آثار حقوقی شیوع بیماری‌های واگیردار (کرونا) بر قراردادهای پیمانکاری

آثار حقوقی شیوع بیماری‌های واگیردار (کرونا) بر قراردادهای پیمانکاری

آیا سهام با کرونا می‌ریزد؟ | بورس تهران تشنه آشفتگی؟

در پی شیوع ویروس کرونا و طرح سؤالات متعدّد کارفرمایان، مشاوران و پیمانکاران، پیرامون نحوۀ برخورد با این رویداد، بر آن شدیم تا در یک یادداشت کوتاه تخصصی و به صورت کاملاً فشرده و کاربردی، ابعاد مختلف قابلیت اثرگذاری بیماری موصوف بر قراردادهای پیمانکاری را احصاء و دسته‌بندی نماید. بدین منظور، سه وضعیت کلّی قابل تصوّر، محور بحث خواهند بود. در واقع با شیوع بیماری کرونا، احتمال مواجهۀ قراردادهای پیمانکاری، با یکی از موارد زیر وجود دارد: فورس‌ماژور، عسر و حرج (هاردشیپ) و نیز، وضعیت خاص در تشکیلات پیمانکار.

برای تطبیق، وضعیت هر پروژه، با یکی از موارد پیش‌گفته، ناگزیر از شناسایی صحیح و دقیق، ماهیت و اثر فورس ماژور، عسر و حرج و یا وضعیت خاص در تشکیلات پیمانکار هستیم. در واقع به صرف شیوع بیماری، نمی‌توان یک حکم کلّی برای همۀ پروژه‌ها صادر کرد. بلکه بایستی وضعیت هر پروژه، به عنوان رویدادی جداگانه مورد بررسی قرار گرفته و النهایه، حکم مقتضی صادر شود. این امر بیش از آنکه مستلزم بررسی مصادیق فورس‌ماژور، عسر و حرج قراردادی و یا وضعیت خاص در تشکیلات پیمانکار باشد، متوقف بر شناخت اصولی شاخص‌ها و مولّفه‌های موارد سه‌گانۀ مبحث حاضر می‌باشد. به همین منظور، وجوه اشتراک، افتراق و محلّ اثر فورس ماژور، عسر و حرج قراردادی و وضعیت خاص در تشکیلات پیمانکار، در جدول حدوث وضعیت خاص، تفکیک و تنظیم شده است.

آثار شیوع بیماری واگیردار به‌نحو دیگری هم، قابلیت دسته‌بندی دارد. بدواً از حیث محل اثر شیوع، با دو دستۀ محلّ اجرای پروژه (صف) و محلّ مدیریت پروژه (ستاد)، روبه‌رو هستیم. چرا که هر پروژه‌ای، علی‌الاصول دارای دو محلّ مدیریت و اجرا می‌باشد و شیوع بیماری، یا محلّ مدیریت یا محلّ اجرا و یا هر دو را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. در گام بعدی، بایستی ببینیم اثر رویداد شیوع بیماری واگیردار، انتفاء عملکرد مدیریتی/اجرایی پروژه (اعمّ از دائم و موقّت) را، در پی دارد؟ و یا عملکرد مدیریتی/اجرایی پروژه، با صعوبت همراه خواهد شد؟ پاسخ پرسش‌های پیش‌گفته، چهار عنوان حقوقی به شرح جدول شمارۀ یک را، رقم خواهد زد.

قوه‌قاهره

(فورس‌ماژور)

وضعیّت خاص

در سازمان متعهّد

انتفاء

هاردشیپ در صف

(عسر و حرج اجرا)

هاردشیپ در ستاد

(عسر و حرج مدیریت)

صعوبت

اجرای پروژه

مدیریت پروژه

جدول شماره 1 – عناوین حقوقی شیوع بیماری واگیردار

اثر حقوقی عناوین اربعه، بر مبنای عمومات قواعد عمومی قراردادها نیز مطابق جدول شمارۀ دو خواهد بود.

سقوط تعهدات

تبدیل تعهدات

انتفاء

بقاء تعهدات

(با صعوبت اجرا)

بقاء تعهدات

(با صعوبت مدیریت)

صعوبت

اجرای پروژه

مدیریت پروژه

جدول شماره 2 – آثار حقوقی شیوع بیماری واگیردار

در ادامه، سؤالی که به ذهن خطور می‌کند این است که، نحوۀ برخورد با عناوین اربعۀ حقوقی، در دو وضعیت تصریح و عدم تصریح در یک قرارداد چگونه خواهد بود؟ به عبارت دیگر اگر موضوع قوه‌قاهره، وضعیت خاص در تشکیلات متعهّد و عسر و حرج در قرارداد، تصریح شده و یا طرفین قرارداد، نسبت به درج شرط ناظر به هر یک از عناوین مذکور، سکوت اختیار کرده باشند، قواعد مسؤولیت و یا ضمانت‌های اجرایی در پی تحقّق هر یک از عناوین احصاء‌شده به چه ترتیب خواهد بود؟ بدین منظور، بایستی هر عنوان و قواعد مسؤولیت و یا ضمانت‌های اجرایی مالی و غیرمالی آن را، به تفکیک بررسی نمود.

درخواست سندیکا برای اعلام شرایط فوق‌العاده در قراردادها به دلیل ...

1.        قوه‌قاهره (فورس‌ماژور)

تحقّق قوه‌قاهره (فورس‌ماژور)، می‌تواند انتفاء دائم و یا موقّت پروژه را در پی داشته باشد. فلذا پروژه، قهراً با انفساخ (خاتمه‌پیمان) و یا تعلیق روبه‌رو خواهد شد. بنابراین اثر غیرمالی این مورد، حسب دائمی و یا موقّت بودن انتفاء اجرای پروژه، به ترتیب خاتمه‌پیمان و یا تعلیق قهری است. بدیهی است به تبعِ وقوع تعلیق قهری، تأخیرات متعهد ناشی از تعلیق موصوف، مجاز است. لیکن از حیث مالی بایستی قائل به تفکیک شویم. چه اینکه، علی‌الاصول قوه‌قاهره (فورس‌ماژور)، سقوط تعهدات طرفین قرارداد را در پی خواهد داشت، مگر آنکه در قرارداد به نحو دیگری توافق شده باشد؛ به عبارت دیگر، سقوط ناشی از قوه‌قاهره (فورس‌ماژور)، از قواعد امری نیست و در صورت درج شرط پوشش خسارات ناشی از قوه‌قاهره (فورس‌ماژور) در قرارداد، شرط مزبور نافذ و مطابق آن شرط، عمل خواهد شد. لیکن در صورت سکوت، با رجوع به اصل (سقوط تعهدات)، جبران خسارت نیز، منتفی است. نتیجتاً برای موضوع قوه‌قاهره (فورس‌ماژور)، وضعیت به شرح جدول شماره سه خواهد بود.

بدون پوشش خسارات

(فقدان شرط)

پوشش خسارات

(مطابق شرط)

مالی

تعلیق قهری (موقّت)

خاتمه‌پیمان قهری (دائم)

تعلیق قهری (موقّت)

خاتمه‌پیمان قهری (دائم)

غیرمالی

سکوت در قرارداد

تصریح در قرارداد

جدول شماره 3 – شیوع بیماری واگیردار و قوه‌قاهره

2.       عسر و حرج (هاردشیپ) در اجرا

تحقّق عسر و حرج (هاردشیپ) در اجرا، اگر چه اجرای پروژه را منتفی نمی‌کند لیکن اجرای پروژه را با صعوبت و دشواری همراه خواهد ساخت. فلذا علی‌الاصول سرعت اجرا به جهت سختی عارضی، کاهش یافته و اصطلاحاً پروژه با افت «بازده عملکردی»[1] روبه‌رو می‌گردد و جبران آن، هزینه‌های افزایش منابع را به پروژه تحمیل می‌نماید. در چنین حالتی، اتلاف منافعِ منابع را شاهد هستیم. به عبارت دیگر اگرچه منابع اجرایی اعم از سرمایه‌های انسانی، ماشین‌آلات و تجهیزات، در عالم واقع از بین نمی‌روند، لیکن منافع آن‌ها در آنات زمان، از منافع پیش‌بینی‌شدۀ آن‌ها در برنامۀ نخستین پروژه، کمتر خواهد شد که عرفاً عنوان اتلاف بر آن، صدق می‌نماید. به طور مثال، خودرو (مینی‌بوسی) که در شرایط عادی، طیّ یک سفر درون‌‌/برون‌شهری، 14 کارگر را هر روز صبح، از محل اسکان ایشان به پروژه منتقل می‌نمود، اکنون با طرح هوشمند فاصله‌گذاری اجتماعی، بایستی طیّ دو سفر درون‌‌/برون‌شهری، همان 14 کارگر جابه‌جا نماید و یا مینی‌بوس دیگری به طور همزمان به این فعالیت جانبی، اختصاص یابد. همان‌طور که ملاحظه می‌شود تأخیر در اتمام فعالیت مرتبط (تطویل) و افزایش هزینه (ناشی از سفر مضاعف و یا منبع مضاعف) پیامد صعوبت در اجرا است.

در چنین حالتی، متعهد بایستی فوراً برای تعهدات انجام‌نشدۀ خود و به‌منظور ایجاد تعادل اقتصادی قیمت‌های اجرای قرارداد، مذاکره مجدّد را (بر مبنای شرط قراردادی و یا ارتکازات عقلی) از متعهدٌله درخواست نماید. آنگاه، مطابق آن شرط قراردادی و یا ارتکاز عقلی، ضمن جواز تأخیرات ناشی از تطویل قهری پیمان که امری غیرمالی (البته با آثار مالی است)، در رابطه با تعدیل نرخ اجرا، مطابق قرارداد اقدام خواهد شد. البته در صورتی که متعهدٌله توان و یا بنای بر تعدیل نرخ اجرای پروژه را نداشته باشد، مذاکره دائر مدار تفاسخ یا اقاله (خاتمه‌پیمان توافقی) خواهد بود. مورد اخیر به قید مقدّمات حکمت و اصول حاکم بر حقوق عمومی، مختصّ قراردادهای ذیل حقوق خصوصی است، مگر آنکه صراحتاً جواز خاتمه‌پیمان ناشی از هاردشیپ به دستگاه اجرایی، اعطاء شده باشد.[2] بدین ترتیب، در صورت وجود شرط قراردادی، تجدیدنظر (تعدیل) در نرخ، مطابق قرارداد (تعدیل قراردادی) و در صورت سکوت، با رجوع به محکمه و در سیر رسیدگی قضایی (تعدیل قضایی)، صورت خواهد پذیرفت. امتناع از خاتمه‌پیمان ضمن عدم اِعمال تعدیل نیز، موجد حقّ رجوع متعهد به دادگستری با خواستۀ الزام به تعدیل قضایی توأم با درخواست بدلی خاتمه‌پیمان است. نتیجتاً برای موضوع عسر و حرج (هاردشیپ) در اجراء، وضعیت به شرح جدول شماره چهار خواهد بود.

تجدیدنظر (تعدیل) قضایی نرخ اجرا

تجدیدنظر (تعدیل) قراردادی نرخ اجرا

مالی

تطویل قهری

خاتمه‌پیمان ارادی

تطویل قهری

خاتمه‌پیمان ارادی

غیرمالی

سکوت در قرارداد

تصریح در قرارداد

جدول شماره 4 – شیوع بیماری واگیردار و عسر و حرج در اجرا

3.       وضعیت خاص در تشکیلات متعهد

هنگامی که با شیوع بیماری واگیردار، اجرای پروژه منتفی نشود و یا حتّی با صعوبت همراه نباشد، لیکن فعالیت ستاد یا دفتر مرکزی هادی پروژه، با اختلال شدید مواجه شود به‌نحوی که عرفاً انتفاء مدیریت بر آن، اطلاق گردد (فرضاً دوسوم اعضاء هیأت‌مدیره و یا صاحبان امضاء مجاز، از دنیا رفته باشند)، در چنین حالتی، تشکیلات متعهد با وضعیت خاص روبه‌رو شده است. وجه ممیّز این مورد با قوه‌قاهره (فورس‌ماژور) چنانکه پیش‌تر بیان شد، محلّ اثر رویداد است.

اگر وقوع چنین وضعیتی در قرارداد، پیش‌بینی شده باشد، مطابق قرارداد عمل خواهد شد (که معمولاً انتقال قرارداد به شخص دیگر است.) در موارد مسکوت هم، حکماً قابلیت تبدیل تعهد به اعتبار مدیون (متعهّد) وجود دارد. هر چند مورد اخیر هم علی‌الاصول، ناظر به قراردادهای ذیل حقوق خصوصی است. حکم به جواز آن دسته از فعالیت‌های کارگاهی که به‌تبع عدم امکان مدیریت ستادی، با تأخیر مواجه می‌شوند هم صحیح است. پوشش هزینه‌ها تا زمان انتقال و یا تبدیل تعهد، با وحدت ملاک از قواعد مسؤولیت و یا ضمانت‌های اجرایی قوه‌قاهره (فورس‌ماژور) و تنقیح مناط، مستلزم تصریح در قرارداد است. نتیجتاً جدول شمارۀ پنج، گویای وضعیت خاص در تشیلات متعهّد، می‌باشد.

بدون پوشش هزینه

(فقدان شرط)

پوشش هزینه‌ها

(مطابق شرط)

مالی

تبدیل تعهّد

انتقال قرارداد

غیرمالی

سکوت در قرارداد

تصریح در قرارداد

جدول شماره 5 – شیوع بیماری واگیردار و وضعیت خاص در تشکیلات متعهد

4.       عسر و حرج (هاردشیپ) در مدیریت

تحقّق عسروحرج (هاردشیپ) در مدیریت، اگر چه مدیریت پروژه را منتفی نمی‌کند، لیکن مدیریت پروژه را با صعوبت و دشواری همراه خواهد ساخت. فلذا علی‌الاصول، ساز و کار مدیریت به جهت سختی عارضی، دچار تأخیر و یا عدم جزمیّت در تصمیم‌گیری می‌شود و جبران آن، هزینه‌های بالاسری را به پروژه تحمیل می‌نماید که در برنامۀ نخستین پروژه، دیده نشده بود. به طور مثال، با اجرای طرح هوشمند فاصله‌گذاری اجتماعی، پرسنل ستادی (اعم از مدیران ارشد، مدیران پروژه و دستیاران و عوامل دفتر فنّی و…) که می‌توانستند در دفتر مرکزی حضور یابند، تقلیل خواهد یافت و برای جبران آن، پیاده‌سازی سازوکارهای دورکاری در بستر فناوری اطلاعات، متعهد را با افزایش هزینه‌های بالاسری مواجه می‌نماید. همان‌طور که ملاحظه می‌شود تأخیر در تصمیم‌گیری‌ها و افزایش هزینه (ناشی از پیاده‌سازی روش‌های جایگزین)، پیامد صعوبت در مدیریت است.

در چنین حالتی، متعهد بایستی فوراً مراتب امر را به‌منظور ایجاد تعادل اقتصادی ضریب بالاسری قرارداد، طیّ مذاکره مجدّد (بر مبنای شرط قراردادی و یا ارتکازات عقلی) از متعهدٌله درخواست نماید. آنگاه، مطابق آن شرط قراردادی و یا ارتکاز عقلی، ضمن جواز تأخیرات که امری غیرمالی (البته با آثار مالی است)، در رابطه با تعدیل ضریب بالاسری، مطابق قرارداد اقدام خواهد شد. البته در صورتی که متعهدٌله توان و یا بنای بر تعدیل ضریب بالاسری پروژه را نداشته باشد، مذاکره دائر مدار تفاسخ یا اقاله (خاتمه‌پیمان توافقی) خواهد بود. همان‌طور که گفته شد، مورد اخیر، مختصّ قراردادهای ذیل حقوق خصوصی است. بدین ترتیب، در صورت وجود شرط قراردادی، تجدیدنظر (تعدیل) در ضریب بالاسری، مطابق قرارداد (تعدیل قراردادی) و در صورت سکوت، با رجوع به محکمه و در سیر رسیدگی قضایی (تعدیل قضایی)، صورت خواهد پذیرفت. امتناع از خاتمه‌پیمان ضمن عدم اِعمال تعدیل نیز، موجد حقّ رجوع متعهد به دادگستری با خواستۀ الزام به تعدیل قضایی توأم با درخواست بدلی خاتمه‌پیمان است. نتیجتاً برای موضوع عسر و حرج (هاردشیپ) در مدیریت، وضعیت به شرح جدول شماره شش خواهد بود.

تجدیدنظر (تعدیل) قضایی نرخ بالاسری

تجدیدنظر (تعدیل) قراردادی نرخ بالاسری

مالی

تطویل قهری

خاتمه‌پیمان ارادی

تطویل قهری

خاتمه‌پیمان ارادی

غیرمالی

سکوت در قرارداد

تصریح در قرارداد

جدول شماره 6 – شیوع بیماری واگیردار و عسر و حرج مدیریت

با عنایت به موارد مطروحه، جدول یکپارچۀ شمارۀ هفت، تمام وضعیت‌های مختلف را به شرح ذیل، احصاء نموده است.

عنوان رویداد

محلّ اثر

اثر رویداد

عنوان حقوقی

وضعیت قرارداد

اثر حقوقی

قواعد مسؤولیت و یا ضمانت‌های اجرایی

غیر مالی

مالی

شیوع

بیماری واگیردار

اجرای پروژه

(صف)

انتفاء اجرا

قوه‌قاهره

(فورس‌ماژور)

واجد شرط

سقوط تعهدات (مشروط)

تعلیق قهری (موقّت)

خاتمه‌پیمان قهری (دائم)

پوشش خسارات مشروط

فاقد شرط

سقوط تعهدات (مطلق)

بدون پوشش خسارات

صعوبت اجرا

هاردشیپ در صف

(عسر و حرج اجرا)

واجد شرط

بقاء تعهدات

تطویل قهری

خاتمه‌پیمان ارادی

تعدیل قراردادی نرخ اجرا

فاقد شرط

تعدیل قضایی نرخ اجرا

مدیریت پروژه

(ستاد)

انتفاء مدیریت

وضعیّت خاص

در سازمان متعهّد

واجد شرط

تبدیل تعهدات

انتقال قرارداد

پوشش هزینه‌های مشروط

فاقد شرط

تبدیل تعهد

بدون پوشش هزینه‌ها

صعوبت مدیریت

هاردشیپ در ستاد

(عسر و حرج مدیریت)

واجد شرط

بقاء تعهدات

تطویل قهری

خاتمه‌پیمان ارادی

تعدیل قراردادی نرخ بالاسری

فاقد شرط

تعدیل قضایی نرخ بالاسری

جدول شماره 7 – شیوع بیماری واگیردار و عناوین اربعۀ حقوقی



[1]. Performance

[2]. خاتمه‌پیمان ارادی دستگاه اجرایی در وضعیّت موصوف، مطابق عمومات نفوذ حقوقی عمل مستخدم دولت، متوقّف بر تهیه گزارش توجیهی (گام استدلالی)، مبنی بر نفع برتر عمومی خاتمه‌پیمان نسبت به بقاء پیمان است.

با عنایت به توضیحات مندرج در جدول و در یک نگاه کلّی:

1. اگر محل اجرای پروژۀ پیمانکار، در محلّ شیوع ویروس و بیماری واگیردار باشد، به‌نحوی که به سببی از اسباب (نظیر قرنطینه، منع عبور و مرور، تعطیلی اجباری و…)، راهبری کارکنان کارگاه (صف) و اجرای کار (عقلاً یا عرفاً) امکان‌پذیر (میسّر) نباشد، بر وضعیّت موصوف، حکم فورس‌ماژور بار می‌گردد. (هر چند، در محلّ دفتر مرکزی پیمانکار، بیماری به مرحلۀ شیوع، نرسیده باشد و یا از وضعیت شیوع، خارج شده باشد.)

2. اگر محل دفتر مرکزی پیمانکار، در محلّ شیوع ویروس و بیماری واگیردار باشد، به‌نحوی که به سببی از اسباب (نظیر قرنطینه، منع عبور و مرور، تعطیلی اجباری و …)، قابلیت حضور موثّر مدیران ارشد و پروژه در دفتر مرکزی شرکت، راهبری کارکنان ستادی و مدیریت پروژه، (عقلاً یا عرفاً) امکان‌پذیر (میسّر) نباشد، بر وضعیّت موصوف، حکم وضعیت خاص بر تشکیلات پیمانکار، بار می‌گردد. (هر چند، در محلّ اجرای پروژۀ پیمانکار، بیماری به مرحلۀ شیوع، نرسیده باشد و یا از وضعیت شیوع، خارج شده باشد.)

3. اگر محل اجرای پروژۀ پیمانکار، در محلّ شیوع ویروس و بیماری واگیردار باشد، به‌نحوی که به سببی از اسباب (نظیر محدودیت‌های عبور و مرور، تعطیلی واحدهای مرتبط و…)، راهبری کارکنان کارگاهی (صف) و اجرای کار (عقلاً یا عرفاً) با سختی و صعوبت شدید همراه شود، بر وضعیّت موصوف، حکم عسر و حرج قراردادی (ناظر به منابع اجرای پروژه هزینه‌های مستقیم) بار می‌گردد.

4. اگر محل دفتر مرکزی پیمانکار، در محلّ شیوع ویروس و بیماری واگیردار باشد، به‌نحوی که به سببی از اسباب (نظیر محدودیت‌های عبور و مرور، تعطیلی واحدهای مرتبط و…)، حضور موثّر مدیران ارشد و پروژه در دفتر مرکزی شرکت، راهبری کارکنان ستادی و مدیریت پروژه، با سختی و صعوبت شدید همراه شود، بر وضعیّت موصوف، حکم عسر و حرج قراردادی (ناظر به منابع مدیریت پروژه هزینه‌های غیرمستقیم) بار می‌گردد.

 

 

 

حدوث وضعیت خاص در:

نحوۀ تحویل کالا/خدمت

تشکیلات پیمانکار

مطلوبیت ذاتی قرارداد

عنوان حقوقی

قوه قهریه

نهاد تبدیل تعهّد

 عسر و حرج (تغییر اوضاع و احوال) در قرارداد

نقطۀ اثر

محلّ اجرای پروژه (صف)

یا محلّ اجرای تعهدات

محلّ مدیریت پروژه (ستاد)

یا محلّ مدیریت تعهدات

عوضین قرارداد

(برای تعهد اجرا نشده)

وجوه اشتراک

ناشی از یک حادثه

1-      پس از انعقاد قرارداد و یا اطّلاع پس از انعقاد قرارداد باشد.

2-      در زمان انعقاد قرارداد، عقلاً (عرفاً) غیرقابل پیش‌بینی بوده

3-      خارج از کنترل

4-      اجتناب‌ناپذیری یا عدم توان فائق‌آمدن بر آثار آن

ناشی از یک حادثه

1-      پس از انعقاد قرارداد و یا اطّلاع پس از انعقاد قرارداد باشد.

2-      در زمان انعقاد قرارداد، عقلاً (عرفاً) غیرقابل پیش‌بینی بوده

3-      خارج از کنترل

4-      اجتناب‌ناپذیری یا عدم توان فائق‌آمدن بر آثار آن

ناشی از یک حادثه

1-      پس از انعقاد قرارداد و یا اطّلاع پس از انعقاد قرارداد باشد.

2-      در زمان انعقاد قرارداد، عقلاً (عرفاً) غیرقابل پیش‌بینی بوده

3-      خارج از کنترل

4-      اجتناب‌ناپذیری یا عدم توان فائق‌آمدن بر آثار آن

وجوه افتراق

سقوط تعهد

(انتفاء اجرا و برائت ذمۀ متعهّد)

بقاء تعّهد

(صعوبت مدیریت با استصحاب اشتغال ذمۀ متعهّد)

بقاء تعهد

(صعوبت اجرا با استصحاب اشتغال ذمۀ متعهد)

پیامدها

ایجاد مانع در اجرای کار

 (توقف اجرای پروژه تا رفع مانع موقّت و یا لغو پروژه با وقوع مانع دائمی)

فقدان قابلیت مدیریت پروژه

(بدون وجود مانع موقت و یا دائمی در اجرای پروژه)

طاقت‌فرسا شدن بیش از حد انجام کار و اختلال در کار (کاهش بازده کاری و جواز تأخیرات) و تغییر اساسی در موازنۀ قرارداد (افزایش زمان و هزینۀ اجرای تعهدات و یا تقلیل ارزش اجرای تعهد برای متعهّدٌله)

قواعد فقهی و حقوقی مرتبط

حسن‌نیّت؛ اجتناب از توسعۀ آثار (تحدید خسارت)؛ قُبح تکلیف ما لا یُطاق؛ لاضرر و لا ضرار فی‌الاسلام؛ سوءاستفاده از حق؛ تدارک ضرر (اقدام) و برخی اصول حقوق اداری

حسن‌نیّت؛ اجتناب از توسعۀ آثار (تحدید خسارت)؛ قُبح تکلیف ما لا یُطاق؛ لاضرر و لا ضرار فی‌الاسلام؛ سوء‌استفاده از حق؛ تدارک ضرر (اقدام) و برخی اصول حقوق اداری

حسن‌نیّت؛ اجتناب از توسعۀ آثار (تحدید خسارت)؛ نفی عسر و حرج؛ المَیسور لا یُسقط بالمَعسور؛ تدارک ضرر (اقدام)، ضوابط تجدیدنظر در نرخ پیمان و برخی اصول حقوق اداری

راهبردها

(قواعد مسؤولیت)

مانع موقت (درخواست ابلاغ تعلیق قهری و در صورت بقاء، تا مدّت مشروط، انجام تشریفات خاتمه‌پیمان)

مانع دائم (درخواست انجام تشریفات خاتمه‌پیمان)

پیشنهاد فوری جایگزینی پیمانکار

با سازوکار تبدیل تعهد به اعتبار مدیون (مشابه انتقال قرارداد)

لزوم درخواست فوری مذاکرۀ مجدّد و در صورت استنکاف، توسّل به مرجع قضاوتی (برای تجدیدنظر در نرخ قرارداد و یا خاتمه‌پیمان)

حوضچه تغلیظ – thickener tank

حوضچه تغلیظ – thickener tank

تیکنر به منظور تصفیه پساب معادن همچون آهن، مس، آلومینیوم، سنگبری ها، کارخانجات کاشی و سرامیک و ماسه شویی ها طراحی و ساخت می گردد. از آنجایی که پساب این صنایع حاوی ذرات معلق و TSS بالایی می باشد، می توان با طراحی و ساخت تیکنر، از آب تصفیه شده در خط تولید استفاده نمود و در هزینه های بهره برداری واحدهای تولیدی صرفه جویی بالایی ایجاد نمود.
در طراحی و ساخت تیکنر، پساب ورودی دارای جامدات بالایی می باشد و به دلیل اختلاف دانسیته بین ذرات و مایع، این ذرات ته نشین گردیده و به صورت جریان تغلیظ یا Under flow از کف مخزن جدا می گردد. آب تصفیه شده در جریان سر ریز Over flow خارج می گردد. در مجموع در طراحی و ساخت تیکنر با استفاده از مدلسازی ریاضی و نرم افزارهای مهندسی می توان قطر و ارتفاع را محاسبه نمود.
تیکنر ﻫـﺎ ﺣﻮﺿﭽﻪ ﻫـایی ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ عملیات ﺗﻪ نشینی ﻳﺎ ﺟﺪاﺳﺎزی ﻣﺤﻠﻮل از ﺟﺎﻣﺪ در آﻧﻬﺎ ﺑﺮ اﺳﺎس نیروهای گرانش و ﮔریز از ﻣﺮﻛﺰ اﻧﺠﺎم ﻣﻲ ﮔیرد. مایع زلال شده از ﺑﺎﻻی تیکنر و ﺑﺨﺶ پالپ ته نشین ﺷﺪه از ته ریز تیکنر ﺧﺎرج ﻣﻲ ﮔﺮدد.
تیکنرﻫﺎ اﻧﻮاع ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ دارﻧﺪ که از ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ آﻧﻬﺎ ﻣﻲ ﺗﻮان ﺑه انواع زیر اشاره کرد:

تیکنر ﻣﻌﻤﻮﻟﻲ

ﺗیکنرصفحه ای

Related image
تیکنر پارویی

تیکنر پارویی شامل یک محفظه ی استوانه ای شکل است که پالپ با استفاده از لوله های انتقال پساب به مرکز آن وارد می شود. به منظور جلوگیری از ایجاد اغتشاش در جریان آب تمیز، تا حد امکان محل ورود پالپ در پایین ترین سطح ممکن انجام خواهد شد. در این نوع تیکنرها، فلوکولانت و آب تمیز در داخل محفظه ای با یکدیگر مخلوط شده و آماده تزریق به پساب می شوند که به آن مرحله ساخت پلیمر می گویند. مرحله ساخت پلیمر معمولا دارای سه مخزن می باشد که یکی از آنها مخزن آب تمیز و دیگری مخزن مخلوط کن و سومی مخزن پلیمر آماده نام دارد. یکی از مهمترین نکته های کلیدی که اکثر سازندگان تیکنر به آن بی توجه هستند دور پروانه همزن در مخزن مخلوط کن است، چرا که دور بالا و سرعت زیاد پروانه همزن باعث ایجاد شکست مولکولی فلوکولانت خواهد شد و کارایی آن را کاهش خواهد داد.

از دیگر موارد مهم این است که انتقال پلیمر آماده تزریق به سمت پساب باید از کف مخزن پلیمر آماده صورت پذیرد. استفاده ی مناسب و اثربخش از فلوکولانت موجب افزایش کارایی تیکنر می شود.

آب تصفیه شده از محیط جانبی استوانه به شکل سرریز خارج شده و ذرات جامد نیز در ته استوانه ته نشین می شوند، تا در نهایت از انتهای استوانه خارج شوند. در داخل استوانه بازوهایی وجود دارند که به صورت شعاعی حرکت می کنند. از هریک از این بازوها مجموعه صفحاتی آویزان است تا هدایت فاز جامد به مرکز محفظه راحت تر صورت بگیرد. در تیکنرهایی که از فناوری های جدید بهره می برند، در صورت افزایش میزان گشتاور پیچشی از میزانی مشخص، به صورت خودکار طول این بازوها بیشتر شده تا از صدمات ناشی از اضافه بار جلوگیری شود. همچنین این مجموعه صفحات علاوه بر هدایت جریان به سمت ته ریز تیکنر، به فشرده شدن فاز جامد ته نشین شده نیز کمک می کنند. ذرات جامد در این نوع تیکنرها به صورت مستمر به سمت پایین و ته ریز تیکنر هدایت می شوند تا نهایتا از تیکنر خارج شده و به سمت دپوی باطله پمپاژ شوند.

همه چیز درباره خرید و مشخصات تیکنر | پارسا سنگ شکن

ﺗیکنر ﻻﻣﻼ

Controlling Sludge in Lamella Clarifiers - Partech
 تیکنرﻣﺨﺮوﻃﻲ عمیق

Related image
تیکنر جریان بالا

High Rate Thickener - Outotec

 

Conventional thickener tree

 

Bridge Thickener
Column thickener

 

 

 

تئوری غلیظ کردن

مبنای بیشتر مطالعات ته نشین شدن مواد در تیکنرها، مدل ساده ای است که در آن محیط داخلی تیکنر به سه ناحیه ی مجزا و متمایز در جهت قائم تقسیم می شود. هریک از این نواحی دارای مشخصات خاصی هستند. در این مدل ترکیب پالپ در هر سطح افقی ثابت در نظر گرفته می شود و از تغییرات احتمالی پالپ در سطوح افقی صرفنظر می شود.

چنانچه تیکنر در شرایط تعادل باشد، حجم و ترکیب نواحی یک، دو و سه ثابت باقی می ماند. در ناحیه ی یک، آب زلال به سمت بالا در حرکت است که از لبه ی فوقانی تیکنر سرریز می شود. در ناحیه ی دو، مواد جامد در حال ته نشین شدن هستند. چگالی پالپ در این ناحیه ثابت و معادل چگالی بار اولیه است. در ناحیه ی سه، مواد ته نشین شده به تدریج فشرده شده تا در نهایت با غلظت مورد نظر از ته ریز تیکنر تخلیه شوند. بین نواحی یک و دو فصل مشترک مشخصی وجود دارد که به آن خط گل (mud line) گفته می شود. اما بین نواحی دو و سه فصل مشترکی وجود ندارد، بلکه بین این نواحی به جای یک فصل مشترک مشخص، یک ناحیه ی باریک انتقال وجود دارد.در اثر ته نشین کردن دانه های جامد در یک پالپ، مایع زلال و پالپ غلیظ شده ای به دست می آید. سرعت ته نشینی دانه های جامد در یک سیال را می توان بسته به ابعاد دانه ها با استفاده از قوانین Stokes و Newton بدست آورد. سرعت ته نشینی دانه های خیلی کوچک در حد میکرون تحت تاثیر نیروی وزن آنها، بسیار کم است بنابراین ممکن است لازم باشد با استفاده از نیروی گریز از مرکز سرعت سقوط آنها را افزایش داد. همچنین می توان شرایط محیطی را به گونه ای تنظیم کرد که مواد ریزدانه به یکدیگر بچسبند (تحت تاثیر نیروی Van der Waals) و با سرعت بیشتری ته نشین شوند (کوآگولاسیون Coagulation) و یا از پلیمرهایی (فلوکولانت Flocculants) استفاده کرد که با سرعت بیشتری ته نشینی صورت بگیرد. به این فرآیند فولوکولاسیون (Flocculation) گفته می شود.

تیکنر پیوسته، از یک حوضچه ی استوانه ای تشکیل شده است که بسته به ظرفیت آن دارای قطری بین 2 تا 200 متر و عمقی بین 1 تا 7 متر است. پالپ اولیه از طریق لوله ای که در قسمت مرکزی قرار دارد و انتهای آن تا حدود چندی دسیمتر به داخل پالپ موجود در حوضچه ی تیکنر فرو رفته است، وارد می شود تا به این ترتیب حتی المقدور تلاطم کمتری در محیط ایجاد شود. مایع صاف شده از طریق کانالی که در پیرامون بخش فوقانی تیکنر پیش بینی شده است، خارج می شود. حال آنکه دانه های جامد به صورت پالپی غلیظ شده از مجرایی که در بخش مرکزی قسمت تحتانی تعبیه شده است، به خارج هدایت می شوند. برای سهولت در تخلیه ی دانه های ته نشین شده، قسمت تحتانی تیکنر دارای شیب ملایمی به سمت مرکز آن است. به علاوه یک یا تعدادی بازوی گردان مجهز به یک سری پره در قسمت تحتانی قرار داده شده است تا مواد ته نشین شده را به سمت مجرای مرکزی هدایت می کنند. در تیکنرهای جدیدتر، این بازوها به نحوی طراحی شده اند که در صورت اعمال نیرویی بیش از حد مجاز به آنها، به صورت اتوماتیک به سمت بالا حرکت کرده تا از آسیب دیدن در امان باشند.

 

جهت مدلسازی عملیات واحد در طراحی تیکنر چند فرض عمده در نظر گرفته شده است:

1- فرض می شود که تمامی ذرات ریز هستند و دارای دانسیته یکسانی می باشد.
2- فرض می شود که هیچ گونه انتقال جرمی بین ذرات و سیال وجود ندارد.
3- دوغاب ورودی کاملاً سوسپانسیون شده و ذرات به طور کامل فلوکولانت شده اند.
4- تمامی ذرات دارای شکل همگن هستند.
5- از استرس سیال – سیال در مقابل استرس سیال – جامد صرفنظر می کنیم.
6- سیال را الاستیک در نظر می گیریم.
اساس طراحی تیکنر استفاده از نیروی جاذبه جهت جداسازی ذرات جامد از آب می باشد. به صورت کلی هر ذره در داخل تیکنر تحت تاثیر سه نیرو قرار دارد.
الف) نیروی جاذبه زمین که ذرات را به سمت پایین می کشد. هرچه جرم ذرات بزرگتر باشد، نیروی جاذبه بیشتر خواهد بود.
ب) نیروی شناوری که بر اساس اصل ارشمیدس ذرات را به سمت بالا هدایت می کند.
ج) نیروی Drug که عبارت است از اصطکاک حرکت یک ذره در درون یک سیال.
بنابراین تیکنر باید به نحوی طراحی و ساخت گردد که نیروی جاذبه Gravity از مجموع نیروهای Drug و شناوری بیشتر باشد و در نتیجه ذرات در کف تیکنر ته نشین شود.

 

نرم افزار طراحی و ساخت تیکنر

مشابه با آنچه در آزمایش اندازه گیری سرعت ته نشینی روی می دهد، در تیکنر سیال به دو بخش تقسیم می شود یکی لایه تحتانی می باشد (Hindered settling) که در آن غلظت ذرات جامد از غلظت بحرانی بیشتر می باشد و استرس جامد سیال وجود دارد. خروجی این قسمت که در کف مخزن تیکنر می باشد حاوی جامدات با درصد بالا هستند که به عنوان دور ریز تخلیه می گردد.
لایه بالاتر که Free settling نامیده می شود دارای غلظت به مراتب پایین تری می باشد و در نهایت در بالای این لایه سریز Over flow جریان به وجود می آید. خروجی این قسمت همان پساب تصفیه شده واحد تیکنر می باشد که درصد جامدات آن کاهش یافته است.
با مدلسازی ریاضی در طراحی و ساخت تیکنر می توان ارتفاع و قطر را محاسبه نمود.

اجزا واحد تیکنر در طراحی و ساخت

مهمترین اجزا و سازه های یک تیکنر که پیش از عملیات ساخت بایستی به دقت طراحی گردند شامل موارد ذیل می باشد:
1) سازه نگهدارنده وزن کل تیکنر (Thickener) که با توجه به برآوردهای اقتصادی و ابعاد سازه و وزن سیال به صورت فلزی یا بتنی طراحی و ساخته می شود.
2) استوانه اصلی به همراه قیف کف که مهمترین جز تیکنر می باشد.
3) مخزن خوراک ورودی (Feed well) که وظیفه توزیع یکنواخت جریان ورودی به داخل تیکنر را دارد.
4) مجموعه پارو و همزن که در طراحی و ساخت تیکنر وظیفه انتقال لجن یا همان پساب تغلیظ شده در کف مخزن را بر عهده دارد.
5) سر ریز یا Over flow که به وسیله شیارهایی طراحی و ساخت می گردد تا جریان آب تصفیه شده به آرامی از تیکنر خارج گردد.

 

 

 


The Conventional Thickener

 

DescriptionConventional Thickeners are generally incorporated in heavy duty applications when the underflow density is high and substantial torques are required to convey the settled solids from the periphery to the central outlet for pumping away. Likewise, thickeners are often used for storage to facilitate the continuous feeding of downstream filters or centrifuges.

Historically thickeners were introduced to the mining industry in 1905 when the beneficiation of ores by froth flotation was invented in Australia.

In 1964 there was a project to reprocess the huge piles of tailings that accumulated over the years and recover the remaining copper . At that time I was employed by Eimco in Salt Lake City, Utah and participated in a team that conducted test work checking the suitability of large diameter thickeners for both concentrate and tailings of the reprocessed ore.

The picture on the right shows a 6 meter diameter wooden tank “Dorr” thickener installed back in 1908 in the Kennicott Copper Mill in McCarthy, Alaska and in 2011 I had the thrilling opportunity to fly from Chitina to McCarthy in a six seater plane to visit the abandoned mill.

 

 

 

Basically there are two groups of thickeners which differ in their rake driving mechanisms:

  • Centrally driven
  • Peripherally driven

The following tree shows the two main thickener groups and their various configurations:

Conventional thickener tree

The Central Drive Mechanisms

There are two methods of supporting the heavy drive with its shaft and raking arms:

Bridge Thickener
  • The bridge type
  • The column type

In the bridge type a structure spans across the tank and is subjected vertically to the weight of the mechanism plus any solids that accumulate within the arms truss and horizontally to the twin forces imposed by the density of the raked underflow.

Column thickener

In the column type a central steel or concrete column takes vertically the reaction to the weight of the mechanism and horizontally the torque load.

 

There is a rule of thumb as to the break even between bridge type and column type mechanisms. For tanks up to 25-30 meter diameter the former type is selected and for larger diameters the later type. However, in many instances other considerations determine the selection such as the local cost of steel versus concrete. Also selection may be influenced by process consideration such as the handling of the dense underflow through a central discharge cone, as in the bridge type, or in a circular trough as in the column type thickeners.

 

The Drive Head

The drive head, together with the raking arms, are the heart of the mechanism since the entire operation of the thickener depends on their ability to convey continuously the dense underflows from the periphery of the tank to the center. Hence, they are always of a robust design to meet the most difficult duties such as metallurgical, potash or phosphate applications where densities may reach 55-60% solids by weight.

Another important factor is reliability since unlike many other types of equipment, thickeners have no stand-bys so if one goes out of commission it cannot be by-passed. Consequently, if this happens other thickeners have to take the extra load but if the plant incorporates just one thickener then the entire production line must stop. Likewise, to take a thickener out of commission for internal repairs such as repair of damaged blades, or rubber lining may take days since it requires to empty the tank, wash out with hoses the underflow bed, refill the tank and find a suitable storage or disposal site for the very large volumes of liquid.

To view the components move the mouse pointer over the menu

Floating Worm
Worm Wheel
Torque Control
Precision Bearing
1st Reduction
2nd Reduction
Final Reduction
Pinion
Main Gear
Bridge mounted drives
The majority of the drive heads are mechanically driven however hydraulically driven units are also in use.

 

Typical bridge type drive heads for small thickeners consist of a worm gear as shown on top and for larger units spur gears as may be seen at the bottom. The drives are always mounted directly on the bridge.

The drive head below is designed for column type thickeners. The main gear consists of a rim with internally machined teeth so that the space in the center is left free for a post that is bolted to the top of the column and supports the walkway. It should be noted that the structure that spans radially on a column type thickener is not subjected to any operational load and serves merely as the inner support for the walkway.

To view the components move the mouse pointer over menu

2 Balanced Drives
1st Reduction
2nd Reduction
Final Reduction
Pinion
Internal Spur Gear
Precision Bearing
Cage Structure
Column mounted drive Column erection

Drive heads for both bridge and column type thickeners may be driven by up to 4 electric motors of hi-slip design which can reach 5-8 percent slip without loss of power nor overheating. This special design is required to ensure that the load on the main gear is balanced so that each primary reducer, and subsequently the entire reduction train, is subjected to an equal strain.

The torque capability of a thickener drive is specified as Duty Rating being the maximum mechanism design strength or the 100% setting on the Torque Control Box. The torque, in turn, depends on a K factor and the thickener diameter based on the following formula:

Torque (in Nm) = 14.6*K*D2 (in meters)

The following table specifies the K factors for different Duty Ratings:

Machine Duty K Factor
Light 3-7
Medium 7-12
Standard 12-19
Heavy 19-20
Extra Heavy 21-40

 

In general terms the type of thickener and its drive torque rating ranges between the following values:

Type of Thickener Drive Torque Rating
Bridge with Worm Gear Drive 3000-140000 Nm
Bridge with Spur Gear Drive 20000-1440000 Nm
Column with Spur Gear Drive 27000-3270000 Nm

 

The Lifting Device and Torque Control

The lifting device is the element that raises and lowers the raking arms during operation so that the blades follow the interface of the settled solids by monitoring the torque. This ensures that the torque is maintained within set limits so that the arms are raised when the torque increases or lowered when the torque decreases. The control box is mounted on the primary reducer and generally contains 4 microswitches set to the following sequence:

  • 30% to lower the raking arms
    Central lifting device
  • 50% to raise the raking arms
  • 60% to sound an alarm
  • 90% to cut-out the power supply and close the slurry feed

There are two types of lifting devices for bridge type thickeners:

  • Small and medium diameter thickeners will normally incorporate a Centrally Mounted Lifting Device supported by the drive head that is fixed to the bridge structure. A screw is attached to the shaft of the raking arms which are raised or lowered depending on the monitored torque. The power to the rotating lifting motor and its control from the microswitches is supplied by a slip ring housing that is stationary and mounted on the lifting screw cover.

 

Platform lifting device
  • Larger thickeners incorporate a Platform Mounted Lifting Device. They are normally designed for high torque ratings and consist of a construction with two platforms. A lower platform that carries the entire drive head train and moves up or down and an upper platform that is stationary, supported by the bridge, and carries the lifting motor. The motor turns both ways depending on the torque that is monitored by the control box.

The two platforms are connected by two heavy screws that turn clockwise or counter-clockwise and move the lower platform up or down.

 

Also column thickeners have two types of lifting devices:

  • The Telescopic Cage type where the drive head remains stationary on the column. This device consists of

    two cages, an internal cage that is bolted to the rotating drive rim to transmit the torque and an external cage that is raised together with the raking arm by 4 screws driven by a chain and sprockets.

  • The Telescopic Column where the drive head is mounted on a base so that both are raised or lowered by two screws that are actuated by an electric motor from an upper platform. The torque is transmitted to the raking arms by the reaction between the telescopic column and the main column.

The lifting height of the raking arms depends largely on the application and can vary from 30 cm for feeds with a steady slurry inflow up to 120 cm for thickeners that facilitate storage.

 

The Raking Arms

The duty of the raking arms is to convey the settled solids from the entire area to the discharge cone of bridge type thickeners or the circumferential trough that surrounds the column of column type thickeners.

The are two configurations of raking arms:

  • Arms that rake the entire tank floor twice per revolution
  • Arms that rake the outer circle tank floor twice per revolution and the inner circle four times and on extra heavy application six times per revolution

The difference is in the number of times that the tank floor is raked.

In this arrangement and when the volume of solids to be conveyed is low there are two long arms and the blades of each arm overlap so they move the solids twice per revolution.

In this arrangement and when the volume of solids to be conveyed is high two short arms are added in 90 degrees to the two long arms so that the inner circle of the thickener’s floor is raked four times per revolution. Rarely also six short arms in 30 and 60 degrees are added to the long arms and rake the inner circle of tank floor six times per revolution.

  

Thixo raking arms

On light duty applications straight blades are used however curved blades are always attached to arms that are designed for heavy duty applications. On certain heavy duty applications with thixotropic slimes the blades are not directly attached to the arm truss but connected through posts to avoid an effect called “doughnutting” in which the entire mass of solids rotates without being conveyed to the center. The thixo blades as they channel through the slime help in reducing this effect and promote the release of liquid to increase the density of the underflow.

On abrasive applications the rakes and blades are subjected to a significant wear so it is good practice to increase their thickness for corrosion allowance.

 

The Scum Skimmer

Scum Skimmer
Scum Box
Scum Baffle
Overflow Weir
To view the components move the mouse pointer over the menu Scum skimming
 

On some applications, such as thickening downstream froth flotation, a thick scum layer floats on the surface of the liquid. This layer finds its way into the overflow launder and contaminates the clear overflowing liquid with fines. This problem is solved by incorporating a scum baffle that retains the scum layer so that a special rotating scum skimmer pushes the scum into a box for disposal.

 

The Tank and Roof

Thickener tanks may be constructed either from steel or concrete and may reach diameters of 120 meters and in earthen basins up to 180 meters. Most of the chemical process industries prefer the steel tanks construction since they may be elevated above ground level, allow inspection of the tank’s floor for leakages and bring the underflow slurry pumps nearer to the outlet of the discharge cone. Another consideration in selecting steel tanks is their ready adaptation to corrosive processes by a rubber covering the wetted parts of the tank.

The bottom of the tanks are sloped and on smaller thickeners, there is one continuous slope of 13/4:12. On larger thickeners, there are normally two slopes with the external circle at 1:12 and the internal 2:12. The discharge cone’s slope is always 1:1.

Shelled tank bottom

A great deal of engineering was done on elevated tanks to optimize floor design for steel weight to vertical load ratio and the density of the supporting structure. For many years the floor was constructed of flat steel plates cut in sectors to form the round shape of the thickener’s bottom. In this design the each sector was subjected circumferentially to bending stresses and required sufficient thickness to take the vertical load. In the mid 60’s the Japanese have proposed for an Alumina Plant in Queensland to form shelled sectors in a Catenary curve that resemble power lines. This curve subjects the sectors to tension without bending and results in a substantial saving in floor weight.

Roofs that cover the entire tank are sometimes used for process conditions that require to preserve slurry temperature or to avoid the hazard of corrosive gases emitting from the surface. Such roofs are usually made from fiberglass plates that are supported in the outer circumference by the tank’s wall and internally by the bridge. A hydraulic inverted cup seal between the central shaft and the roof ensures that no gases are leaving to the atmosphere. For thickeners with lifting devices the seal should by long enough to retain the gases regardless of the arms position. In another technique that saves the cost of the roof plastic balls are spread to float on the surface to preserve heat but its efficiency is low.

The problem with roofs is that special covers on the circumference of the roof are required for accessing the overflow weir and launder periodic cleaning. Likewise, the roof must be strong enough to carry the maintenance personnel.

 

Overflow weirs

The overflow weir that surrounds the tank ensures that the flow that leaves the thickener is distributed evenly in terms of m3/hr/m weir length. During the first year or so differential settling of the tank foundations may cause an uneven distribution so that the entire flow passes over the lower part of the weir which results in high velocities and drag of fines to the overflow launder. Therefore, it is essential to check from time to time that the weirs are in leveled.

Two of the most common overflow weirs are illustrated on the right and show the adjustable leveling clamps. The “V” notch weir is generally more common since the triangular notches are not so sensitive to slight deviations in the level of the tank.

 

The Feedwell

The purpose of the feedwell is to dampen the turbulence of the incoming feed so that the entry into the thickener will be as laminar as possible and will not interfere with the solids that are already settling inside the tank. This effect is achieved by entering the feedwell tangentially so that the  centrifugal swirl distributes the feed in an even pattern below the liquid level.

It is good practice to connect the tangential pipe so that the introduced stream swirls in an opposite direction to the rotation of the raking arm. This will reduce the risk that slow settling solids may “doughnut” as described in the section on the raking arms.

The Cone Scraper

 

 

Underflow Pumping

Pumping of dense underflows has always been a problem on thickeners that handle slurries such as metallurgical concentrates, potash or phosphate and the position of the pumps in relation to the discharge cone can be very critical. The principle is to position the slurry pumps so that their suction side will be as close as possible to the cone’s outlet and it is also good practice to have two pumps, one in operation and one as stand-by.

Underflow pumps caisson

There are three ways of positioning the pumps:

  • For bridge type thickeners with tanks that are elevated above ground level the positioning is simple since the cone is freely accessible.

  • For bridge and column type thickeners with tanks that are mounted on ground level the access to the slurry pumps is trough a tunnel.

  • For very large column type thickeners the column is constructed as a caisson that is submerged in the slurry so that the pumps are housed at the bottom of the chamber and deliver the underflow upwards.

  • For small thickeners, which are normally of the bridge type, the pumps are positioned at the periphery of the tank and the suction pipe is buried or runs through a pipe sleeve for replacement if necessary.

 

The Peripheral Drive Mechanisms

Traction thickener

Some of the largest thickeners in the world with 200 meters diameter are of the Traction type as seen on the left.

These thickeners incorporate a central column that serves as a pivot to a rotating raking arm that spans radially towards the periphery of the tank. The outer end of the arm has a carriage with motorized wheels that are guided by a circumferential track and move the entire arm structure in a circular trajectory to convey the settled solids towards the center. The bridge is not subjected to any operational loads and serves merely as a walkway for accessing the column and its pivot point from the outside.

Traction thickeners have no lifting devices therefore they cannot be used for storage.

 

آشنایی با انواع قراردادها

آشنایی با انواع قراردادها

Index of /wp-content/uploads/2018/02/

شناسایی مؤسسات و امکانات داخلی و ارزیابی آنها برای برگزاری مناقصات عمده به منظور انتخاب مهندسین مشاور و پیمانکاران ذی‌صلاح داخلی و انعقاد قراردادهای جامع و عمده با آنان به منظور تحقق اهداف مرتبط با اجرا و راه‌‌اندازی پروژه‌ ها و طرح‌‌های بزرگ جدید، یا بهینه‌سازی و توسعه طرح‌های موجود که پیوسته به صورت کلان  مطرح و مورد پیگیری واقع می ‌شوند.

Comparison of the risk level accepted by Client with each contracting model and with each type of risk 

در صنعت نفت مراحل انعقاد قرارداد به این ترتیب است که پس از تهیه نقشه‌ ها و مشخصات اجرایی طرح، اسناد مناقصه منتشر و از پیمانکاران برای شرکت در مناقصه دعوت می‌‌شوند. پس از بررسی تمام شرایط پیمانکاران و پیشنهادها، پیمانکار برتر انتخاب و قرارداد با وی منعقد می‌ شود. در این نوشتار بخشی از قراردادهای رایج صنعت نفت تشریح می‌ شود:

 

قراردادهای طراحی (E)

قراردادهایی که فقط مرحله طراحی پروژه را شامل می‌‌شود به قراردادهای E معروفند.

 

قراردادهای طراحی و خرید (EP)

قراردادهایی که شامل مرحله طراحی و تامین کالای پروژه هستند، قراردادهای EP نام‌‌گذاری می‌‌شوند.

 

قراردادهای خرید و ساخت (PC)

پروژه‌‌هایی که مرحله خرید و ساخت از پیمانکار خواسته می‌ شود، حالت PC دارند که اکثر پروژه‌‌های کشور از این دسته هستند.

 

قراردادهای (EPC)

اجرای پروژه‌‌های بزرگ در صنعت نفت به روش EPC گسترش فراوانی داشته است، تا جایی که بسیاری از فعالیت‌‌های در دست اجرا با بهره‌گیری از این روش انجام می‌ شود.

پروژه‌‌های EPC، دارای اولویت ‌هایی همچون سرعت بیشتر و اعمال کنترل مناسبت ‌تر بر امور و فعالیت‌‌های اجرایی هستند. در این روش عملیات مهندسی، تدارک و تامین و اجرا به صورت موازی با هم و در قالب یک قرارداد انجام می‌شود.

با توجه به این نکته که یکی از نیازهای مهم بازار امروز به ویژه در پروژه‌‌هایی که به وسیله بخش خصوصی یا به طریق فاینانس انجام می‌‌شود، داشتن اطمینان از قیمت نهایی و تاریخ قطعی اتمام کار است، اجرای پروژه به صورت EPC، اطمینان بیشتر از قیمت تمام شده و زمان اتمام کار را فراهم می ‌کند.

روش EPC، برگرفته از سه حرف اول مهندسی (Engineering)، خرید (Procurement) و ساخت (Costruction ) است.

EPC v EPCM Contracting- A Comparison

در میان مراحل اجرایی قراردادهای EPC، بخش E به دلیل وابستگی زیادی که با توان اجرایی تیم پیمانکار دارد، از اهمیت بیشتری برخوردار است.

Main approaches for implementation of major construction projects ...

قراردادهای سرمایه‌گذاری خارجی

انواع سرمایه‌ گذاری خارجی در ایران بر اساس قانون شامل موارد زیر است:

1) سرمایه‌ گذاری مستقیم یا فاینانس (finance)

2) روش ساخت، بهره‌ برداری و واگذاری (BOT Build-Operate-Transfer)

3) ساخت، تملک، بهره‌ برداری ( BOO (Build – Own – Operate)

الف) ساخت، تملک، بهره‌ برداری، واگذاری (BOOT (Build-Own-Operate-Transfer)

ب) ساخت، اجاره، واگذاری (BLT -Build – Lease – Transfer)

4) قراردادهای بیع متقابل (Buy Back)

5) مشارکت مدنی (JV -Joint Venture)

قراردادهای مشارکتی

این نوع قراردادها به دو دسته تقسیم می‌‌شوند که عبارتند از: (1) موافقت‌‌نامه‌های مشارکت در تولید که این نوع از قراردادها، شرکت خارجی را متعهد به پرداخت مالیات و در برخی موارد بهره مالکانه، آموزش نیروی انسانی و مشارکت دولت میزبان می کند.

(2) قراردادهای مشارکت در سرمایه‌گذاری که در این قراردادها، کشور میزبان و شرکت عامل در سود و خطرپذیری توافق ‌نامه ‌های نفتی سهیم هستند. میزان مشارکت در عقد موافقت ‌نامه‌ های امتیاز متفاوت است در نتیجه دولت به مثابه شریک در تولیدی که بر اساس قرارداد انجام می‌ شود، سهیم است.

قرارداد قیمت ثابت ( Fixed Price (Lump Sum))                                

در این نوع قرارداد پیمانکار/ تأمین کننده یک قیمت ثابت را برای یک محدوده کاری تعریف شده یا یک تجهیز با مشخصات تعریف شده دریافت می نماید.

•این قیمت در بردارنده کلیه بالاسری ها و سود نیز می باشد.

در این نوع قرارداد پیمانکار/ تأمین کننده متحمل ضرر و زیان می شوند.

•اگر؛ هزینه ها بیشتر از قیمت ارائه شده باشد.

در این نوع قرارداد محدوده کاری(Scope Of Work) بایستی کامل و شفاف تعریف شده باشد.

هزینه های اضافه توسط پیمانکار بابت تغییرات محدوده ی کاری (Change Scope) شارژ می گردد.

•هر تغییری نیاز به مذاکرات و Negotiation دارد.
•قواعد و روش های انجام Change Order ها بایستی در قرارداد تعریف شود.

در مقایسه با سایر قراردادها، قراردادهای قیمت ثابت نیازمند کوشش بیشتر برای تعریف محدوده کاری و الزامات و نیازهای تکنیکی دارد.

•پیمانکار ریسک حاصل از قیمت ثابت کار را متقبل می شود. این ریسک ها شامل:

•تغییرات در هزینه نیروی کار و مواد اولیه

•نیاز به نیروی کار بیشتر نسبت به آنچه پیش بینی شده بود.

•مشکلات فنی در انطباق محدوده کاری تعریف شده با مباحث تکنیکی و فنی

•پیمانکار/تأمین کننده ذخایر احتیاطی را به قیمت اضافه می نمایند.

•پیمانکار به سمت کاهش هزینه ها تشویق شده و سوق می یابد.

•سود پیمانکار افزایش می یابد.

•پیمانکار هیچ تمایلی به متحمل شدن هزینه های اضافی ندارد.

•مانند هزینه های ناشی از سرعت بخشیدن به کار در خلال زمان قراردادی

•مانند ارائه کیفیت بالاتر در انجام کار یا ارائه تجهیزات نسبت به حداقل هایی که الزامات قراردادی را پوشش می دهند.

قرارداد قیمت ثابت با تعدیل قیمت (Fixed Price With Price Adjustment)

این نوع قرارداد همانند قرارداد قیمت ثابت است؛ با این تفاوت که ؛

•تعدیلاتی در طول زمان به قیمت تعلق خواهد گرفت درصورتیکه برخی از هزینه های اولیه پیمانکار/ تأمین کننده تغییر یابد ( عموماً در صورت افزایش هزینه ها)

عموماً جهت تهاتر اثرات ناشی از تورم یا تغییرات قیمتی در کالاهاست مانند:

•افزایش نرخ دستمزد و نیروی کار یا هزینه موارد اولیه

•روش یادستورالعمل یا فرمول مشخصی براساس آماده های منتشر شده برای تورم در قرارداد ها برای تعدیل پیش بینی می گردد.

•این نوع قرارداد ریسک پیمانکاران/ تأمین کنندگان را کاهش می دهد.

 

قراردادهای واحد بها- فهرست بها (Unit Price)

•هر واحد کار/ تجهیزات/ مواد اولیه دارای یک قیمت ثابت است.

•مقدار و حجم واحد ها به صورت مشخص و کامل برآورده نشده و معلوم نیست.

•قیمت هر واحد، کلیه هزینه های مستقیم و بالاسری و سود پیمانکاران / تأمین کننده را پوشش می دهد.

•پیمانکار/ تأمین کننده ریسک قیمتی برپایه هر واحد کار/ تجهیزات متقبل می شوند.

•کارفرما/ صاحب کار ریسک قیمتی برای تغییرات/ افزایش مقادیر کمی کار از واحد کارهای مورد نیاز را متقبل می شود.

•نمونه هایی برای قراردادهای Unit Price

•تأمین و نصب پروژکتورها برروی هر نگهدارنده و (Fixture)

•ساخت و تأمین شیرآلات

•ساخت و تأمین مخازن تحت فشار براساس هر واحد وزن

•تأمین و نصب لوله کشی صنعتی بر پایه هر واحد طول

•همچنان اهمیت شفافیت و کامل بودن تعریف الزامات و مشخصات برای هر واحد حائز توجه است.

قراردادهای واحد بهای زمان و مواد اولیه ( Time and Materials/Unit Rate)

•پیمانکار به ازای میزان زمان مورد نیاز برای نیروکار و سایر منابع قیمت می دهد.

•نرخ های روزانه، هفتگی یا ماهیانه برای هر تخصص نیرو انسانی یا منابع کاری مانند ماشین آلات و تجهیزات در نظر گرفته می شود.

•مهندس، نقشه کش، برقکار، جوشکار ماهر و ….

•جرثقیل، بیل مکانیکی، داربست و …

•نرخ های واحد زمانی شامل بالاسری ها و سود پیمانکار می باشند.

•نرخ ها در هر قرارداد ثابت هستند.

•پیمانکار ریسک قیمت حاصل از افزایش هزینه ها نسبت به نرخ های واحد را متحمل می شود.

•برنامه کاری نرخ ها در قرارداد دیده شده است.

•هزینه های مواد اولیه و سایر مخارج بصورت یک درصد بر هزینه در نظر گرفته می شود.

•نوعی قرارداد جبران هزینه ای است.

معایب

پیمانکار تمایلی به انجام سریعتر کار ندارد.

هر چه طول مدت پیمان افزایش یابد میزان پول بیشتری پیمانکار بدست خواهد آورد.

مزایا

کیفیت کار افزایش می یابد.

الزامی به تعریف جزئیات فنی الزامات و طراحی در تعریف محدود کار قراردادی نمی باشد.

قرارداد جبران هزینه ها با فی ثابت یا درصدی( Reimbursable With Fixed Percentage Fee)

•این نوع قرارداد مشابه قرارداد واحد بهای زمان و مواد اولیه می باشد با این تفاوت که به پیمانکار براساس هزینه واقعی پرداخت می گردد.

•مزایا و معایب این روش مانند قرارداد واحد بهای زمان و مواد می باشد.

•به عنوان مازاد یک فی که بعنوان درصدی از هزینه واقعی می باشد برای پوشش بالاسری و سود به پیمانکار پرداخت می گردد.

•فی می تواند ثابت باشد.

•بدین شکل پیمانکار هیچ ریسک قیمتی را متحمل نمی شود.

•اداره این نوع قرارداد بسیار مشکل می باشد.

•هزینه های واقعی انجام شده توسط پیمانکار بایستی مستند سازی و صحه گذاری شود.

قرارداد های قیمت هدف (Target Price Contact Type)

•شکلی از قرارداد جبران هزینه هاست با این تفاوت که میزان هزینه های کل پیمانکار برای انجام کار نسبت به یک مبنای Target سنجیده و مشوق تعلق می گیرد.

•اگر هزینه های شارژ شده پیمانکار کمتر از Target Price باشد پیمانکار درصدی از اختلاف تا قیمت هدف را به صورت پاداش دریافت می کند.

•اگر هزینه ها بالاتر از Target باشد، آنگاه فقط بخشی از هزینه های بالاتر را پیمانکار دریافت خواهد نمود.

•هزینه ها می توانند یک نرخ ثابت یا هزینه های واقعی انجام شده باشند.

•نرخ هزینه های انجام شده معمولاً برای این نوع کار راحت تر است و بنابراین بایستی سعی نمود که هزینه ای واقعی استخراج و شفاف شود.

قراردادهای جبران هزینه با فی تشویقی (Reimbursable With Incentive Fees)

•در این نوع قراردادها پیمانکار براساس هزینه های واقعی انجام شده یا براساس نرخ های مصوب برای کار دریافت خواهد داشت.

•علاوه بر این پیمانکار فی تشویقی را براساس کارایی عملکرد در خصوص موارد زیر اضافه بر مبالغ فوق دریافت خواهد نمود.

•کارایی برنامه زمانسنجی

•کارایی کیفی

•کارایی هزینه

•و مواردی از این دست.

قراردادهای خدماتی

این نمونه از قراردادها از دیرینه‌‌ترین اشکال روابط قراردادی بین افراد از یک سو و جوامع از سوی دیگر به شمار می ‌آیند. این نوع از قراردادها در سه دسته قرار می ‌گیرند:

 

قراردادهای صرفا خدماتی

این دسته از قراردادها در فعالیت ‌های اکتشافی کاربرد ندارد و تنها در تلاش ‌های تولید مورد بهره‌ برداری قرار می ‌گیرند. پاداش این قراردادها نقدی است و بهای مقطوع و مشخصی دارد. با این همه، گاه به منظور افزون کردن انگیزه سرمایه‌ گذار بیگانه در ارائه خدمات بهتر، امتیازهایی مانند خرید قسمتی از تولید اعطا می‌ شود.

نوع ساده آن، به صورت حق ‌الزحمه مقطع برای ارائه خدمات مشخص است و بابت دریافت کمک های فنی به کشور میزبان هیچ سهمی از نفت خام تولیدی پیش ‌بینی نشده است.

 

قراردادهای ریسکی خدمت

این نوع قراردادها، عموما در کشف میادین نفت و گاز کاربرد دارند، اصولا ماهیت این نوع قراردادها به گونه‌ ای است که مسائلی چون مالیات و بهره مالکانه کمتر مورد توجه طرفین قرار می ‌گیرد.

در صورتی که کشفی صورت نپذیرد، قرارداد به خودی خود منتفی است، اما در صورت کشف نفت یا گاز، شرکت ملزم است آن را به مرحله تولید برساند.

به هر تقدیر، کل تولید در اختیار کشور میزبان قرار خواهد گرفت و شرکت عامل طبق شرایط قرارداد یا از مبلغی مقطوع به عنوان بازپرداخت سرمایه به همراه نرخ بهره و خطر پذیری برخوردار خواهد شد و یا بر اساس درآمد حاصل از میزان نفت تولید شده پس از کسر مالیات سهم خواهد برد.

 

قراردادهای بیع متقابل

در قراردادهای خدماتی بیع متقابل، شرکت سرمایه‌ گذار بیگانه، تمامی وجوه سرمایه‌ گذار مانند نصب تجهیزات، راه‌اندازی و انتقال فناوری را به عهده می ‌گیرد و پس از راه‌اندازی پروژه، آن را به کشور میزبان واگذار می کند. بازگشت سرمایه و نیز سود سرمایه شرکت، از طریق دریافت محصولات تولیدی انجام می‌ شود.

دلیل طبقه ‌بندی قرارداد بیع متقابل در رده قراردادهای خرید خدمت این است که انجام بازپرداخت اصلی و سود سرمایه‌ گذاری از محل نفت خام و فرآورده‌های آن صورت می ‌گیرد.

پرداخت‌ها به صورت نقدی و غیرنقدی امکان‌پذیر است. این نوع قرارداد در کشورهایی که قوانین آنها، هرگونه مالکیت بخش خصوصی یا خارجی را بر صنعت نفت منتفی دانسته اند، اجرایی می‌ شود.

 

 

error: Content is protected !!