجود را مشخص و حذف می کند و نتايج را به صورت نيمه کمّی تحليل کرده تا خطرات بالقوه، علل و اثرات مرتبط با آن را شناسايی و رتبه بندی نمايد .

اين روش در حقيقت پاسخی به پرسش های زير است:

– شکست در چه تجهيزاتی می تواند رخ دهد ؟
– چگونه شکست اتفاق می افتد ؟
– دفعات تکرار آن چقدر خواهد بود ؟
– اثرات اين شکست چه خواهد بود؟
– پيامد ايمنی، بهداشتی و محيط زيستی آن چه خواهد بود ؟

Related image

همانطور که در شکل 1 ديده می شود انجام اين روش نياز به گذر از مراحل متعددی دارد.
نخست بايد اطلاعات دقيقی در مورد فرآيند بدست آورد و سپس تمامی خطرات محيطی، تجهيزاتی، مواد، انسانی و اثر آن را بر انسان، تجهيزات و محيط زيست و … در کاربرگ FMEA آورده شود، در ارزيابی ريسک با روش FMEA علاوه بر ذکر اين موارد می بايست علل وقوع هر خطر را نيز ثبت کرد و همچنین به منظور ارزيابی بهتر، ستونی برای تشريح خطرات ناشی از انجام اقدامات کنترلی را در کاربرگ جای داد. سپس از طريق جدول های اين روش و همين طور فرمول محاسبه RPN می توان علاوه بر شناسايی خطرات به تعيين سطح ريسک پرداخت.

FMEA 2

 

شکل 1: شيوه بررسی شکست ها در FMEA

 

FMEA 1

شکل 2: مراحل انجام روش FMEA

 

بررسی نتايج خطرات شناسايی شده از طريق محاسبه عدد RPN به دست مي آيد.

RPN= SEVERITY × OCCURRENCE ×DETECTION

– تعيين وخامت خطر (Severity) : وخامت خطر در واقع به همان اثری اطلاق می شود که در نتيجه وقوع خطر بروز می کند. (تعيين مقياس برای شاخص های وخامت خطر غالبا در محدوده 1 تا 10 دسته بندی مي شود).
– نرخ احتمال کشف خطر (Detection) : نوعی ارزيابی از ميزان توانايی است که به منظور شناسايی يک علت يا مکانيزم وقوع خطر پيش از رخ دادن آن است. (تعيين مقياس برای شاخص های احتمال کشف خطر غالبا در محدوده 1 تا 10 دسته بندی مي شود).
– نرخ احتمال وقوع خطر (Occurrence) : اين شاخص نشان دهنده تواتر و تکرار احتمالی وقوع يک خطر است. (تعيين مقياس برای شاخص های احتمال کشف خطر غالبا در محدوده 1 تا 10 دسته بندی خواهد شد).

پس از بدست آوردن اولويت ها (RPN ها) می بايست برای ريسک های با امتياز بالا اقدامات اصلاحی در نظر گرفت و همچنین بایستی در ستون آخر کاربرگ اين روش می بايست براي خطراتی که ريسک غيرقابل تحمل دارند اقدامات پيشنهادی در نظر گرفت.
با اين روش می توان تمامی ریسک ها و خطرات واحدهای سازمان را بررسی و ارزيابی نمود.

 

مزایا :

– یک روش سخت افزاری جامع و فراگیر می ‏باشد.
– برای سیستم ‏های پیچیده خوب جواب می ‏دهد.
– روش مناسب کمی برای ارزیابی ریسک است.
– روشی مطمئن برای پیش بینی مشکلات، تشخیص بهترین و موثرترین اقدامات کنترلی ست.

 

معایب :

– روشی وقت گیر و زمان‏ بر می‏ باشد.
– هزینه اجرای آن زیاد است.
– روشی خسته کننده و یکنواخت می ‏باشد.
– در این روش عیب ‏های چندگانه و چند مرحل ه‏ای مورد بررسی قرار نمی‏ گیرد.

 

 

EIA- Environmental Impact Assessment -گزارش ارزیابی اثرات زیست محیطی

EIA- Environmental Impact Assessment -گزارش ارزیابی اثرات زیست محیطی

Related image

مطالعات HAZOP -قسمت 4 +++++++++

ارزیابی اثرات زیست محیطی (EIA)

نمودار ارزیابی اثرات زیست محیطی (EIA)

ارزیابی اثرات زیست محیطی (EIA)، روشی است که در آن اثرات ناشی از انجام یک پروژه یا عملیات آن بر محیط زیست بررسی و پیش بینی می گردد تا در هنگام انجام پروژه، با توجه به شناخت وضعیت موجود و نوع اثرات، عملیات بصورتی انجام پذیرد تا کمترین اثر بر محیط زیست وارد گردد. در حال حاضر فعالیتهای بیش از حد بشر عاملی است که به طبیعت و محیط زیست صدمه می زند. محدود کردن این فعالیتها به دلیل نیاز انسان به غذا و انرژی ممکن نیست به همین دلیل کشورهای مختلف تلاش می کنند که آثار و پیامدهای این فعالیت ها مورد توجه و بررسی قرار گیرد. به این بررسی و آینده نگری ارزیابی آثار محیط زیستی می گویند. در ایران نیز برای ارزیابی آثار محیط زیستی برخی از طرحهای (پروژه های) صنعتی و عمرانی الزام قانونی وجود دارد. در واقع ارزیابی آثار محیط زیستی برای جلوگیری از اثر منفی طرح (پروژه) بر محیط زیست و کاهش هزینه ها است. در ارزیابی آثار محیط زیستی، آثار طرح (پروژه) بر محیط زیست پیش بینی می شود تا از آسیب به محیط زیست جلوگیری شود یا به کمک اقدامهایی برای اصلاح و کاهش آثار منفی طرح (پروژه) اقدام شود.

در این روش، با انجام مطالعات و شناختی که کارشناسان از وضعیت موجود محیط و فرآیندهای پروژه در مرحلۀ ساخت و بهره برداری بدست می آورند، اثرات فاکورهای عملیاتی را بر فاکتورهای زیست محیطی در مراحل مختلف شناسایی و راهکارهایی را برای کاهش اثرات فوق پیشنهاد می نمایند. توسعه به مجموعه فعالیتها و کارهای انسان گفته می شود که برای بهبود زندگی خود و محیط زیست انجام می دهد. برای پایدار بودن توسعه در بلندمدت لازم است به محدودیتهای محیط زیست و منابع طبیعی توجه شود. توسعه پایدار توسعه ای است که سلامت انسان و محیط زیست را در بلندمدت بهبود دهد. یکی از راههای رسیدن به توسعه پایدار ارزیابی آثار محیط زیستی طرحها (پروژه ها) است.


خدمات مدیریت زیست محیطی شامل تهیه و اخذ تصویب نامه مطالعات زیست محیطی و نیز زمینه های زیر می باشد:

1) EIA– Environmental Impact Assessment (گزارش ارزیابی اثرات زیست محیطی)

2) EMP– Environmental Mitigation Plan (گزارش طرح کاهش اثرات زیست محیطی)

3) EMS– Environmental Management System (سیستم مدیریت محیط زیستی)

پيشينه قانوني ارزيابي محيط زيستي در ايران

در قوانين، مقررات و ضوابط سوابق کشور، اصطلاح متداول و شناخته شده ای تحت عنوان ارزيابی اثرات محيط زيستي (EIA) وجود نداشت و حتی انجام مراحل ارزيابی نيز در شکل و مفهوم حاضر در مقررات قانونی گذشته پيش بينی نگرديده بود.
برای نخستين بار در سال 1354در آيين نامه جلوگيری از آلودگی هوا مصوب 29/4/54 کميسيون های مجلس وقت، صدور پروانه، تاسيس هر نوع کارخانه و کارگاه جديد و توسعه و تغيير کارخانجات و کارگاههای موجود موکول به رعايت مقررات و ضوابط حفاظت و بهسازی محيط زيست شده بود. در سال 58 با کوچک شدن ساختار تشکيلاتی سازمان حفاظت محيط زيست دفتر بررسی اثرات توسعه نيز منحل گرديد. مجددا در سالهای اخير، واحد مذکور با عنوان دفتر ارزيابی زيست محيطی در حوزه معاونت محيط زيست انسانی سازمان حفاظت محيط زيست ايجاد گرديده و اجرای مقررات نظارتی مربوط به ارزيابی اثرات زيست محيطی طرحها و پروژه های توسعه را بر عهده دارد.

فاکتورهای زیست محیطی در ارزیابی اثرات زیست محیطی

فاکتورهای زیست محیطی که در این مورد شناسایی و بررسی قرار گرفته و وضعیت موجود محیط زسیت را مشخص می نمایند، عبارتند از:

– محیطهای فیزیکی (زمین شناختی – لرزه خیزی –  هوا – آب خاک – صدا)
– محیطهای اجتماعی و اقتصادی (جمعیت – سواد و آموزش – دین – بهداشت و درمان – امکانات رفاهی، اشتغال و بیکاری، نوع فعالیت، صنایع و کاربری های مختلف و…)
– محیطهای فرهنگی (اماکن تفریحی، اماکن مذهبی، اماکن علمی، آثار تاریخی و باستانی، امکان حفاظتی، چشم اندازها و…)
– محیطهای بیولوژیکی (گیاهان و جانوران) و آلودگیهای زیست محیطی موجود (هوا، خاک، آب، صدا).

بررسی فاکتورهای فوق، شناخت کاملی از وضعیت موجود محیط زیست به کارشناسان مربوطه ارائه می دهد. پس از این مرحله، فرآیند پروژه در مرحله ساخت، بهره برداری و زمان پس از بهره برداری بطور کامل مورد بررسی و شناسایی قرار می گیرد. در این مرحله از مطالعات، مشخص می شود که یک پروژه از ابتدای آماده سازی و ساخت تا انتهای دوره بهره برداری، چه عملیات و فرآیندهایی را شامل می گردد و در هر مرحله چه موادی را به محیط زیست وارد یا تغییراتی در آن ایجاد می نماید.
اثراتی که از یک فرآیند و یا عملیات بر فاکتورهای زیست محیطی پیش بینی می گردد، می تواند مثبت و یا منفی باشد. این مرحله از مطالعات ارزیابی، یعنی شناخت اثرات، پس از مراحل شناسایی وضعیت موجود محیط زیست و مراحل مختلف پروژه انجام می پذیرد.
در این مرحله نوع اثرات ناشی از عملیات پروژه بر هر یک از فاکتورهای تأثیر پذیر محیط زیست، شناسایی می گردد.

تقسیم بندی ارزیابی اثرات زیست محیطی

این اثرات از نظر تقسیم بندی به انواع زیر تقسیم می گردند:
– مفید یا مضر (مثبت یا منفی).
– کوتاه مدت یا بلند مدت.
– مستقیم یا غیر مستقیم.
– برگشت پذیر یا غیر قابل برگشت.
– اولیه، ثانویه، ثالثیه.
– قطعی، احتمالی – غیر محتمل.
– موقت یا دائمی.
– قابل پیشگیری یا کنترل و غیر قابل پیشگیری و کنترل.
– تجمعی (ترکیبی).
– استراتژیک.
– بویژه مشخص (مهم).
اثرات مفید (مثبت) و مضر (منفی): اثرات پروژه بر محیط زیست را که باعث بهبود وضعیت موجود گردد، اثرات مثبت و اثراتی را که وضعیت موجود را تضعیف و یا بحرانی سازد، اثرات منفی می نامند.
اثرات کوتاه مدت و بلند مدت: اثراتی را که در زمان کوتاه و سریعاً رخ می دهند را اثرات کوتاه مدت و اثراتی را که ابتدا مشخص نمی گردد و در زمان طولانی بروز می نمایند را اثرات بلند مدت می نامند.
اثرات مستقیم و غیر مستقیم: اثرات مستقیم، اثراتی هستند که به طور واضح و به شکل مستقیم بر فاکتورهای زیست محیطی تأثیر می گذارند در حالیکه اثرات غیر مستقیم اثرات، ناشی از عملیات مستقیم بوده و در بلند مدت نمایان می گردند.
اثرات برگشت پذیر و غیر قابل برگشت پذیر: اثرات برگشت پذیر، اثراتی هستند که با کارهای مدیریتی با تعدیل فرآیندهای  توسعه اولیه، قابلیت برگشت پذیری دارند، اما اثرات غیر قابل برگشت، اثراتی هستند که قابل برگشت پذیری و جبران نمی باشند.
اثرات اولیه، ثانویه، ثالثیه:  اثرات اولیه، اثراتی هستند که در مراحل اولیه عملیات حادث گردیده و تأثیرات محیطی آنها قابل پیش بینی و احتمالاً قابل رویت است. اثرات ثانویه ناشی از فعالیتهای اولیه و در مدت زمانی پس از بروز اثرات اولیه ظهور می نماید. اثرات ثالثیه در پی اثرات اولیه و ثانویه خود را نشان می دهد و مدت بروز آن طولانی تر می باشد.
اثرات قطعی، احتمالی، غیر محتمل:  اثرات قطعی، اثراتی هستند که بروز آنها کاملاً قابل پیش بینی و حتی مشاهده می باشد. اثرات احتمالی ، اثراتی هستند که بروز آنها کاملاً و بطور قطعی، قابل پیش بینی نمی باشد، اما احتمال بروز آنها وجود دارد.
اثرات غیر محتمل اثراتی هستند که احتمال بروز آنها بسیار ضعیف و در حد صفر می باشد.
اثرات موقت و دائمی: اثرات موقت، اثراتی هستند که در کوتاه مدت بروز نموده و پس از مدتی از بین می روند. اثرات دائمی، اثراتی هستند که در مدت زمان طولانی و حتی در تمام زمان اجرای طرح، بر محیط تأثیر گذار می باشند.
اثرات قابل پیشگیری و کنترل و اثرات غیر قابل پیشگیری و کنترل: اثراتی که با اجرای برنامه های مدیریتی می توان از بروز آنها جلوگیری نمود را قابل کنترل و اثراتی را که نمی توان راههایی برای پیشگیری ارائه نمود، اثرات غیر قابل کنترل می نامند.
اثرات تجمعی (ترکیبی): اثراتی هستند که می توانند بر محیط زیست تأثیر بگذارند و با ترکیب یک اثر یا گزینه دیگر، اثرات آن افزایش یافته و اثر تجمعی ایجاد می نمایند.
اثرات استراتژیک: اثراتی هستند که تغییرات مهم در بافت محیط زیست منطقه ایجاد و سبب تغییرات دائمی در منطقه می شوند.
اثرات مشخص (مهم): هر اثری که سبب کاهش ظرفیت محیط زیست و به زیر آستانه بردن آن بیانجامد، بعنوان اثرمشخص و مهم شناخته می شود.
پس از شناسایی نوع اثر، معیار ان شناسایی و مورد بررسی قرار می گیرد.
جهت این امر، معمولاً چهار معیار مدنظر قرار می گیرد که عبارتند از:
1) میزان اثر     
2) دامنه اثر    
3) اهمیت اثر   
4) اثر با حساسیت ویژه
1) میزان اثر: نشان دهنده اندازه تغییراتی است که در اجرای پروژه بر محیط پدید می آید.
2) دامنه اثر: نشانگر محیط تحت تأثیر است. این محیط می تواند شعاع های کم و یا زیاد را بر حسب نوع فعالیت ها شامل گردد. جهت تعیین دامنه اثر، معمولاً سه محدوده را تحت عناوین محدوده بلافصل، محدودۀ تحت تأثیر مستقیم و محدوده تحت تأثیر غیر مستقیم در نظر می گیرند.
محدوه بلافصل محدوده ای است که پروژه در آن صورت می پذیرد (مساحت اجرای پروژه)
محدودۀ تحت تأثیر مستقیم، محدوده ای است خارج از محدودۀ بلافصل بوده و اثرات ناشی از فعالیتهای پروژه بطور مستقیم بر این محدوده تأثیر گذار می باشند. مانند رودخانه اطراف سایت احداث پروژه.
محدودۀ تأثیر غیرمستقیم، در فاصله ای دورتر از مکان احداث پروژه قرار گرفته و امکان دارد بعلت گسترش دامنه اثرات، تحت تأثیر قرار گیرد.
3) اهمیت اثر: این فاکتور با میزان و مقدار یک اثر متفاوت است و برای گونه های مهم از لحاظ اکولوژیکی و یا مکانهای با ارزش فراوان بکار برده می شود. در این عوامل این پارامتر بر اساس ارزش و اهمیت فاکتورهای تأثیرپذیر مشخص می گردد.
4) اثر با حساسیت ویژه: بدلیل میزان تأثیر پذیری زیست محیطی ویژه ای که برخی از مناطق با توجه به شرایط خاص خود دریافت می دارند، فعالیتها و اثرات یک پروژه، می تواند اثرات قابل توجهی پدید آورد؛ مانند شهر تهران که دارای آلودگی هوای شدیدی است و فعالیت و یا احداث برخی از صنایع در این شهر، می تواند اثرات بسیار ویژه و شدید را نسبت به شهرهای دیگر کشور بدنبال داشته باشد.
یکی از مراحل مهم در ارزیابی اثرات زیست محیطی یک پروژه، پیش بینی تغییرات در محیط زیست منطقه می باشد. پس از شناسایی نوع، اهمیت و میزان اثرات، تغییراتی را که در صورت اجرای پروژه بر محیط زیست بوقوع خواهد پیوست، باید پیش بینی گردد.
برای این منظور، وضعیت محیط زیست منطقه در سه حالت، وضعیت موجود، وضعیت آینده منطقه بدون اجرای پروژه و وضعیت آینده منطقه در صورت اجرای پروژه مطالعه و بررسی می گردد. در این بخش از مطالعه وضعیت آینده منطقه در صورت عدم اجرا و یا اجرای پروژه نسبت به وضعیت موجود مقایسه می شود و تغییرات قابل پیش بینی نسبت به حال، مورد بررسی قرار می گیرد.
گزینه عدم اجرای پروژه تحت عنوان “گزینه نه” بررسی می شود. این گزینه بدان معناست که چنانچه پروژه پیشنهادی اجرا نگردد، وضعیت آتی محیط زیست در این شرایط چگونه خواهد بود.
گزینه اجرای پروژه نیز تحت همین عنوان (گزینه اجرایی) مورد مطالعه قرار می گیرد و تغییرات محیط زیست در صورت اجرای پروژه پیش بینی و با گزینه های دیگر مقایسه می گردد.
تعداد گزینه ها در پروژه های مختلف می تواند متفاوت باشد. این امر با توجه به نوع پروژه، مکانهای پیشنهای و شرایط محیطی می تواند تعیین گردد.
مرحله بعدی انتخاب گزینه برتر می باشد. این امر با استفاده از متدولوژیهای مختلف صورت می پذیرد. مهمترین متدهای کاربردی در حال حاضر که در کشور ما نیز بیشتر از متدهای دیگر استفاده می گردند، عبارتند از:
روشهای کارشناسی (تخصصی ویژه)Ad hac))
شبکه ها (Network)
روی هم گذاری صفحات (Over lay)
صورت ریزها(Check list)
ماتریسها(Matrixes)
– ارزیابی سریع یا Rapid Assessment
-متد پاستاکیا (Pastakia Method) (روش پاستاکیا به کمک نرم افزار RIAM BASIC)
با کمک یکی از روشهای فوق، گزینه های انتخابی معیار گذاری و گزینه برتر انتخاب می گردد. انتخاب روش با توجه به نوع و وسعت پروژه و نظرات کارشناسان، می تواند متفاوت باشد. گاهی برای اطمینان از نتیجه حاصله می توان از بیش از یک روش برای ارزیابی و انتخاب گزینه برتر استفاده نمود. پس از ارزیابی اثرات گزینه ها و انتخاب گزینه برتر، از آنجایی که هر یک از آنها دارای اثرات منفی بر محیط زیست می باشند، باید روشهایی جهت حذف، کاهش و یا کنترل اثرات نامطلوب و سوء زیست محیطی، امکان تجدید پذیری، احیاء و یا جبران خسارت وارده بر محیط زیست ارائه گردد.

متدهای کاربردی در ارزیابی اثرات زیست محیطی
چنین اقدامی که بعنوان تخفیف اثرات سوء و یا اقدامات اصلاحی نامیده می شود، یک ضرورت در گزارشات ارزیابی می باشد و مجریان طرح باید اقدامات فوق را در برنامه های خویش رعایت نمایند.
آخرین مرحله از گزارش ارزشیابی، ارائه روش های مدیریت زیست محیطی می باشد که جهت هماهنگی فعالیت های توسعه و محیط زیست در راستای دسترسی به اهداف توسعه پایدار، صورت می پذیرد. بطور کلی مدیریت زیست محیطی به معنی تدوین استراتژیهای توسعه ای متناسب با محیطزیست است که با توجه به ماهیت آن می تواند دارای ابعاد جهانی، منطقه ای و محلی باشد. این برنامه ها در مطالعات ارزیابی اثرات زیست محیطی از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد.

ارکان برنامه های مدیریت زیست محیطی

ارکان برنامه های مدیریت زیست محیطی به شرح ذیل می باشد:

آموزش Training
مشارکت عمومی Public Participation
ممیزی Auditing
پایش Monitoring

 آموزش  Training:  
این امر در جهت ارتقاء دانش زیست محیطی بویژه در سطوح مسئولین طرحهای توسعه و نیز در سطوح پایین تر برای متخصصان و کارکنان طرح، صورت می پذیرد.
مشارکت عمومی Public Participation:
برای اعمال مدیریت زیست محیطی کارآمد می بایست برنامه های ارائه شده با ویژگیهای محلی یا منطقه ای به ویژه از دیدگاه اجتماعی و اقتصادی سازگار باشد. بدین ترتیب مشارکت عمومی و حتی تفویض بخشی از اقدامات زیست محیطی به مردم جهت دستیابی به هدف فوق از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد.
ممیزی (بازرسی) Auditing:
طرح بازرسی جزء مراحل ارزیابی محسوب می گردد و هدف از آن، کنترل وسایل و تجهیزات و رعایت ایمنی در مراحل مختلف اجرای پروژه می باشد.
پایش Monitoring:
پایش در واقع ارزیابی مستمر و جمع آوری و سازمان دهی اطلاعات از یک پروژه در جهت اجرا و بهره برداری است که به منظور تعین تغییراتی که ممکن است در نتیجه اجرا و بهره برداری پروژه بر اجزاء محیط زیست ایجاد گردد، بحث می کند و به تدوین یک سیستم مستمر جهت مراقبت و نظارت دقیق در مراحل مختلف پروژه می پردازد.
بطور کلی نظارت مستمر بر کمیت و کیفیت انواع آلاینده های شاخص ناشی از طرحهای توسعه و پیامدهای ناشی از آن، اطمینان از صحت عملکرد اقدامات، تقلیل اثرات سوء، تطبیق وضع موجود با شرایط قید شده در قرارداد مشاور، بررسی میزان تأثیر گذاری واقعی اقدامات، تقلیل اثرات سوء، فراهم نمودن اطلاعاتی به منظور کنترل شدت پیامدهای سوء پروژه برای سازمانها و… از اهداف پایین می باشد.

قوانين مربوط به ارزيابی اثرات محيط زيستی

فهرست بخشی ازقوانين و مقررات مربوط به ارزيابی اثرات عبارتند از:
– اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران
– قانون برنامه دوم و سوم توسعه کشور، مصوب سالهای 1373 و 1379مجلس
– آيين نامه جلوگيری از آلودگی هوا، مصوب سال 1374مجلس
– تصويب نامه هيات وزيران درمورد ضوابط و معيارهای استقرار صنايع، مصوب سال 1378
– صورتجلسه شماره 138 شوراي عالی حفاظت محيط زيست در مورد ارزيابی اثرات محيط زيستي، مصوب سال 1376
– ماده 105 قانون برنامه سوم توسعه ،مصوب سال 1379 و….
در حال حاضر مهمترين و معتبرترين قانون مرتبط با ارزيابی محيط زيستي که تا پايان سال 1383 به عنوان مستند قانونی مورد استفاده و بهره برداری می باشد ماده (105) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می باشد که متن کامل آن به قرار زير است:
“کليه طرحها و پروژه های بزرگ توليدی و خدماتی بايد پيش از اجرا و در مرحله انجام مطالعات امکان سنجی و مکان يابی بر اساس ضوابط پيشنهادی شوراي عالی حفاظت محيط زيست و مصوب هيات وزيران مورد ارزيابی محيط زيستي قرار گيرند. رعايت نتايج ارزيابی توسط مجريان طرحها و پروژه های مذکور الزامی است.نظارت بر حسن اجرای اين ماده بر عهده سازمان برنامه و بودجه می باشد.”

براساس ضوابط تدوین شده توسط سازمان حفاظت محیط زیست در دستورالعمل حداقل فاصله مجاز برای استقرار واحدهای صنعتی، تولیدی و خدماتی، حداقل فاصله نیروگاه های برق، پالایشگاه ها، مراکز نظامی، فرودگاه ها، پتروشیمی ها و چاه های نفت و… از مناطق مسکونی، پارک های ملی، رودخانه ها، و مناطق حفاظت شده و… قابل استخراج بوده و بایستی در گزارشات ارزیابی اثرات زیست محیطی مورد توجه قرار گیرد.

Related image

فهرست پروژه‌هاي مشمول ارزيابي اثرات محيط زيستي

1- كارخانجات پتروشيمي در هر مقياس
2- پالايشگاه‌ها در هر مقياس
3- نيروگاه‌ها با ظرفيت توليدي بيش از  100مگاوات
4- صنايع فولاد در دو بخش زير:
الف- واحدهاي تهيه‌كننده خوراك ذوب و ذوب با ظرفيت توليدي بيش از 300 هزارتن در سال
ب- واحدهاي نورد
5- سدها و سازهاي ديگر آبي در سه بخش زير:
الف- سدها با ارتفاع بيش از 15متر و يا داراي ساختارهاي جنبي بيش از 40 هكتار و يا مساحت درياچه بيش از 400 هكتار
تبصره 1: سدهاي باطله (نگهدارنده مواد آلوده) در هر اندازه شامل ارزيابي محيط‌زيستي مي‌باشند.
ب- درياچه‌هاي انسان‌ساخت در مساحت بيش از400 هكتار
تبصره2: اندازه درياچه‌هاي پرورش آبزيان در مقياس كوچكتر از 400هكتار با هماهنگي وزرات جهادسازندگي و سازمان حفاظت محيط‌زيست تعيين مي‌شود.
ج- طرح‌ها و پروژه‌هاي آبياري و زهكشي در وسعت بيش از 5‌هزار هكتار
6- شهرك‌هاي صنعتي (با هر عنوان) در وسعت بيش از يكصد‌هكتار
7- فرودگاه‌ها با طول باند بيش از 2هزار متر
8- واحدهاي كشت و صنعت در وسعت بيش از 5‌ هزار هكتار
9- كشتارگاه‌هاي بزرگ صنعتي
10- مراكز دفن زباله براي شهرهايي با جمعيت بيش از 200 هزار نفر و شهرهاي جديد
11- مراكز بازيافت صنعتي زباله (كارخانه‌هاي كمپوست)
12- طرح‌هاي خطوط نفت و گاز
13 – طرح‌هاي سكوهاي نفتي
14- طرح‌هاي ذخيره‌گاه‌هاي نفتي
15- طرح‌هاي بزرگ جنگلداري
16- طرح‌ها و پروژه‌هاي بزرگ راه‌ كشور
17 – طرح‌ها و پروژه‌هاي بزرگ راه‌‌آهن كشور
18- طرح ها و پروژه‌هاي گردشگري
19- كارگاه‌ها و مجتمع‌هاي صنعتي و خدمات مربوطه بيش از 5 هزار‌مترمربع
20- نمايشگاه‌هاي دايمي، صنعتي و خدماتي بيش از10 هزار‌مترمربع
21- انبارهاي مواد شيميايي و كالاهاي خطرناك بيش از 5 هزار‌مترمربع
22- كارگاه‌هاي فعاليت‌هاي عمراني و راه‌سازي بيش از 10 هزار‌متر‌مربع
23- ذخيره‌گاه‌هاي مواد سوختي بيش از 1ميليون‌ليتر
24- پايانه‌هاي بار و مسافر بيش از 2 هزار‌مترمربع
25- واحدهاي پرورش طيور، دام و ساير حيوانات اهلي و وحشي بيش از 5 هكتار
26- واحدهاي پرورش ماهي و ساير آبزيان بيش از 10هزار‌مترمربع
27- طرح‌هاي سازه‌هاي دريايي، بنادر صيادي، پايانه‌هاي نفت و گاز و عمليات لايروبي در هر مقياس
28- طرح‌هاي تاسيسات آبي و بهداشتي
29- شبكه جمع‌آوري و واحدهاي تصفيه و دفع فاضلاب در مقياس شهري
30-تصفيه‌خانه بزرگ آب در مقياس شهري (بيش از 5‌‌ هزار‌مترمربع در شبانه‌روز)
31- طرح‌هاي دفع و دفن پسماند در مقياس شهري
32- مراكز نظامي و آموزشي بيش از 5 هزار مترمربع
33- شهرك‌هاي گردشگري بيش از 10هزار مترمربع
34-شهرك‌هاي سينمايي بيش از 5 هزار مترمربع
35- پارك‌ها و يا اردوگاه‌هاي تفريحي، آموزشي و پژوهشي و ورزشي بيش از 10هزار مترمربع
36- معدن مس حداقل ظرفيت استخراجي يك‌‌ميليون تن در سال
37- معدن سنگ آهن حداقل ظرفيت استخراجي 600 هزار تن
38- معدن سنگ طلا با هر ظرفيتي
39- سرب و روي حداقل ظرفيت استخراجي يكصد هزار تن در سال
40-معادن ساير فلزات حداقل ظرفيت استخراجي 100هزار تن
41- زغال‌سنگ حداقل ظرفيت استخراجي80 هزار تن در سال
42- نمك آبي در سطح بيش از 400 هكتار
43- كارخانجات سيمان
44- كارخانجات توليد قند و شكر
45- كارخانجات توليد گچ و آهك صنعتي
46- واحدهاي توليد مواد اوليه بهداشتي، آرايشي و داروسازي
47- كارخانجات بزرگ توليد قطعات خودرو داراي هر سه واحد ذوب، ريخته‌گري و آبكاري
48- واحدهاي تصفيه دوم روغن موتور
49- طرح‌هاي احداث و بهره‌برداري از ميادين نفت و گاز جديد با بيش از 10 حلقه چاه و همچنين طرح‌هاي توسعه ميادين نفت و گاز موجود در صورتي كه بعد از توسعه تعداد چاه‌ها به بيش از 10 حلقه برسد.

اهداف ارزيابی محيط زيستی

مطالعات ارزيابی اثرات محيط زيستی دارای دو هدف بلند مدت وکوتاه مدت به شرح زير می باشد:
الف: اهداف کوتاه مدت
– تعيين اقدامات اصلاحی مناسب و درج آن در برنامه پروژه
– پيش بينی پروژه پيامدهای محيط زيستی مهم و ماندگار
– تعيين ويژگی های پيامدهای محيط زيستی مهم و ماندگار پيش بينی نشده
– تعيين درآمد ها و هزينه های محيط زيستی پروژه
ب: اهداف بلند مدت
ارزيابی تمام پيامدهايي که پروژه پيشنهادی توسعه اعم از خصوصی يا دولتی در محيط زيست ايجاد می کند.
نيازها و ضرورتهای ارزيابی محيط زيستی
ارزيابی يکی ازروش‌های مقبول برای دستيابی به اهداف توسعه پايداراست و مي‌تواند به‌عنوان يک ابزار‌ برنامه ر‌يزی در دسترس برنامه ريزان، مديران و تصميم گيرندگان قرارگيرد تا براساس آن بتوانند اثرات بالقوه محيط زيستی که درنتيجه اجرای پروژه های عمرانی وتوسعه پديدار می شوند را شناسايي نموده و گزينه های منطقی جهت رفع کاهش آنها انتخاب کنند.

مشکلات ارزيابی محيط زيستی

علی رغم مفيد بودن اجرای ارزيابی محيط زيستی پروژه ها کهبدون اعمال آنها امکان تخريب محيط بيشتر می گردد، به کارگيری ارزيابی مورد قبول نيز دارای نارسايی هايی است که عمده ترين آنها عبارتند از:
– ارزيابی ‌محيط زيستی، ديدگاه‌های خود را بر روی آثارمنفی اجرای يک پروژه متمرکز می کند. ليکن طراحان نکات مثبت پروژه ها رامورد نظر قرارمی دهند. اين نگرش‌ها نوعی عدم تفاهم تلقی می شود.
– برای ارزيابی محيط زيستی به اطلاعات جامع و نيز بکارگيری افراد متخصص و کار آموز ارزيابی محيط زيستی نياز می باشد. چون با توجه به اينکه امکان انجام ارزيابی تا قبل از مراحل پايان طراحی و برنامه ريزی پروژه ها وجود ندارد، بنابراين هرگونه تغيير مبتنی از اعمال ديدگاه‌های‌ارزيابی منجر به بروز مشکلات و پرهزينه شدن پروژه می شود.

Related image
روش ماتریس در ارزیابی اثرات زیست محیطی

در این روش فاکتورهای زیست محیطی و فعالیت های پروژه به ترتیب در سطر و ستون قرار می گیرد. این روش اولین بار توسط لئوپولد در سال 1972 ابداع گردید. لئوپولد پیشنهاد کرد برای تعیین تاثیر هر فاکتور و فعالیت باید بزرگی (Mangnitude) و اهمیت (Importance) را تعیین نمود.

– i: اهمیت بر اساس شرایط پروژه

– m: بزرگی استاندارد هر کشور

– در ماتریس لئوپولد براساس تاثیر هر یک از فاکتورهای زیست محیطی و فعالیت های پروژه امتیازگذاری صورت می گیرد اعداد بین 1 تا 10 و با توجه به تاثیر مثبت یا منفی امتیازها به صورت + و – درج می شود.

محاسن روش ماتریس در ارزیابی اثرات زیست محیطی

سیستماتیک

ساده

ارزان

سریع

منطبق با موازین قانونی

فراگیر

ماتریس ایرانی در ارزیابی اثرات زیست محیطی

* در ایران برای بزرگی استانداردی به وجود نیامده است. و امتیازگذاری بر مبنای اعداد از 5- تا 5+ براساس جدول زیر صورت می گیرد.

اثر مثبت

امتیاز

اثر منفی

امتیاز

عالی

5+

پسرفته – خراب

5-

خوب

4+

تباه

4-

متوسط

3+

آشفته

3-

ضعیف

2+

نابسامان

2-

فقیر

1+

تنش دار

1-

در روش ماتریس فهرست فعالیت های پروژه در سطها و عملیات مربوط به هر فعالیت در ستون بیان می گردد، لذا نتیجه هر ستون، اثر آن پروژه و نتیجه هر سطر، پیامد آن پروژه می باشد.

ارزیابی نتایج: میانگین رده بندی (نسبت جمع جبری ردیف ها و ستون های ماتریس به تعداد ارزش های موجود در هر ردیف یا ستون)

– میانگین رده بندی عددی پیوسته و اعشاری است که برای تفسیر نتایج حاصل از ماتریس، لازم است آنرا مجدد تفسیر نماییم. یعنی مجددا اثرات و پیامدها را از حالت عددی به کیفی تبدیل نماییم.

جدول زیر نمونه ای از ماتریس ارزیابی اثرات زیست محیطی است.

ماتریس ارزیابی اثرات زیست محیطی

اعداد میانگین رده بندی بر اساس جدول زیر تفسیر می گردد.

میانگین رده بندی ارزیابی اثرات زیست محیطی

در نهایت در نتیجه گیری از ماتریس 5 حالت ایجاد می گردد که در جدول زیر ارائه گردیده است.

میانگین رده بندی ارزیابی اثرات زیست محیطی

نمودار مراحل گردش کاری بازنگری گزارش های ارزیابی زیست محیطی

مراحل گردش کاری بازنگری گزارش های ارزیابی زیست محیطی

ارزیابی زیست محیطی سدهای بزرگ به روش کمسیون بین المللی (ICOLD)

آشنایی با ارزیابی زیست محیطی سدها با روش ICOLD

کمیسیون بین المللی سدهای بزرگ که هیچگونه وابستگی به سازمان های دولتی کشورها ندارد، از همکاری تعداد زیادی از متخصصین، اندیشمندان و مقامات صلاحیتدار علمی در زمینه های آبی و اختصاصاً در زمینه سدهای بزرگ برخوردار است. این متخصصین از بین کشورهای مختلف جهان، از جمله کشورهای صنعتی، کشورهای در حال توسعه و کشورهای فقیرانتخاب شده اند. این افراد در زمینه های مختلف نظیر: مسایل فیزیکی، شیمیایی، بهداشتی، بیولوژیکی، اقتصادی، اجتماعی، مسایل مربوط به توسعه، طراحی سازه های آبی و در علوم مربوط به آن از جمله هیدرولوژی، هیدرولیک، زمین شناسی و ژئوفیزیک تخصص دارند و از نظریات آنها استفاده شده است.

بر اساس انتشارات این سازمان برای ارزیابی اثرات زیست محیطی سدها از نشریات مختلف از جمله بولتن شماره 35 ICOLD که در سال 1982 منتشر گردیده استفاده شده است. در واقع کمسیون بین المللی سدهای بزرگ یا ICOLD برای تعیین اثرات سازه های آبی نظیر سدهای بزرگ بر محیط زیست، یک ماتریس را پیشنهاد می کند و با تهیه فهرستی از عوامل مؤثر که ممکن است به صورت کمی یا کیفی بیان شوند، به ارزیابی اثرات آنها در هر بخش از محیط زیست می پردازند. این اثرات در تعدادی از گزینه های احتمالی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند و گزینه ای که کمترین خطرات زیست محیطی را دربردارد و یا گزینه ای که طراحان می توانند با ارئه راه حل های جدید بر مشکلات زیست محیطی آن فایق آیند، پیشنهاد می شود.

دستورالعمل ICOLD در مورد سدهایی که در مراحل طراحی، ساخت و یا بهره برداری هستند، قابل اعمال است. البته ممکن است در هنگام بهره برداری از سدها عوامل نامناسب زیست محیطی قابل علاج و ترمیم نبوده و یا هزینه های کنترل، کاهش یا تخفیف اثرات نامناسب زیست محیطی بسیارزیاد و غیرقابل تحمل باشد.
اجتماعی، ژئوفیزیکی، هیدرولوژیکی، اقلیم و محیط زنده مربوط می شود. سطرهای این ماتریس به اثرات اقتصادی شامل مواردی از جمله تمایز بین استفاده از آب و تخصیص یافته، واکنش محیط و وقوع حوادث زیست محیطی و اقدامات اصلاحی فیزیکی و اداری است، جداول 1 و 2 می تواند در ارزیابی زیست محیطی به روش ICOLD مورد استفاده قرار گیرد.

1- برای مصارف آب:
علامت III, II, I به ترتیب اولویت درجه اول «اول»، «دوم» و «سوم» طرح.
2- اثر بر روی طرح:
علامت (+) «مفید»، (-) «تعین کننده»، (*) با «اشکال».
3- اهمیت موضوع:
علامت (1) «فرعی»، (2) «متوسط»، (3) «اصلی».
4- درجه احتمال:
علامت (C)، «حتمی»، (P) «احتمالی»، (I) «غیرمحتمل»، (n) «نامشخص».
5- وضعیت زمانی:
علامت (I) «فوری»، (M) «میان مدت»، (L) «دراز مدت».
6- اثر مشخص:
به صورت علائم (Y) «بله» و (N) «خیر».

در این روش اثرات یک سد به یک سری اثرات کوچکتر تقسیم می شود که هر عامل و عملکرد مربوط به آن کاملاً قابل تشخیص و ارزیابی است. در ادامه مطالعات باید با استفاده از این ماتریس و با داشتن تخصص کافی و به وسیله شخص کارآمد، تفسیر و شرح نهایی در مورد بررسی اثرات زیست محیطی به عمل آید. برای تکمیل ماتریس «اثرات زیست محیطی سد» معمولاً گامهای شش گانه زیر برداشته می شود:

1- با توجه به فهرست (A)، کلیه فعالیت های اساسی که در طرح یک سد دخالت دارند، تعیین می شوند. معمولاً از این مجموعه با اهداف اصلی طرح توسعه که با شماره (A-10) بیان شده اند، شروع نموده و سپس به موارد (A-20) که به سایر فعالیت های ویژه مربوط می گردد پرداخته می شود. عوامل مربوط به (A-10) با شماره هایی که به ترتیب با کاهش مصرف آب مشخص شده، در ستون مربوطه مشاهده می شود.

2- از فهرست E، کلیه عوامل زیست محیطی طرح مورد نظر را که در اینگونه فعالیت ها به طور قاطع مؤثرند، انتخاب می کنند.

3- در گام سوم محدوده هایی را که تحت تاثیر ساخت سد قرار می گیرند علامت گذاری می کنند، (A-30).

4- هرگونه «تاثیر یا اثرپذیری» با یک علامت ارزیابی می شود. این علائم، مفاهیم نسبی اهمیت و یا درجه قطعیت، دوره زمانی و اثرات تاخیری را نشان می دهند.
هر «اثر» را می توان به طرق مختلف ارزیابی کرد، از جمله، ارتباط وقوع یک پدیده را با زمان و مکان مشخص نمود. برای مثال علائم Y و N می توانند به صورت بله (Yes) یا نه (No) باشند که آیا اثر یک واقعه در طرح در نظر گرفته شده است یا خیر؟
علائم می تواند بیان کننده پیشرفت دینامیکی اثرات نیز باشد، اما این مورد برای یک ماتریس کامل و موفق لزوماً مورد احتیاج نیست.

5- ستون های ماتریس که برای اثرات نسبی بکار می روند، نسبت به یک یا چند فعالیت در سطر ماتریس، برای نشان دادن واکنش زنجیری مورد استفاده قرار می گیرند. ممکن است دو یا چند اثر بتوانند به صورت مستقل عمل کنند.

6- در آخرین گام ارزیابی، این تصور حاکم است که معیارهای تصحیحی مناسب برای ترمیم و یا کاهش اثرات نامناسب زیست محیطی بکار رود و عواملی که موجب ضرر و زیان به اکوسیستم می شوند تعیین گردند.

باید توجه داشت که ماتریس فوق نمی تواند به عنوان تنها راه ارزیابی مسایل زیست محیطی بکار می رود، همچنین این ارزیابی نمی تواند برای تخفیف کامل اثرات نامناسب در اکولوژی بکار گرفته شود.

2-9- تعریف مشخصه های ماتریس در ارزیابی ICOLD

جهت اعمال ارزیابی زیست محیطی سدها به روش ICOLD لازم است ابتدا مشخصه های این ماتریس معرفی شوند. از این روی سعی می گردد تا ماتریس مربوط به ارزیابی زیست محیط سدها را به شرح زیر خلاصه کرد.

حریم پیشنهادی در طراحی تصفیه خانه های فاضلاب تا نواحی مسکونی

حریم پیشنهادی تصفیه خانه های فاضلاب تا نواحی مسکونی (منبع: کتاب دستیار مهندسی آب و فاضلاب، صفحه 146)

سیستم های تصفیه

حداقل حریم

استخرهای بی هوازی

2 کیلومتر

استخرهای تثبیت (فاکولتاتیو) دو زیستی

2 کیلومتر

استخرهای تثبیت با هواده و اختلاط ناقص

1/5 کیلومتر

صافی های چکنده

1 کیلومتر

استخرهای با هواده و اختلاط کامل

1 کیلومتر

سیستمها لجن فعال با بسترهای خشک کن لجن

0/8 کیومتر

سیستم های لجن فعال با تاسیسات خاص برای خشک کردن لجن

0/5 کیلومتر

مکان یابی تصفیه خانه های آب و فاضلاب ( حداقل حریم از منازل مسکونی برای احداث تصفیه خانه فاضلاب ):

حداقل حریم برای احداث تصفیه خانه های فاضلاب نبایستی کمتر از شعاع 250 متر برای  تصفیه خانه های پیشرفته (MBR) و 500 متر برای روشهای هوازی متعارف (نظیر هوادهی گسترده) و 2000 متر جهت  تصفیه خانه های بی هوازی (نظیر روشهای UASB و ABR) و هاضم های بی هوازی و هاضم های بی هوازی (Anaerobic Digesters) از خانه ها و منازل مسکونی باشد .

بر طبق ضوابط سازمان حفاظت محیط زیست ایران، در مکان یابی و جانمایی تصفیه خانه های فاضلاب بایستی موارد زیر به دقت در نظر گرفته شود:

فاصله از منازل مسکونی، جهت باد غالب، شیب زمین، نفوذ پذیری خاک، فاصله تا رودخانه ها و آبهای زیرزمینی.

 تعیین دقیق فاصله تصفیه خانه های فاضلاب شهری تا منازل مسکونی مستلزم تهیه گزارشات ارزیابی اثرات زیست محیطی (EIA)   و برگزاری جلسات کارشناسی فنی میباشد.

لازم به ذکر است که مهمترین عامل ایجاد بو در تصفیه خانه فاضلاب شهری و صنعتی، عدم هوادهی مناسب و عدم مدیریت مناسب آبگیری لجن (بخصوص بسترهای لجن خشک کن) می باشد.

راهنمای ارزیابی ریسک به روش HAZAN – Hazard analysis

راهنمای ارزیابی ریسک به روش HAZAN – Hazard analysis

قسمت 3 ++++++++

در نمودار زیر رابطه و تفاوت HAZOP و HAZAN نشان داده شده است.

ارزیابی ریسک باید توسط افراد صلاحیت دار، دارای اطلاعات کافی و حتی الامکان مستقل از کسانی که دارای مسئولیتی در محل ارزیابی هستند صورت پذیرد. چرا که افرادی که نزدیک به موقعیت و محل ارزیابی باشند نمی توانند ریسک ها را تشخیص دهند و در مورد آنها قضاوت نمایند.

 

بهترین راه برای انجام این کار، تشکیل گروهی کوچک و آموزش دیده برای این منظور می باشد. در سازمان های بزرگتر باید شخص صلاحیت دار به عنوان هماهنگ کننده کار ارزیابان انتخاب شود.

در روش  Hazan یا Hazard analysis بایستی تشخیص دهیم که در حالت های مختلف چه اتفاقی ممکن است بیفتد.

  • اولین کار در این مورد ، شناخت و در نظر گرفتن کلیه خطاهایی است که منجر به حادثه شده و یا مشکلاتی در فرایند تولید ایجاد می نمایند.
  • در مرحله دوم  بایستی خسارات را پیش بینی نماییم و عواقب حادثه را روی مردم عادی، کارکنان و تجهیزات پیش بینی نمائیم، بهترین کار برای بررسی احتمال این است که به حوادثی که در گذشته اتفاق افتاده است، مراجعه نمائیم. اما در بعضی اوقات که هیچ مدرک و آمار و ارقامی دقیقی در دست نیست باید روش خلاقیت و روش های آماری را در نظر گرفت و پیش بینی نمود.
  • در مرحله سوم باید مشخص نمائیم که هر چند مدت، ممکن است حادثه ای به وقوع بپیوندد.
  • مرحله چهارم پیشگیری است که باید اقداماتی را که می توانند مانع از وقوع حادثه گردیده و یا احتمال وقوع آن را کاهش دهند و یا حتی اثرات آنها را تخفیف دهند مشخص نموده و پیشنهاداتی در این زمینه ارائه نمائیم.
  • در مرحله بعد بایستی این روش ها را با قوانین و مقررات ایمنی موجود مقایسه نموده و هماهنگی بین آنها بوجود آورد.
  • سپس در مرحله ششم بایستی هزینه هایی که جهت کنترل خطرات صرف می گردد را برآورد نموده و آن را با هزینه هایی که در اثر وقوع حادثه عارض می گردد مقایسه کرده و دقیقاً مشخص نمود که آیا هزینه ای که جهت کنترل صرف خواهد شد به صرفه است یا خیر.
  • در آخرین مرحله، اگر هزینه هایی که خرج می کنیم به صرفه نباشد، باید به دنبال روش و راه حل ساده تری گشت.

Related image

۱- نحوه ارزیابی پتانسیل آسیب رسانی:

ارزیابی خطرات با طبقه بندی آنها شروع می شود. این مرحله دو هدف را دنبال می کند: نشان دادن اهمیت نسبی خطرات شناسایی شده و ارائه راه حل و ایجاد زمینه لازم برای انتخاب ترکیبی از روش های مقابله با خطرات.دو عامل (شدت) و (تواتر) حوادث، مبنای ارزیابی به شمار می روند. منظور از شدت (Severity) توان بالقوه خسارتی است که منابع انسانی و سایر منابع سازمان در معرض آن قرار دارند و منظور از تواتر (Frequency) نیز تعداد وقوع و به عبارتی احتمال وقوع خسارت طی مدت معینی می باشد. بنابراین تجزیه و تحلیل خطرات مستلزم ارزیابی و سنجش شدت بالقوه خسارات و فراوانی آنهاست.پس از اینکه شدت و تواتر طبق دسته بندی معین شده مشخص گردید، و یا به عبارتی میزان شدت و تواتر حوادث تعیین گردید، رقم آنها را در یکدیگر ضرب کرده و معیار دیگری بنام درجه خطرزایی (Risk Rating) به دست می آید که مبنا و اساس مقایسه خطرات و اولویت بندی آنها  و اختصاص اقدامات کنترلی خواهد بود.

 (F* S= R.R)

 

 

Related image

جمع آوری داده ها با هماهنگی مدیریت واحد صنعتی و همکاری تنگاتنگ سرپرستان قسمت ها، کارکنان و مهندسین HSE باید صورت بگیرد. در تهیه داده ها از اطلاعات و تجربیات ارزشمند سرپرستان و کارکنان در کنار مشاهدات و ارزیابی ها می توان استفاده شایانی کرد. داده های به دست آمده به ترتیب فوق در فرم ارزیابی ثبت می شود و در نهایت یک فرم ارزیابی سطح ریسک برای هر شغل شکل خواهد گرفت.

فرم ارزیابی سطح ریسک مشاغل (HAZAN)
شغل:
نوع فعالیتAction حوادث با خطرات احتمالیHazan/ Danger پیامدهای ناشی از آنConsequences میزان شدتSev. احتمال وقوعFreq. رتبه ریسکR.R
           
           

۱-۱- جداول پیوست :

جهت دستیابی به میزان رتبه ریسک برای دست یابی به  میزان شدت و تواتر می توان از جداول ذیل استفاده نمود :

موارد در نظر گرفته شده در جداول پیوست با توجه به میزان فعالیت ها، تعداد پرسنل شاغل، فضای محیط کار، نوع تجهیزات و کاربرد آنها، نوع فرآیند، نوع مواد اولیه و جانبی به کار رفته و میزان خطرزایی هر یک از این موارد در نظر گرفته می شود.

طبقه بندی شدت ریسک
شاخص شرح
A مرگ و میر یا آسیب شدید، نشت عمده مواد تحت کنترل، انفجار یا آتش سوزی عمده و یا کاهش تولید.
B آسیب شدید یا ناتوانی دائمی، نشت متوسط مواد تحت کنترل، انفجار یا آتش سوزی متوسط و یا کاهش تولید.
C آسیب طولانی مدت بدون ناتوانی دائمی، نشت جزئی مواد تحت کنترل، کاهش جزئی تولید.
D آسیب نیازمند کمک های اولیه بدون ناتوانی، نشت بسیار جزئی مواد بدون تأثیر قابل توجه بر محیط بیرون، کمترین آسیب به تجهیزات یا کاهش تولید.
E بی خطر، نیازی به بررسی بیشتر نیست، مشکلی وجود ندارد، تأثیر اقتصادی قابل صرف نظر.

 

طبقه بندی احتمال وقوع ریسک
شاخص شرح احتمال وقوع ریسک
۱ ممکن است در هر هفته یک بار یا بیشتر اتفاق افتد.
۲ ممکن است در هر ماه حداقل یک بار اتفاق افتد یا در بین ۱۰ سازمان مشابه یک مورد در ماه اتفاق افتد.
۳ ممکن است یک بار در سال یا در بین ۱۰ سازمان مشابه یک مورد در سال اتفاق افتد.
۴ انتظار می رود در طول فعالیت سازمان حداقل یک بار اتفاق افتد.
۵ به طور کلی وقوع آن انتظار نمی رود.

 

 

رتبه بندی ریسک
احتمال وقوع
۱ ۲ ۳ ۴ ۵
شدت وقوع A ۱ ۱ ۲ ۳ غیرمحتمل
B ۱ ۲ ۳ ۴ غیرمحتمل
C ۳ ۳ ۴ ۴ غیرمحتمل
D ۴ ۴ ۴ ۴ غیرمحتمل
E بی خطر بی خطر بی خطر بی خطر بی خطر

 

 

 

 

Hazan/ Harm potential(عامل زیان آور) Frequency(تواتر) Severity(شدت) Risk Rating(درجه خطرزایی)

برخی از اصطلاحات کلیدی HAZOP

برخی از اصطلاحات کلیدی HAZOP

قسمت 2 +++++++

برای این که بدانیم HAZOP چیست و درک درستی از آن داشته باشیم، باید ابتدا مفاهیم زیر را بشناسیم:

#1 تعریف Hazard

عبارت است از منابع احتمالی یک آسیب.

این آسیب می تواند منفرد باشد و یا مجموعه ای از تجهیزات را درگیر کند.

Hazard چیست؟

#2 تعریف Harm

به آسیب های فیزیکی و خسارت های مالی و یا محیط زیستی گفته می شود.

در واقع Harm نتیجه ی Hazard است.

Harm چیست؟

#3 تعریف Risk

ترکیبی از احتمال بروز آسیب و شدت آن.

یعنی به صورت کمی مشخص کنیم احتمال وقوع این اتفاق چقدر است؟

تعریف Risk

مطالعات HAZOP همه ی این قسمت را پوشش نمی دهد بلکه، فقط به صورت کیفی به ما می گوید که اولا چه خطراتی واحد مارا تهدید می کند و
دوما از نظر احتمال وقوع، کدام خطر اولویت بالاتری دارد؟

Study Nodes (گره های مطالعاتی): قسمت ها، موقعیت ها و محل هایی بر روی خط لوله و نقشه های تجهیزات و دستورالعمل ها

هستند که در تک تک آنها، پارامترهای فرایند از نظر انحرافات ممکن مورد بررسی قرار می گیرند.

Intention (خواسته و هدف): بدان معناست که در صورت عدم وجود انحراف در گره مطالعاتی، انتظار می رود ماشین آلات و دستگاه ها, چگونه عمل نمایند (حد انتظارات و خواسته های طراحی از عملکرد سیستم مورد نظر).

Deviation (انحراف): انحراف به معنی دور شدن و فاصله گرفتن پارامتر فرایند از حد انتظارات و خواسته های طراحی و یا خارج شدن از محدوده قابل قبول می باشد که بصورت سیستماتیک و با بکارگیری کلمات کلیدی کشف می گردد.

انحرافات= پارامترهای فرایند + لغات کلیدی

causes (علت ها): دلایل ممکن برای بوجود آمدن انحراف را گویند. زمانی که مشخص گردد یک انحراف دارای یک علت موثقی می باشد، باید آنرا به عنوان یک انحراف معنی دار تلقی نمود. این علت ها می توانند نقص های سخت افزاری، خطاهای انسانی، حالت یا وضعیت غیر قابل پیش بینی در فرایند  (بطور مثال تغییر ساختار و ترکیب)، اختلالات خارجی (بطور مثال افت انرژی و توان) و … باشند.

Consequences (پیامدها) : نتایج حاصل از وقوع انحرافات. بطور مثال  آزاد شدن گازهای قابل اشتعال یا سمی.

Safeguard: سیستم های مهندسی یا کنترل های دقیق برای جلوگیری از بروز دلایل خطر یا تخفیف نتایج حاصل از انحرافات.

parameter – پارامتر: یک ویژگی فیزیکی در جزیی از سیستم تحت مطالعه

Guide words (کلمات کلیدی یا راهنما): کلمات ساده ای هستند که برای کمی یا کیفی نشان دادن خواسته و هدف طراحی، به منظور هدایت و تحریک فرایند طوفان ذهنی (برانگیختن قوه تخیل تیم) و پس از آن کشف انحرافات بکار برده می شوند. در جدول زیر کلمات کلیدی معمول که اغلب در HAZOP مورد استفاده  قرار می گیرند، نشان داده شده است. هر کلمه کلیدی با توجه به  محل یا نقطه ای از دستگاه یا ماشین یا گره مطالعاتی که تحت بررسی قرار دارد انتخاب می شود و می تواند در محل یا نقطه دیگر یا دستگاه و گره مطالعاتی دیگر  متفاوت باشد.

اين كلمات كليدی را مي توان هم با پارامترهای عمومي مثل  واكنش، انتقال و … و هم با پارامترهاي ويژه اي مانند فشار، دما و … بكار برد.

 

تعدادی از كلمات كليدی مورد استفاده در تكنیک HAZOP

كلمات كليدی معنی و مفهوم
NO عدم انجام پارامتر يا عدم وجود آن
LESS كاهش كمي در اندازه و يا ميزان طراحي شده( حد قابل قبول) پارامتر
MORE افزايش كمي در اندازه و ميزان طراحي شده ( حد قابل قبول) پارامتر
PART OF كاهش كيفی- بجاي كل پارامتر تنها قسمتي از آن وجود دارد
AS WELL AS افزايش كيفي- موارد ديگري بجز پارامتر تعريف شده وجود دارد
REVERSE وقوع پارامتر در جهت عكس هدف طراحی
OTHER THAN تعويض (جايگزينی) كامل پارامتر
EARLY وظيفه زودتر از موعد مشخص انجام مي شود (و قتي زمان مطرح باشد)
LATE وظيفه ديرتر از موعد مشخص انجام مي شود
BEFORE وظيفه در طول توالي خود قبل از موعد مشخص انجام مي شود
AFTER وظيفه در طول توالي خود بعد از موعد مشخص انجام مي شود

با پارامترهای عمومی و کلی یاد شده، معمولاً برای هر کلمه کلیدی، انحراف معنی داری بوجود می آید. علاوه بر آن غیر معمول نمی باشد که با بکارگیری یک کلمه کلیدی، بیش از یک انحراف داشته باشیم بطور مثال more reaction هم می تواند بدان مفهوم باشد که واکنش با سرعت بالایی انجام گرفته و هم اینکه مقدار زیادی از محصول بوجود آمده است.

با استفاده از پارامترهای خاصی ، ممکن است انجام برخی از اصلاحات و تغییرات در کلمات کلیدی، ضروری بنظر آید. علاوه بر آن، پیدا نمودن برخی از انحرافات عمده و بالقوه که بوسیله محدودیت های فیزیکی، رفع یا حذف گردیده اند، غیر معمول می باشد. بطور مثال، اگر هدف و خواسته طراحی از نظر فشار و دما، مورد ملاحظه قرار گرفته باشد، ممکن است تنها کلمات کلیدی more یا less باشند که در این مورد، استفاده شوند.

یادآوری: برخی دیگر از اصلاحات و تغییرات مورد نیاز  برای کلمات کلیدی عبارتند از:

  • OTHER THAN بجای SOONER  یا  LATER، هنگامی که زمان را مورد ملاحظه قرار می دهیم.
  • OTHER THAN بجای WHERE ELSE هنگامی که وضعیت، منابع یا هدفی را  مورد ملاحظه قرار می دهیم.
  • LESS یا MORE بجای LOWER  , HIGHER هنگامی که ارتفاع، دما یا فشار را مورد ملاحظه قرار می دهیم.
  • ALSO، هنگامیکه هدف یا خواسته طراحی برآورده شده ولی موارد دیگری از جمله فعالیت های وابسته هم به مراه آن، به چشم بخورد. یا بوقوع بپیوندد. بطور مثال، ALSO FLOW این نکته را بیان می دارد که غیر از جریان اصلی مواد یا ماده دیگری هم جریان پیدا می کند.

هنگامی که به یک هدف طراحی که شامل مجموعه ای پیچیده از پارامترهای مربوط به سیستم مورد نظر می باشد، می پردازیم، بطور مثال، دما، سرعت، واکنش، ترکیب یا فشار، ممکن است بهتر باشد که کل کلمات کلیدی را به همان ترتیب و توالی که در جداول بالا ذکر گردید برای هر پارامتری بصورت مجزا و تک تک بکار بریم تا اینکه هر یک از کلمات کلیدی  را یکی بعد از دیگری در مورد همه  پارامترها بکار گیریم. همچنین هنگامی که کلمات کلیدی را در یک جمله بکار می بریم، ممکن است بهتر باشد که همه آنها را به همان ترتیب و توالی که ذکر شد برای هر عبارت یا کلمه ای، بصورت مجزا بکار بریم و در این کار از  قسمت کلیدی که فعالیت را تشریح می نماید (معمولاً فعل ها یا قیدها) شروع کنیم. این قسمت های جمله معمولاً به برخی از اثرات روی پارامترهای فرایند، مربوط می شوند. بطور مثال در جمله  اپراتور جریان A را به راه می اندازد یا شروع می کند هنگامی که فشار به  B می رسد کلمات کلیدی که بکار خواهند رفت عبارت خواهند بود از :

  • جریان NO ،MORE  LESS) A)
  • وقتی که فشار به B می رسد (SOONER ،LATER و …)

HAZOP – HAZard and OPerability study

HAZOP – HAZard and OPerability study

قسمت 1 +++++++       

                     

کلیه عملیات اقتصادی منجمله فعالیت های صنعتی نیازمند الزاماتی است که قصور از هر کدام آنها می تواند به بروز پیامدهای ناخواسته ای در قالب جراحات مشتریان داخلی و خارجی، صدمه به فرآیندها و محصولات تولیدی، صدمات زیست محیطی، خدشه به اعتبار و آبروی سازمان ها و سایر دارائی های با اهمیت بیانجامد. در یک سازمان با خط مشی ایمنی پیشگیرنده، الزامات یاد شده از مرحله قبل از تولد سیستم یعنی مطالعات توازن و فاز ایده و تفکر شروع شده و تا پایان فاز کنار گذاشتن سیستم (فاز انهدام یا دفع) ادامه می یابد. در پایان هر مرحله لازم است بر اساس رویکرد بهبود مستمر و در راستای اصلاح سیستم و بهبود آن برپایه یافته های حاصل از ارزیابی های انجام شده، فرآیند تصمیم گیری مبتنی بر چرخه بهبود مداوم دمینگ (طرح ریزی، انجام، کنترل و اجراء) به مرحله اجراء گذاشته شود.

امروزه برای آنالیز سیستم های فرایندی روش های و ابزارهای مختلفی معرفی گردیده است که هر کدام از توانمندیها و محدودیت های خاص خود برخوردار می باشند. انتخاب تکنیک مناسب معمولاٌ بر اساس عوامل مختلف صورت می گیرد که از این میان می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • نوع سیستم
  • عمق مطالعه
  • چارچوب زمانی
  • محدودیت های مالی
  • وجود نیروهای متخصص
  • دقت مورد نیاز
  • موارد مشابه

از انواع روشهای معمول مورد استفاده برای آنالیز سیستم های فرایندی موارد زیر قابل اشاره اند:

  • What-If Analysis
  • PHA
  • Check List
  • What if / checklist
  • FMEA
  • FMECA
  • Hazop
  • و موارد مشابه

این تکنیک برای اولین بار در سالهای 1970 بر اساس تکنیکی که آزمایش بحرانی خوانده می شود توسط صنایع شیمیایی سلطنتی بریتانیای کبیر معرفی و سپس توسط T.A.Kletz بصورت قانونمند درآمد. اساساً تکنیک Hazop که ماهیتی آینده نگر و مبتنی بر پیشگیری دارد بعنوان واکنشی به استفاده از متد چک لیست که مبتنی بر فلسفه گذشته نگر بود مطرح گردید. هر چند که تکنیک مورد نظر اولین بار به منظور شناسایی و ارزیابی خطرات فرآیندی معرفی و بکار گرفته شد ولی امروزه با معرفی و اثبات توانمندی های آن کاربرد تکنیک به سایر سیستم ها و صنایع نیز گسترش یافته است

کلمه Hazop برگرفته از سه حرف اولیه کلمه Hazard به مفهوم خطر و دو حرف اولیه Operability به معنی قابلیت عملیات می باشد. این تکنیک را می توان از دیدگاه های مختلف بشرح زیر تعریف کرد:

  • روش شناسایی و ارزیابی مشکلاتی است که می توانند ریسکی را به افراد، محیط زیست و یا تجهیزات تحمیل کرده و یا از اثربخشی عملیات جلوگیری کند.
  • روشی سیستماتیک و کیفی است که بر اساس استفاده از کلمات کلیدی قرار دارد.
  • یک روش خلاقانه برای حل مشکلات با ریشه ایمنی و عملیاتی است که بر پایه فعالیت های یک تیم چند تخصصی قرار دارد

تکنیک شناسایی، ارزیابی و کنترل خطرات برپایه نگرش سیستمی است که بر اصل زیر استوار می باشد:

  • سیستم زمانی ایمن است که کلیه پارامترهای عملیاتی آن نظیر فشار، درجه حرارت، میزان جریان و غیره در حالت طبیعی قرار داشته باشد.
  • یک بررسی نظامند بوسیله یک تیم تحت مدیریت رهبر آموزش دیده از اهداف طراحی یک سیستم یا یک بخش جدید یا موجود برای شناسایی خطرات، عملیات بد یا کارکرد بد بخش های مختلف درون یک سیستم و پیامدهای آن بر روی سیستم و محیط آن

به دلیل ساختار و شکل مشخص تکنیک Hazop، لازم است تعدادی از لغات و مفاهیم مورد استفاده در آن به طور کامل تعریف شوند:

Intentions: حدود انتظار و خواسته های خود از عملکرد قسمت

Deviations: انحراف از خواسته های طراحی که به وسیله کاربرد سیستماتیک کلمات کلیدی شناسایی می شوند .

Causes: علت و دلایل ایجاد مشکلات و انحرافات

Consequences: نتایج حاصل از انحراف

Safeguard: سیستم های مهندسی یا کنترل های دقیق برای جلوگیری از بروز دلایل خطر یا تخفیف نتایج حاصل از انحرافات.

پارامتر: یک ویژگی فیزیکی در جزیی از سیستم تحت مطالعه

گره: هر گره مطالعاتی به بخشی از سیستم اطلاق می شود که در آن علاوه بر امکان تعیین پارامترهای عملیاتی، احتمال انحراف پارامترهای یاد شده نیز وجود دارد .

انواع Hazop

  1. Hazop فرآیندی
  2. Hazop انسانی
  3. Hazop دستورالعملی
  4. Hazop نرم افزاری

اجرای Hazop

  • انتخاب سرپرست تیم
  • انتخاب سیستم مورد مطالعه
  • انتخاب تیم کارشناسی
  • انتخاب رهبر تیم
  • تعیین اهداف مطالعه
  • ارزیابی سیستم و تعیین گره های مطالعاتی
  • تعیین اهداف طراحی گره ها
  • شناسایی پارامترهای عملیاتی هر گره
  • انتخاب کلمات کلیدی
  • اجرای مطالعه
  • تکمیل گزارش

انتخاب سیستم مورد نظر برای ارزیابی می تواند بر اساس اصول مختلف صورت گیرد که از این میان می توان به موارد زیر اشاره کرد :

  • فلسفه پیش گیرنده و بر اساس بحرانیت سیستم
  • سوابق مستند مبنی بر عدم مطابقت ها، حوادث، جراحات، آسیب ها، خسارات
  • پیشنهادات واحدهای ایمنی، تعمیر و نگهداری، تضمین کیفیت
  • توصیه سازمان های نظارتی مسئول نظیر ادارات کار، بهداشت، محیط زیست
  • و …

معمولاً انتخاب سیستم مورد مطالعه براساس سوابق مستند سیستم مبنی بر بروز عدم تطابقها و یا حوادث بوده و یا براساس فلسفه پیشگیرنده علم ایمنی مدرن با آگاهی از این امر که سیستم بحرانی بوده و می تواند در آینده خطر آفرین باشد انجام می شود. با این حساب انتخاب سیستم مورد نظر در اغلب موارد نتیجه یک تصمیم گیری گروهی و یا براساس پیشنهادات رسیده از سوی واحدهای ایمنی، عملیاتی و یا تعمیر و نگهداری خواهد بود. بدیهی است در صورت وجود سیستم مشارکت ایمنی در صنعت روند یاد شده تسهیل خواهد شد.

انتخاب تیم کارشناسی

تیم کارشناسی برای ارزیابی هازوپ یکی از مهمترین نقاط قوت استفاده از تکنیک Hazop، تأکید بر روی کار تیمی و افزایش خلاقیت و نوآوری در اعضاء تیم می باشد. در همین راستا انتخاب مناسب اعضاء تیم از اهمیت بسزایی برخوردار خواهد بود.

انتخاب اعضاء تیم معمولاٌ بر اساس پیشنهاد سرپرست تیم و تائید بالاترین واحد تصمیم گیرنده سازمان صورت می گیرد. تعداد اعضاء تیم و نوع تخصصهای آن با توجه به نوع سیستم، عمق و وسعت مطالعه، منابع در دسترس و همچنین اهداف مطالعه متفاوت خواهد بود ولی نفرات تیم معمولاً شامل رهبر، دبیر و اعضاء دیگر آن است که انتخاب آنها بر اساس تخصص های مورد نیاز انجام می گیرد.

شرح وظایف اعضاء یک تیم پیشنهادی در بخش زیر بیان شده است:

الف) رهبر یا رئیس

  • فردی کاملاً مستقل بوده و هیچ گونه مسئولیتی در عملکرد عملیات ندارد.
  • مسئول طراحی و تهیه مقدمات لازم برای اجراء مطالعه است.
  • ریاست جلسات را بعهده دارد.
  • بحث را با استفاده از کلمات کلیدی شروع می کند.
  • مطابق با دستور جلسه و جداول زمانی پیشرفت کار را پیگیری می کند.
  • از تکمیل شدن مطالعه کسب اطمینان می کند.
  • مسئولیت ارائه گزارش نهایی را بعهده دارد.

استفاده از چک لیست زیر توسط رهبر تیم می تواند به افزایش اثر بخشی مطالعه کمک کند:

قبل از جلسه: کنترل اتاق جلسه، چیدمان آن، تسهیلات مورد نیاز و امکانات پذیرایی

شروع جلسه:

  • کنترل حضور اعضاء
  • معرفی اعضاء تیم به همدیگر
  • تبین مقررات جلسه
  • مرور طرح مطالعه با اعضاء تیم
  • مرور فرایند Hazop
  • تشریح کلمات کلیدی مورد استفاده

شرح وظایف اعضاء یک تیم پیشنهادی در بخش زیر بیان شده است:

ب) دبیر

  • مسئول تهیه برگه کار تکنیک می باشد .
  • مسئول ثبت بحث های ارائه شده در جلسات است .
  • تهیه پیش نویس گزارش Hazop را بعهده دارد .

ج) اعضاء تیم

ترکیب اعضاء تیم بر حسب نوع سیستم و پیچیدگی های عملیاتی آن از میان تخصص های مختلف مرتبط انتخاب می شود. از مهمترین علل انتخاب متخصصین می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تخصص در تشریح انحرافات از اهداف اولیه
  • فهم از خطراتی که ممکن است در سیستم ایجاد شود
  • دانش در باره سیستم های مشابه
  • دانش در باره محیط سیستم
  • دانش در باره سیستم با زیر سیستم های آن
  • انتخاب رهبر تیم

پس از تعیین تیم مطالعه یک نفر از میان اعضا با رأی آنها به عنوان رهبر تیم انتخاب می شود. وظیفه رهبر انتخاب کلمات کلیدی، تفسیر آنها برای اعضاء، جمع بندی اطلاعات توسط اعضا و هدایت تیم در مسیری است که بتوانند با همکاری همدیگر عمل سیستم را مورد ارزیابی قرار دهند. مهمترین خصوصیت رهبر تیم این است که بتواند به عنوان یک هماهنگ کننده عالی عمل کرده و در عین هدایت و رهبری صحیح تیم قدرت نوآوری و خلاقیت را از آنها سلب نمی کند.

از دیگر خصوصیات رهبر تیم می توان به موارد زیر اشاره کرد :

  • آشنایی کامل با تکنیک Hazop
  • توان بالای هماهنگ کنندگی
  • قابلیت بالای خلاقیت و نوآوری
  • آشنایی با سیستم

تعیین اهداف مطالعه:

عمق کار و اهداف مطالعه می تواند با توجه به مشخصات سیستم، ابعاد آن، نوع تکنیک مورد استفاده، اطلاعات در دسترس، مهلت انجام کار، منابع مالی، نیروهای انسانی و موارد مشابه متفاوت باشد. همچنین در یک مطالعه ممکن است گستره پارامترهای عملیاتی مورد نظر و همچنین کلمات کلیدی مورد استفاده متفاوت باشد. یکی دیگر از فعالیت های که در این مرحله صورت می گیرد طراحی ابزارهای کار نظیر برگه های کار و همچنین تعیین و جمع آوری مستندات مورد نیاز می باشد. در بخش های بعدی انواعی از برگه های کار مورد استفاده در مطالعه Hazop ارائه خواهد شد.

بعضی از مستندات مورد نیاز برای اجرای Hazop می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • نقشه کارخانه و تسهیلات
  • نقشه فرایند و تجهیزات
  • دیاگرام جریان فرایند
  • دستورالعمل های عملیاتی
  • گزارشات تجزیه و تحلیل خطرات یا سایر گزارشات ایمنی
  • گزارشات حوادث رخ داده در سیستم تحت مطالعه
  • اصول، قوانین و مقررات داخلی سازمان
  • پارامترهای عملیاتی
  • مشخصات ویژه تجهیزات (فشار، دما و …)
  • نتایج آنالیز Hazop اجرا شده در سایر سیستم های مشابه
  • و …

ارزیابی سیستم و تعیین گره های مطالعاتی:

پس از طی مراحل فوق و به منظور افزایش تمرکز بر روی انحرافات احتمالی پارامترهای عملیاتی، سیستم مورد مطالعه به زیر سیستم های کوچکتر که اصطلاحاً گره 0 مطالعاتی خوانده می شود تقسیم می گردد.

هر گره مطالعاتی به بخشی از سیستم اطلاق می شود که در آن علاوه بر امکان تعیین پارامترهای عملیاتی، احتمال انحراف پارامترهای یاد شده نیز وجود دارد. باید توجه داشت که اثرات انحراف در پارامترهای عملیاتی ممکن است علاوه بر گره مورد مطالعه، سایر گره ها و حتی کل سیستم را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

تعیین اهداف طراحی گره ها

همانگونه که اشاره شد فلسفه اصلی پشتیبانی کننده روش Hazop این عبارت می باشد که اگر یک فرایند بر اساس اهداف طراحی خود عمل کند رویداد خطرناک در آن رخ نخواهد داد است. به عبارت دیگر اولین و اصلی ترین فرضیه در انجام Hazop این است که فرآیند اصلی طراحی و استانداردهای تجهیزات اعمال شده همگی صحیح می باشند که بر همین اساس انحرافات ممکن از اهداف اولیه طراحی سیستم مورد بررسی قرار خواهد گرفت. به همین دلیل در مورد کل سیستم و همچنین گره های انتخابی ضرورت دارد که اهداف اصلی از طراحی آنها به دقت تعیین شده و سپس انحرافات احتمالی از اهداف یاد شده مورد ارزیابی قرار گیرد. این امر دو مزیت عمده زیر را بدنبال خواهد داشت:

  •  امکان ارزیابی بخش های سیستم از دیدگاه طرح عملی می گردد برای مثال در صورتیکه هدف طراحی یک قطعه تحمل 10 کیلوگرم فشار بر سانتیمتر مربع قید شده باشد صحیح بودن هدف فوق مورد بررسی بیشتر قرار گرفته و در صورت شناسایی هر گونه قصور، اقدامات اصلاحی در همین مرحله انجام می گیرد.
  • امکان مقایسه شرایط موجود با اهداف فوق و در نتیجه شناسایی انحرافات احتمالی عملی می گردد.

شناسایی پارامترهای عملیاتی هر گره:

یکی از مراحل مهم در ارزیابی ایمنی سیستم با استفاده از تکنیک Hazop تعیین پارمترهای عملیاتی آن است. عدم توانایی در شناسایی کلیه پارامترهای عملیاتی می تواند ارزیابی را از جامعیت بیاندازد. منظور از پارامتر عملیاتی کلیه متغیرهای قابل شناسایی در سیستم است. تعدادی از پارامترهای عملیاتی عبارتند از: جریان، درجه حرارت، فشار، سطح، غلظت، مقدار، جذب، حلالیت، خنثی بودن، تمیزسازی، انتقال حرارت، جداسازی، واکنش، بدام افتادن، زهکشی، ویسکوزیته، دانسیته، PH، نگهداری، فواصل آموزشی، نمونه برداری، برچسب زنی و …

انتخاب کلمات کلیدی:

شناسایی انحرافات احتمالی در پارامترهای عملیاتی با استفاده از ترکیب کلمات کلیدی با متغیرهای عملیاتی صورت می گیرد.

هنگامی که در جریان ارزیابی زمان نیز حائز اهمیت باشد ممکن است از کلمات کلیدی زیر استفاده شود:

در انتخاب کلمات کلیدی توجه به موارد زیر ضروری است:

  • کلمات کلیدی لازم است متناسب و هماهنگ با سیستم موجود باشد.
  • کلمات کلیدی باید متناسب و هماهنگ با خصوصیات طراحی سیستم باشد.

بعنوان نمونه برای پارامتر سرعت یک ممکن است برای یک پارامتر خاص همه کلمات کلیدی قابل استفاده نباشد. موتور الکتریکی نمی توان از کلمه کلیدی بعلاوه استفاده کرد زیرا مفهوم آن با کلمه کلیدی بخشی از پوشش داده می شود.

عموماً کلمات کلیدی توسط رهبر تیم انتخاب شده و پس از تفسیر مفاهیم آنها بر اساس خصوصیات طراحی سیستم برای استفاده در اختیار اعضاء تیم قرار می گیرد.

Hazop فرآیندی

مراحل مختلف Hazop فرایندی عبارت است از:

  • بازنگری دیاگرام های جریان مربوط به فرایند مورد مطالعه
  • تقسیم سیستم به زیر سیستم های متناسب
  • بکارگیری کلمات کلیدی به پارامترهای مختلف موجود در فرآیند به منظور شناسایی انحرافات احتمالی
    یافتن نتایج و مستند کردن آنها

در جدول شماره 7 کلمات کلیدی مورد استفاده در Hazop فرآیندی به همراه مفهوم آنها و همچنین مثال مرتبط ارائه شده است. از میان کلمات کلیدی ارائه شده، انواع متناسب آن در مورد پارامترهای مختلف پروسس نظیر جریان، فشار، درجه حرارت و غیره در کلیه حالات عملیاتی سیستم نظیر مرحله تست، استارت، خاموش کردن و نگهداری بکار گرفته می شود .

Hazop انسانی

Hazop انسانی بر اساس آنالیزهای شغلی انجام می گیرد و برای تکمیل آن لازم است اطلاعاتی در زمینه دستورالعمل های کاری، جانمایی محیط کار و تبادل انسان ماشین فراهم گردد .

از انواع اختصاصی Hazop انسانی می توان به موارد زیر اشاره کرد :

  • Hazop مبتنی بر VDU ( واحد نمایش بصری) که به ارزیابی خطاهای مرتبط با طراحی و استفاده از تبادل های مبتنی بر کامپیوتر می پردازد.
  • Hazop اینترلاکی: که خطاهای مرتبط به استفاده از اینترلاک ها را بررسی می کند.
  • Hazop تعیین کارکرد: که در این نوع Hazop خطاهای مربوط به تعیین نقش اپراتور در سیستم مورد بررسی قرار می گیرد.

Hazop دستورالعملی

از این نوع تکنیک می توان برای مطالعه کلیه عملیات بالقوه خطرناک و بر روی کلیه توالی های عملیاتی قابل استفاده کرد.

از این نوع Hazop می توان برای مطالعه کلیه عملیات بالقوه خطرناک و بر روی کلیه توالی های عملیاتی قابل استفاده کرد. از خصوصیات مهم Hazop دستورالعملی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • بر روی خطاهای انسانی و نقص های فنی سیستم متمرکز می شود.
  • هر چند که برای ارزیابی های دقیق طراحی شده است اما قابلیت استفاده برای ارزیابی های کلی اولیه را نیز داراست.
  • از نظر کاربرد کلمات کلیدی از قابلیت انعطاف بالایی برخوردار است.

اسناد ضروری برای انجام یک Hazop دستورالعملی می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • تشریح عملیات (تقسیم آنها بر توالی عملیاتی، دستورالعمل های مرتبط)
  • نقشه و تشریح تجهیزات درگیر در عملیات
  • داده های محیطی

هر چند که می توان از کلمات کلیدی Hazop انسانی برای تکمیل Hazop دستورالعملی نیز استفاده کرد ولی Hazop دستورالعملی خود می تواند دارای کلمات کلیدی اختصاصی بشرح زیر باشد:

اجرای مطالعه

از این مرحله اجرای عملی مطالعه شروع می شود که به صورت یک جلسه تیمی می باشد پس از معرفی هر گره کلمات کلیدی متناسب به ترتیب در پارامترهای عملیاتی بکار گرفته شده و ضمن تعیین علل احتمالی انحراف، اثر انحراف بر روی زیر سیستم و عمل سیستم مورد ارزیابی قرار می گیرد.

سپس با اختصاص کد ارزیابی ریسک به خطر شناسایی شده، ارزیابی ریسک انجام و با توجه به اندازه ریسک اقدامات پیشگیرانه مناسب نیز پیشنهاد می گردد. از آنجایی که ممکن است برای هر خطر شناسایی شده چندین روش اصلاحی توصیه شود لازم است که اصلاحات توصیه شده اولویت بندی نیز گردند برای اولویت بندی اقدامات بحث کلیدی هزینه اجرای آنهاست .

پس از معرفی اقدامات اصلاحی سطح ریسک دوباره ارزیابی خواهد شد که در حد قابل قبول باشد. برای اطمینان از اجرای پیشنهادات لازم است که واحد یا شخص مسئول پیگیری اقدامات توصیه شده و همچنین فرصت زمانی انجام آن نیز تعیین گردد. در این مرحله تصمیمات اتخاذ شده توسط دبیر جلسه در برگه کاری وارد شده و مستند می گردد.

انجام یک مطالعه Hazop در کنار اینکه با شناسایی و ارزیابی ریسک ها به ارائه درک بهتر کمک کرده و در نهایت به بهبود عملیات و ارتقاء سطح ایمنی سیستم کمک خواهد کرد. با درگیر ساختن افراد به صورت تیمی و جلب مشارکت آنها در حل مشکلات خود به افزایش روحیه همکاری جمعی در سازمان منجر خواهد شد.

برگه کار Hazop

چک لیست ممیزی داخلی

 

تکمیل گزارش: پس از اتمام مطالعه لازم است که گزارش نهایی Hazop براساس یک قالب مشخص تهیه گردد. برای تهیه گزارش لازم است که پس بیان مقدمه و اهمیت مسئله، اهداف مطالعه شروع شده و همچنین روش کار به اختصار بیان گردد.

در بخش یافته های گزارش مهمترین خطرات شناسایی بیان شده و در پایان و در قسمت نتیجه گیری مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت.

پیگیری: بدون شک در صورتیکه یافته های مطالعه Hazop مبنی بر وجود انحرافات در سیستم مورد مطالعه و در ادامه آن پیشنهادات اصلاحی بکار گرفته نشود اجرای مطالعه ثمری جزء اتلاف منابع مختلف سازمان ببار نخواهد داشت. برای همین امر مرحله پیگیری از مراحل اساسی هر مطالعه ای منجمله Hazop محسوب می شود . لازم است پس از پیگیری و کسب اطمینان از بکار بستن اقدامات اصلاحی، نتایج عملکرد دوباره مورد ارزیابی قرار گرفته و مطابق با چرخه بهبود کیفیت اقدامات تکمیلی پیش بینی شود. علاوه بر این بایستی توجه داشت که اقدامات اصلاحی خود به منبع خطرات جدید تبدیل نشود

کاربرد عملی

مزایا و معایب Hazop

تکنیک Hazop همانند سایر روشهای دیگر دارای توانمندیها و نقاط ضعفی می باشد که در بخش زیر به تعدادی از آنها اشاره می شود:

مزایا:

  • یک روش سخت افزاری جامع و فراگیر می باشد.
  • برای سیستم های پیچیده، خوب جواب می دهد.
  • نتایج دقیق و قابل استفاده ای را فراهم کرده و تمامی جزئیات را مشخص می نماید.

معایب:

  • وقت گیر و زمانبر می باشد.
  • هزینه اجرای آن زیاد بوده و گران تمام می شود.
  • روش خسته کننده و یکنواختی می باشد.
  • عیب های چندگانه و جند مرحله ای را مورد بررسی قرار نمی دهد.

بطور کلی موفقیت مطالعه Hazop به عوامل متعددی بستگی دارد که تعدادی از آنها عبارتند از:

  • ترکیب بندی مناسب تیم
  • وجود اعضاء با تجربه و مشارکت گرا
  • وجود دستورالعمل های مناسب که حداقل با استفاده از آنالیز شغلی تهیه شده و بطور شفاف و رسا بیان شده باشد.
  • رهبر با تجربه تیم که ضمن آشنایی کامل با نوع کار مورد آنالیز از توانمندی کافی برای کنترل و راهبری بحث ها برخوردار بوده و مهارت لازم را برای پیش بردن بحث دارد.
  • دقت در نقشه کشی و کسب اطلاعات به عنوان پایه ای برای مطالعه و صحت نقشه ها
  • مهارت های فنی، دانش و بینش اعضاء تیم.
  • توانایی تیم در نزدیکتر کردن تفکرات اعضاء به دریافت و درک انحرافات و تقویت قوه تخیل گروه.
  • توانایی تیم در ارزیابی خطرات جدید و تشخیص صحیح آنها

 

چک لیست پیشنهادی برای HAZOP

  1. فردی به عنوان سرپرست انتخاب شده است؟
  2. آیا مدیریت عالی سازمان در انتخاب سرپرست دخالت داشته است؟
  3. آیا سرپرست با تکنیک Hazop آشنایی دارد؟
  4. آیا سرپرست با سیستم یا واحد مورد مطالعه آشنایی دارد؟
  5. آیا سیستم مورد مطالعه مشخص شده است؟
  6. آیا انتخاب سیستم براساس مستندات بوده است؟
  7. آیا در انتخاب سیستم نظر واحدهای درگیر نظیر واحد ایمنی، تعمیر و نگهداری تضمین کیفیت و… دخیل شده است؟
  8. آیا تیم کارشناسی Hazop انتخاب گردیده است؟
  9. آیا تعداد اعضای تیم متناسب با مطالعه است؟
  10. آیا تخصص اعضای تیم با توجه به نوع سیستم متناسب است؟
  11. آیا اعضای تیم با سیستم مورد مطالعه آشنایی کامل دارند؟
  12. آیا اعضای تیم با تکنیک Hazop آشنا هستند؟
  13. آیا رهبر تیم انتخاب شده است؟
  14. آیا انتخاب رهبر تیم با نظر موافق اعضای تیم بوده است؟
  15. آیا رهبر تیم با تکنیک Hazop آشنایی کامل دارد؟
  16. آیا نوع مطالعه Hazop (فرایندی، انسانی، دستورالعمل، نرم افزاری) تعیین گردیده است؟
  17. در انتخاب نوع مطالعه، انواع مستندات لازم در نظر بوده است؟
  18. ابزارهای مورد نیاز برای مطالعه منجمله برگه کار فراهم شده است؟
  19. سطح جزئیات مطالعه مشخص شده است؟
  20. چارچوب زمانی مطالعه تعیین گردیده است؟
  21. آیا اعضای تیم سیستم مورد مطالعه را مرور کرده است؟
  22. آیا نقشه کلی سیستم آماده شده است؟
  23. آیا ID& P سیستم تهیه شده است؟
  24. آیا سیستم به زیر سیستم های (گره های) مطالعاتی تقسیم شده است؟
  25. آیا هدف از طراحی اولیه سیستم مشخص شده است؟
  26. آیا اهداف اولیه همه زیر سیستم ها مشخص شده است؟
  27. با توجه به نوع مطالعه، پارامترهای عملیاتی هر گره مطالعاتی تعیین شده است؟
  28. آیا حدود طبیعی پارامترهای تعیین شده برای شرایط طبیعی مشخص شده است؟
  29. آیا حدود طبیعی پارامترهای تعیین شده برای شرایط اضطراری مشخص شده است؟
  30. آیا با توجه به نوع مطالعه کلمات کلیدی مناسب مشخص شده است؟
  31. آیا مفهوم کلمات کلیدی برای کلیه اعضای تیم تشریح شده است؟
  32. آیا مطالعه شروع شده است؟
  33. آیا نتایج مطالعه منتشر گردیده است؟
  34. ایا نتایج مطالعه به تصویب همه اعضای تیم رسیده است؟
  35. آیا گزارش مطالعه تهیه گردیده است؟
  36. آیا گزارش مطالعه با فرمت پیشنهادی تطابق دارد؟
  37. آیا مطالعه دارای پیشنهادات کاربردی است؟
  38. آیا فرد مسئول پیگیری پیشنهادات مشخص شده است؟
  39. آیا پیشنهادات ارائه شده بکار گرفته شده اند؟

و نهایتاً اینکه :

Hazop یک متد ساختاری طوفان مغزی برای آنالیز ریسک است .

Hazop می تواند در اشکال مختلف بر اساس عناصر تشکیل دهنده سیستم های ایمنی اجراء شود .

هماهنگی خوبی با سایر متدهای آنالیز ریسک دارد .

توانمندی های آن توسط سازمان های نظیر وزارت دفاع آمریکا، شرکت موتورولا و طیف وسیعی از شرکت های شیمیایی به اثبات رسیده است.

error: Content is protected !!